نخستین موضوعاتی که افکار بشر را همواره بخود معطوف داشتهاند، پاسخ به پرسشهای اساسی برای زنده ماندن و زندگی کردن بوده است، از جمله: چگونه میتوان بر گرسنگی چیره شد؟ چگونه میتوان از سرما و گرما و سایر عوارض طبیعی در امان ماند؟چگونه میتوان محیط مناسبتری برای زندگی فراهم آورد؟ پس از آنکه احتیاجات نخستین برآورده شدند، پرسشهائی در گسترهٔ وسیعتری ذهن انسان را به خود مشغول میدارند. از جمله: سایر نُقاط زمین که خارج از محل زندگی من میباشند در کجا قرار دارند و چگونه میتوانم به آن نقاط سفر کنم؟ من از کجا آمدهام و عاقبت به کجا میروم؟ کرهٔ زمین چگونه شکل گرفته و از کجا آمده است؟ا
اکثر
انسانها پاسخ به این پرسشها را با کار و کوشش، و زندگی روزمره، مییابند و یا
دریافت میکنند. پارهای از این پرسشها پاسخهائی دارند که فقط بصورت تئوری میباشند.
به عنوان مثال این پرسش که داخل و مرکز کرهٔ زمین چگونه است، و یا چگونه میتوان
به عمق زمین وارد شد و این سفر چه مدتی بطول میانجامد، همچون پرسشهای دیگر قابل
پاسخ است. در تئوری میتوان آزمایش زیر را انجام داد. فرض کنیم که سوراخ عظیمی
بصورت یک تونل در زمین بکنیم، بطوری که این سوراخ از مرکز زمین بگذرد و در نقطهٔ
مخالف دهان باز کند. سپس سنگی داخل این تونل بیاندازیم. لحظهای بعد، سرعت این
سنگ به بیش از بیست و هشت هزار کیلومتر در ساعت میرسد، و پس از چهل و دو دقیقه و
دوازده ثانیه، این سنگ از سمت دیگر بیرون میاید! بنابراین، چنانچه بتوانیم بدن خود
را محفوظ نگاه داریم، سفر به قعر زمین، و سپس بیرون آمدن از نقطهٔ مقابل، در زمان
کوتاهی قابل انجام است.ا
پس از
آنکه برای چنین پرسشهائی که به منظور ادامهٔ حیات محتاج پاسخگوئی میباشند جواب
دلخواهی یافتیم، و یا پاسخ مورد قبولی دریافت کردیم، به خاکی که در آن رشد یافتهایم،
و همچنین به آسمان مینگریم و به این میاندیشیم که ما در چه کهکشانی زندگی میکنیم،
و سایر نُقاط این دنیای عظیم و پهناور ما چگونه میباشند و از کجا آمدهاند.ا
خارج از کرهٔ خاکی ما دنیای عظیمی است که ما با
تلسکوپهای بسیار قوی به آن دنیا مینگریم و با علم به آن، آنچه را که از دید ما
خارج است را به اندیشه و گمان میسپاریم. از آنجائی که مسافتها بسیار دور میباشند،
پایان جهان فیزیکی ما با قیاس، ولی با روش ریاضی محاسبه شده است. در سال هزار و
نهصد و نود و هشت که ایستگاه فضائی بینالمللی با همکاری اروپا و آمریکا و کانادا
و روسیه و ژاپن راهاندازی شد، تحقیقات فضائی نه تنها با همکاری دانشمندان این
کشورها، بلکه بطور جدیتری آغاز شد. با وزن چهار صد و پنجاه تن، و طول یکصد و نُه
متر ، این بزرگترین ایستگاه فضائی است که تا کنون ساخته شده است. این ایستگاه
دائم در حال گردش بدور زمین است، و هر بار که بدور زمین میچرخد، یکساعت و نیم به
طول میانجامد. ایستگاه فضائی بینالمللی به دانشمندانی که جهان خارج از دنیای ما
را بررسی میکردند کمک شایانی کرده است. تا زمانی که انسان قادر شد از جو زمین
خارج شود، پرسشهای بیشماری بدون پاسخ مانده بودند. برای خارج شدن از گرانش یا
جاذبهٔ زمین، سرعت یک فضاپیما میباید بیش از چهل هزار کیلومتر در ساعت باشد. اگر
زمین ما از طریق راهی با ماه ارتباط داشت و ما میخواستیم از اینجا بطور پیاده به
آنجا برویم، این سفر نُه ماه به طول میانجامید! سطح ماه زنگ زده است، یعنی از
اکسید آهن پوشیده شده است، و به این دلیل رنگ آن قرمز به نظر میرسد. بیش از نود و
پنج درصد بلندیهای ماه آتشفشانی میباشند.ا
منظومه
شمسی و یا سامانه خورشیدی ما حدود چهار و نیم میلیارد سال پیش شکل گرفت، که در
مرکز آن خورشید قرار دارد و هشت کرهٔ دیگر، از جمله کرهٔ زمین، بدور آن خورشید میچرخند.
