اندیشمند بزرگترین احساسش عشق است و هر عملش با خرد

Tuesday, September 20, 2011

به اعتقادات خود محک بزنیم

سه سطر زیر را که نوشته‌ام بخوانید و پس از خواندنِ آن در مورد اینکه من چه شخصی‌ هستم بیندیشید:
ما شما را میبخشیم و به شما مهربانی می‌کنیم (۱-۳).
 ما آدم و جنس و انس را به وجود نیاوردیم مگر اینکه مارا پرستش کنند (۵۱-۵۶).
 … برای کسانی‌ که به ما ایمان دارند نشانه های قدرت ما پیداست (۱۰-۶).
ما دشمنان شما را میشناسیم. دوست داشتنِ ما برای شما کافیست (۴-۴۵).
آیا نفهمیدی که ما مالک زمین و آسمان هستیم و هر که را بخواهیم شکنجه می‌کنیم و هر که را بخواهیم آزاد میگذاریم که ما بر همه چیز توانائی‌ داریم (۵-۴۰).




صدها سطر دیگر از این قبیل که “ما دستور میدهیم که شما به ما احترام بگذارید، ما را پرستش کنید، و بر ما نماز بگذارید” را در نظر بگیرید و قضاوت کنید که کسی‌ که اینها را میگوید آیا یک پادشاه دیکتاتور نیست. به جای “ما” واژهٔ “خدا” را بگذارید و به خود خواهیِ این خدا پی ببرید. اینها در حقیقت قطعاتی از سخنان خداوند اسلام است و شماره های در پرانتز سوره و آیهٔ مربوطه را نشان میدهند. هر سوره قرآن با جمله بنام خداوند بخشنده مهربان شروع میشود، و چون اینها سخنان خداوند است که به وسیله جبرئیل به پیغمبر الهام شده، خدا به نام خود شروع و بخشندگی و مهربانیش را مرتب ادا می‌کند، که البته بقیه مطالب در این جهت نیستند و بیشتر سخن از وحشت و ترس است. تاریخ نمونه های بسیاری از خود پرستی‌ و خشونت و قصاوت حکمرانان را ثبت کرده است. آنها خود را خدایگان مینامیدند و انتظارشان از مردم این بود که به رغم خونخواریشان آنها را بپرستند و شکر گذارشان باشند. شاید الله نیز به این دلیل چنین توصیف شده بود. یعنی‌ او در حد یک حکمران ستیزه جو و انتقام جو (و در ضمن بخشنده به آنان که به او سجده میکردند) تعریف شده بود. دیکتاتور های امروز نیز چنین شخصیتی دارند. در این مقاله و مقالات واپسین قصد دارم که با آوردن قسمتهائی از قرآن به پیام اصلیِ آن پی ببرم. به این وسیله شاید بتوانیم به اعتقادات خود محک بزنیم و ببینیم که آنچه در طی سالها مجموع اعتقادات ما را در بر گرفته، که بیشتر جنبه عرف و عادت‌ دارد، در حیطهٔ خِرَد چه می‌باشد. با آیه های قرآن در رابطه با زن آغاز می‌کنیم. توجه داشته باشید که طرفِ صحبتِ خداوند یا پیغمبر است و یا مردانِ دیگر، به جز یک مورد که با زنانِ پیغمبر صحبت می‌کند که البته احکامش به نفع پیغمبر است. از کلیهٔ این آیات بر میاید که زن نه یک انسانِ مستقل، بلکه جزو مالکیت مرد تلقی‌ میشود و نقش او چه در این دنیا و چه در آخرت خدمت به مرد است. به منظور اختصار، تنها قسمتی‌ از آیه که کلیت آن آیه را می‌رساند نقل میشود:

