اندیشمند بزرگترین احساسش عشق است و هر عملش با خرد

Wednesday, January 21, 2026

انقلاب در ایران

 آیا ایران به یک انقلاب احتیاج دارد، و یا رژیم حاکم بر ایران می‌بایست کم‌کم رنگ ایرانی‌ بخود بگیرد و در جامعه تحلیل شود؟ این پرسشی است که بارها توسط سررشته‌داران و اندیشمندان در این رشته تجزیه و تحلیل شده است. مبارزه با چنین رژیمی‌ بسیار دشوار است. چرا که این رژیم ددمنشی است که انقلاب را دزدید، سپس هر کسی‌ را که در ایران به طریقی به رژیم سابق وابسته بود با بیرحمی کشت، و چنانچه دستش به آنها در خارج از ایران می‌رسید، بر سر آنها جایزه گذاشت و آنان را نیز ترور کرد. سپس هر جنبشی را که بوی مخالفت از آن بر می‌آمد در گلو خفه کرد.ا
خمینی حتی به یاران خود هم رحم نکرد و صادق قطب‌زده را که صمیمیت خاصی‌ به او داشت و او را از اروپا به ایران آورده بود و سخنگوی او بود به قتل رساند. اسلامیون با شقاوت تمام کلیه نیروهائی را که اسلامی نبودند ولی‌ عامل اصلی‌ پیروزی آنها در انقلاب بودند سر بریدند. کسانی‌ که در دههٔ شصت و هفتاد هجری در ایران زندگی‌ می‌کردند به خاطر دارند که چگونه خاکستر مرگ بر فضای ایران پراکنده بود، و همه با ترس و واهمه از دولت آدم‌کُش به سر می‌بردند. گرچه فراموش نکنیم که دلیل بقأ این رژیم به مدت چهل و هشت سال جنایاتی است که خمینی پس از استقرار رژیم کریه اسلامی با قساوت تمام انجام داد. او ریشهٔ هر گونه مقاومتی را سوزاند، و اجازهٔ برزیستی و آغاز فعالیت هیچ سازمان سیاسی بجز جمهوری اسلامی را نداد.ا

ولی‌ آنچه که بر همگان واضح و از پرده بیرون است، نزول اقتصادی و فرهنگی‌ در ایران است. در باره اینکه چگونه یک دین می‌تواند جامعه را به عقب براند بارها در این بلاگ آمده است و احتیاجی به تکرار آن نیست. همین بس که زمانی‌ ایران جهش به جلو می‌کرد که ساختار دینی بر این کشور غالب نبود. جنگ‌های صلیبی به مدت ده قرن، از قرن پنجم تا پانزدهم میلادی بجز تکه پاره کردن سرزمین‌ها هیچ فایده‌ای عاید هیچ کشوری نکردند. عظمت اروپا از زمانی‌ آغاز شد که جنگ‌های صلیبی در این کشورها پایان یافتند.ا

ولی‌ آنچه که بر همگان واضح و از پرده بیرون است، نزول اقتصادی و فرهنگی‌ در ایران است. رژیم کریه اسلامی توسط عواملش، به مدت تقریبا پنج دهه، مردم ایران را به یکی‌ از فقیر‌ترین ملل خاور‌میانه تبدیل کرده است. بهانهٔ رژیم همواره تحریم‌های اقتصادی بوده است، که البته در این شکّی نیست که این تحریم‌ها بر نزول اقتصاد ایران تاثیر‌گذار بوده‌ا‌ند. ولی‌ عوامل بسیار دیگری، از جمله و مهمتر از همه نالایقیِ عوامل رژیم، دزدی‌ها، ارتشأ، گسترش روابط بجای ضوابط، و بسیاری انگیزه دیگر بوده است که از ماهیت این رژیم برخاسته است.ا

دنیائی که ما اکنون در آن زندگی‌ می‌کنیم بسیار نابسامان و در عین حال غیر قابل پیش‌بینی‌ شده است. از یکطرف کشوری که مرکز ثروتمند‌ترین و بزرگترین و معتبر‌ترین فناوری‌های دنیا است رهبری چون ترامپ را انتخاب می‌کند و به سرعت به سمت ارتشی شدن و سقوط اقتصادی می‌رود . سپس آشکارا و بدون بازخواستی به کشورهای مستقل حمله می‌کند و رهبر کشوری را می‌رُباید؛ در حالیکه قدرت‌های اقتصادی و نظامی دیگر سکوت می‌کنند و حمله‌های سازمان یافته به همسایگانشان را نادیده می‌گیرند. زمانی‌ بود که دو قطب شرق و غرب ایدئولوژی‌های مشخصی‌ را دنبال می‌کردند و هر فردی می‌توانست مستقلا تصمیم بگیرد که به کدام قطب و یا سمت گرایش دارد. رهبران کشورها نیز تمایل خود را به یکی‌ از این دو قطب ابراز می‌داشتند و تا حدی تحت کنترل بودند. امروزه دولت سفاکی چون رژیم اسلامی می‌تواند هر جنایتی را انجام دهد بدون اینکه به هیچ مرجعی پاسخگو باشد. دولت آمریکا رهبر کشور مستقلی را می‌دزدد و زندانی می‌کند. روسیه به اکراین حمله می‌کند و تعدادی از سرزمین‌های آنرا بازپس می‌گیرد. اسرائیل فلسطینیان را از خانه و کاشانهٔ خود آواره می‌کند. همین دولت اشغال‌گر با کمک آمریکا به چند کشور دیگر عربی‌ حمله می‌کند و دولت‌های آنرا تجزیه می‌کند. تنها قدرت جهانی‌ که به نظر می‌رسد که نه قصد وسعت امپراطوری خود را دارد و نه به سرزمینی چشم دوخته است، و صرفا در حال گسترش تکنولوژیکی و صنعتی خود می‌باشد، چین است.ا