علاوه بر این کرات، ماههای بیشماری، همراه با ستارگان دنبالهدار و اجسام بسیاری
دیگر در این سامانه قرار دارند. سامانهٔ خورشیدی ما، شامل خورشید، هشت سیاره، پنج
سیاره کوتوله، صدها قمر و هزاران سیارک و ستارگان دنبالهدار است. خورشید چهارصد
برابر ماه است، و چون چهارصد برابر دورتر از ماه است، ما آن دو را تقریبا به یک
اندازه در آسمان مشاهده میکنیم! ابرهای زهره بخش زیادی از گرمای خورشید را به دام
میاندازند و دمای آن را به گرمترین دمای سامانه خورشیدی یعنی به کمی بیش از
چهار صد و شصت درجهٔ سانتیگراد تبدیل میکنند. ترایتون که یک ماه نپتون میباشد سردترین جسم در منظومهٔ
شمسی است که درجه حرارت آن منهای دویست سانتیگراد است. سامانه خورشیدی ما در
کهکشان راه شیری، یک کهکشان مارپیچی میلهای با دو بازوی اصلی و دو بازوی فرعی
واقع شده است. خورشید ما در یک بازوی کوچک و جزئی از کهکشان راه شیری به نام بازوی
شکارچی یا جبار، بین بازوهای قوس و برساووش قرار دارد. منظومه شمسی ما با سرعت
حدود هشتصد و بیست و هشت
کیلومتر در ساعت به دور مرکز کهکشان میچرخد، و پس از دویست و سی میلیون سال، یک
دور کامل به دور مرکز کهکشان زده است. مشتری بزرگترین کره در منظومهٔ شمسی است، و
اگر بقیه کرات را در درون آن جای دهیم، هنوز سی درصد فضای خالی خواهد داشت. درجه
حرارت سیّارهٔ عطارد، از هشتصد درجه در روز، به دویست و هشتاد درجه در شب تقلیل
مییابد. اگر میتوانستیم با ماشین خود و با سرعت صد و ده کیلومتر در ساعت به
نزدیکترین ستاره سفر کنیم، این سفر ما بیش از سیصد و پنجاه بیلیون سال بطول میانجامید.
خارج از منظومهٔ خورشیدی، منظومههای دیگری نیز وجود دارند که نزدیکترین آنها به
ما آندرومدا نام دارد که حدود دو و نیم میلیون سال نوری، و یا ده و نیم میلیارد
میلیارد کیلومتر دورتر از ماست.ا
زمانی که
نور ستارگان از جو زمین میگذرند، ما آنها را در حال چشمک زدن مشاهده میکنیم!
دنیای ما پس از یک انفجار عظیم، یا بیگ بنگ، حدود سیزده ممیز هشت میلیارد سال پیش به
وجود آمد، و دویست میلیون سال پس از آن نخستین ستاره متولد شد. منظومهٔ شمسی ما
چهار ممیز شش میلیارد سال پیش از انبوهی از ابر و باد و گاز، با خورشیدی در میان
آن، شکل گرفت. پس از حدود دویست هزار سال، کرات مختلف از تودههای خاک به وجود
آمدند. منظومهٔ شمسی در یک کهکشان که ما آنرا راه شیری نام نهادهایم قرار دارد،
و وسعت این راه شیری سه هزار و ششصد سال نوری است. تا کنون سه هزار و دویست منظومه
در راه شیری کشف شدهاند و انتظار میرود که منظومههای دیگری نیز در راه شیری
یافت شوند.ا
آیا گردش
این جهان ما همچنان تا بینهایت ادامه مییابد و همواره انسانها در این دنیا
متولد میشوند و پس از مدتی عمر میمیرند؟ هرگز چنین نیست! کرهٔ ما آغازی داشته و
پایانی خواهد داشت. کهکشان ما نیز دارای آغاز و پایانی میباشد. دنیای ما بسیار
پهناور ولی متناهی است. کهکشانها به دلیل رویدادهای کوانتومی، که رویدادهایی
در سطح زیر اتمی میباشند و فیزیک کلاسیک را به چالش میکشند، به وجود میآیند.
همانگونه که سامانهٔ خورشیدی ما چهار و نیم میلیارد سال پیش شکل گرفت، جهانهای نو
همواره به دنیا میآیند و پس از چندی میمیرند. ستارههای جدید نیز همواره شکل میگیرند
و پس از مدتی انرژی خود را از دست میدهند. کرات از گازها و غبارهای اطراف ستارهها
به وجود میآیند. زمانی که یک ستاره به حد تکامل میرسد، کرات اطرافش را میبلعد.
بنابراین، هیچ چیزی در این جهان پایدار نیست و هر چیزی پایانی دارد.ا
ما انسانها از یک موجود میکروسکوپی به جایی رسیدهایم که نه تنها جهانی را که در آن زندگی میکنیم کشف کردهایم، بلکه از دنیای خود خارج شدهایم و با پای خود، و یا با فکر خود، به دنیاهای دیگر نیز قدم گذاشتهایم. آنچه که ما را بدین حد والای دانش رسانده است، نبوغ تعداد کمی از انسانهائی بوده است که از نظر علمی بر بقیه برتری داشتند. آنچه که ما را میتواند به زیر بکشد نیز برنامههای تعداد کمی از انسانهائی است که یا ما به عنوان رهبران خود برگزیدهایم، و یا آن رهبران با سرمایهٔ معدودی میلیاردر، به مقام رهبری دولتها رسیدهاند. ما میتوانیم با گسترش دانش خود جهانهای دیگری را کشف کنیم و قبل از آنکه دنیای ما فرو ریزد، به کرات دیگری سفر کرده و در مکانهای مناسبی که کشف کردهایم برای خود خانه بسازیم. از طرف دیگر، ما میتوانیم اجازه دهیم که رهبران کشورهای ابرقدرت ما را به یک جنگ اتمی رهنمون شوند و جهنم را به ارمغان بیاورند. انتخاب با ماست. تا زمانی که کشورها یکپارچه نشوند، و ثروت دنیا و آنچه که طبیعت به ما ارمغان داده است بطور یکسان بین ساکنان این کرهٔ زمین تقسیم نشود، و همه زیر یک پرچم با هدف عشق و دوستی، و نه نفرت و جاهطلبی، دست در دست یکدیگر ندهیم، امیدی به ادامهٔ بشریت نخواهیم داشت.ا
No comments:
Post a Comment