(۲-۱۸۷) مباشرت در شبهای رمضان با زنان خود آزاد است…. (۲-۲۲۱) با زنان مشرک ازدواج نکنید مگر آنکه ایمان بیاورند که کنیزی با ایمان بهتر از زن آزاد مشرک است هر چند از مال و زیبیش به شگفت آئید…(۲-۲۲۲) اگر از زنان در زمان عادت شدن پرسش کنند بگو که آن رنجی‌ است برای زنان و در آن حال از مباشرت آنها دوری کنید تا آنگاه که پاک شوند… (۲-۲۲۳) زنان شما کشتزار شما هستند پس برای کشت به آنها نزدیک شوید… (۲-۲۲۶) کسی‌ که قسم خورد بر عدم معاشرت با زن خود چهار ماه وقت دارد… (۲-۲۲۸) اگر زن طلاق داده شده باید عدهٔ او بگذرد که سه پاکی است و در این مدت شما میتوانید به آنها برگردید… (۲-۲۲۹) طلاقی‌ که شوهر رجوع میتواند بکند دو مرتبه است.. (۲-۲۳۰) پس اگر زن را طلاق سوم داد رجوع نمیتواند بکند مگر آنکه زن به دیگری شوهر کند و طلاق بگیرد… (۲-۲۳۱) اگر زن را طلاق دادید باید تا پایان عده با او خوشرفتاری کنید… (۲-۲۳۲) چون عدهٔ آنها تمام شد نباید از شوهر کردن او را منع کنید… (۲-۲۳۴) مردی که بمیرد زنش تا چهار ماه و دَه روز حق ازدواج ندارد… (۲-۲۸۲) چون به قرض معامله کنید و اگر امضا در معامله نبود دو مرد و اگر دو مرد نبود یک مرد و دو زن گواه آورید… (۴-۳) آن زنان را به ازدواج خود در آورید که مناسب با عدالت و خوب است که دو یا سه یا چهار… (۴-۱۱) پسران دو برابر دختران ارث میبرند… (۴-۱۵) زنانی که کار ناشایست انجام دهند چهار شاهد مسلمان بر آنها بخواهید چنان چه شهادت دادند آنانرا در خانه نگاه دارید تا زمان عمرشان به پایان رسد… (۴-۱۹) برای شما حلال نیست که زنان را به اکراه و جبر به میراث گیرید و بر زنان سختگیری نکنید که مهر آنها را ندهید مگر آنکه عمل زشتی از آنان سر زند… (۴-۲۰) اگر زنی‌ را رها کرده زن دیگری به جای او میگیرید باید مهر زن اول را کامل بدهید… (۴-۲۴) ازدواج با زنان شوهر دار ممنوع است مگر آنها را که مالک شده اید… (۴-۲۵) اگر مکنت آن را ندارید که زنان پارسا و با ایمان بگیرید پس کنیزکی که مالک آنها شدید به زنی‌ بگیرید…. (۴-۳۴) مردان را بر زنان تسلط و حق نگهبانی است به واسطه آن که خدا بعضی‌ را بر بعضی‌ برتری داده و هم به واسطه آنکه مردان از مال خود باید به زن نفقه دهند پس زنان شایسته و مطیع در غیبت مردان حافظ حقوق شوهران باشند و آنچه را که خدا به حفظ آن امر فرموده نگهدارند و زنانی که از مخالفت و نافرمانی آنان بیمناکید باید نخست آنها را موعظه کنید اگر مطیع نشدند از خوابگاه آنها دوری گزینید باز مطیع نشدند آنها را به زدن تنبیه کنید چنانچه اطاعت کردند دیگر بر آنها حق هیچگونه ستم ندارید که همانا خدا بزرگوار و عظیم‌الشاًن است….  (۴-۱۷۶) ذکور دو برابر اناث ارث برند… (۵-۶) اگر با زنان مباشرت کردید و آب نبود با خاک پاکیزه تیمم کنید… (۱۱-۷۸) لوت گفت این دختران من برای شما پاکیزه ترند… (۱۱-۷۹) قوم لوت گفتند ما را رغبت و میلی به آن دختران نیست… (۱۲-۲۸) چون شوهر دید که پیراهن از پشت دریده است گفت این از مکر شماست که مکر و حیله شما زنان بسیار بزرگ و حیرت انگیز است… (۱۵-۷۱) لوت گفت من این دخترانم را به نکاح شما میدهم تا اگر خیال عملی‌ دارید انجام دهید… (۲۴-۴) و آنان که به زنان با عفت نسبت زنا دهند باید چهار شاهد بر دعوی خود بیاورند… (۲۴-۶) و آنان که به زنان خود نسبت زنا دهند و شاهدی ندارند باید چهار بار اول مرد و بعدا زن قسم بخورند… (۲۴-۳۱) زنان مومن را بگو تا چشمها و فروج و اندامشان را محفوظ دارند و زینت و آرایش خود را بر بیگانه آشکار نسازند و سینه و شانه خود را با مقنعه بپوشانند… (۳۳-۲۸) ای پیغمبر به زنان خود بگو اگر خواستار زندگانی و زیب و زیور هستید مهر شما را داده طلاقتان میدهم… (۳۳-۲۹) و اگر طالب خدا و رسول و آخرت هستید خدا به شما اجر میدهد… (۳۳-۳۰) ای زنان پیغمبر از شما هر کار ناروائی سر بزند خدا دو برابر دیگران شما را عذاب میدهد… و در خانه هایتان بنشینید و از زیب و زیور پرهیز کنید… (۳۳-۳۴) و از حکمت و آیات الهی که در خانه های شما تلاوت میشود پند گیرید… (۳۳-۳۶) هیچ مرد و زنی‌ را در کاری که خدا و رسول خدا حکم کنند اراده و اختیاری نیست… (۳۳-۳۷) و ما هم چون زید از آن زن کام دل گرفت او را به نکاح تو در آوردیم تا از این پس مومنان در نکاح زنان پسر خوانده خود که از آنها کامیاب شدند بر خویش گناهی‌ نپندارند و فرمان خدا به انجام رسید… [دو آیهٔ اخیر در زمانی‌ که پیغمبر پسر خواندهٔ خود ”زید” را وادار کرد که زنش را به عقد پیغمبر در بیاورد نازل شد!]… (۳۳-۵۰) و کنیزکانی را که به غنیمت خدا نصیب تو کرد و نیز دختران عمه و دائی و خاله که با تو از وطن تو هجرت کردند و زن مومنه‌ای که خود را به رسول بی‌ شرط و مهر بخشید که این حکم مخصوص تو است… (۳۳-۵۱) تو ای رسول هر یک از زنانت را خواهی نوبتش موخر دار و هر که را خواهی بخود بپذیر و هم آنانرا که از خود راندی باز بر تو باکی نیست این بهتر شادمانی دل و روشنی دیده آنهاست و هر گز هیچ یک باید محزون نباشد بلکه به آنچه ایشان را عطا کردی همه خشنود باشند… (۳۳-۵۳) و هر گاه از زنان رسول متاعی میطلبید از پس پرده طلبید که حجاب برای آنکه دلهای شما و آنها پاکیزه بماند بهتر است و نباید هرگز رسول خدا را بیازارید و نه پس از وفات هیچگاه زنانش را به نکاح خود در آورید… (۳۳-۵۹) ای پیغمبر با زنان و دختران خود و زنان مومنان بگو که خویشتن را بچادر بپوشانند… اینک ستمکاران را با همسرانشان و آنچه معبود ایشان بود… و هر چه را بجز خدا میپرستیدند بیاورید و همه را براه دوزخ آشنایید…(۳۷-۴۸)  [در بهشت]… و در بزم حضورشان حوران زیبا چشمی است که جز بشوهر خود به هیچکس ننگرند… (۳۷-۴۹) گوئی آن حوران در سفید تخم پنهانند… (۳۸-۵۲) و در خدمت آنها حوریان جوانِ شوهر دوست و با عفّتند...(۴۴-۵۴)  و همچنین با حوریان زیبا چشمشان جفت قرار دادیم…(۵۲-۲۰)  در حالی‌ که نزدیک هم بر تخت تکیه زده ا‌ند و ما حوریان زیبا چشم را همجفت آنها قرار دادیم… (۵۳-۲۷) آنان که به آخرت ایمان ندارند فرشتگان را نامِ دختران نهادند… (۵۵-۵۶) در آن بهشتها زنان زیبای با حیائیست و دست هیچ کس پیش از آنها به آن زنان نرسیده است… (۵۶-۱۷) و پسرانی که زیبائی و جوانیشان ابدی است به خدمت خود میگیرند… (۵۶-۲۲) و زنان سیاه چشم و زیبا… (۵۶-۳۶) و همیشه آنها را باکره گردانیدیم… (۶۴-۱۴) فرزندان و زنان شما هم برخی‌ دشمن شما هستند از آنها حذر کنید… (۶۵-۱) هرگاه زنان را طلاق دادید به وقت عدهٔ آنها طلاق دهید… (۶۶-۵) امید هاست که اگر پیغمبر شما را طلاق داد خدا زنانی بهتر از شما به جایتان با او همسر کند… (۶۶-۱۰) خدا برای کافران زن نوح و زن لوط را مثال آورد… (۱۱۱-۴، ۱۱۱-۵) [در بارهٔ ابو لهب] و همسرش هیزمِ آتش افروزِ دوزخ باشد در حالیکه طنابی از لیفِ خرما به گردن دارد.

No comments:

Post a Comment