یکی‌ از کشور‌هائی که اکثریت شهروندان مقیم آن سرزمین از دولت و از رهبریت آن تنفر دارند، و درصد کوچکی نابکار اکثریت عظیمی‌ از مردم آن جامعه را به گروگان گرفته است، کشور ایران تحت حکومت رژیم اسلامی است. مردم ایران به هر شکلی‌ که بتوانند در پی آنند که رهبر و دولت را به پایین بکشند، ولی‌ اشکال در این است که هیچگونه جانشینی برای این دولت ندارند، چرا که چنانچه در بالا آمد، خمینی ریشهٔ هر جنبشی را سوزاند و از آن زمان تا کنون سازمان‌های امنیتی با جدیت توانسته‌ا‌ند هر صدائی را در نطفه خفه کنند. در این شکّی نیست که تظاهرات اواخر ماه دسامبر در ایران خود‌جوش بود و دولت پزشکیان تا آنجا که در حد او بود پاسخ داد و نرمش نشان داد. ناگهان نیروهای وابسته به، و یا تحریک شده توسط رضا پهلوی و یارانش از این تظاهرات استفاده کردند و به آتش زدن و خراب کردن اموال عمومی‌ پرداختند. جوانان دلسرد از رژیم اسلامی به آنان پیوستند و آن تظاهرات و جنب و جوش نخستین به خرابکاری تبدیل شد، که این البته دست رژیم سفاک را باز گذاشت تا به مقابله و سرنگونی خواسته‌های به حق مردم بپردازد.ا

عده‌ای از ایرانیان، بخصوص ایرانیان خارج از کشور، رضا پهلوی را به عنوان جانشینی برای دولت اسلامی عنوان کرده‌ا‌ند. از آنجائی که رضا پهلوی تقریبا تمام عمرش را خارج از ایران زندگی‌ کرده است، در میان اکثریت مردم ایران جایی ندارد، و امکان و یا انتظار اینکه او رهبری کشور را در دست بگیرد به نظر عاقلانه نمی‌آید. حتی زمانی‌ که او برای دیدار ترامپ به واشینگن رفت، ترامپ از دیدار او سرباز زد. دلیل اینکه شخص ترامپ، دولت آمریکا، و دولت اسرائیل هیچگاه از او به عنوان جانشین رژیم فعلی‌ در ایران نامی‌ نبرده‌ا‌ند بسیار ساده و واضح است. دولت آمریکا به هیچ عنوانی قصد برانداختن رژیم اسلامی را ندارد، و دشمنی آنها با رژیم اسلامی ظاهری است، و حملات آنها، چه لفظی و چه نظامی، تنها به منظور تضعیف دولت ایران، و نه برانداختن آن است. از طرف دیگر باید از خود پرسید که حتی چنانچه این رژیم سقوط کند، چه نیروئی می‌تواند جای دولت فعلی را بگیرد؟ هیچگاه نباید فراموش کنیم که رژیم ایران نه تنها به نفع آمریکا است، بلکه این رژیم به نفع اسرائیل و روسیه و چین نیز می‌باشد، و هیچیک از این کشورها در صدد برنخواهند آمد که این دولت و رهبری خامنه‌ای را به زیر بکشند. نتیجه‌گیری آنکه جنبش اخیر گرچه بسیار قدرتمند و عاقلانه آغاز شد، ولی‌ توسط عناصر نفوذی به اضمحلال رفت. تنها راه رهائی مردم ایران از این رژیم نکبت‌بار ایجاد سازمانی مردم پسند می‌باشد. سازمانی که منافع اکثریت مردم ایران، و از جمله کلیه اقلیت‌های اقلیمی و مذهبی‌ و جنسی‌ را در نظر بگیرد و بطور مستمر در گسترش آن تلاش کند، و از همه مهمتر اینکه هیچگونه وابستگی و یا علاقه‌ای به رژیم‌های خارجی‌ نداشته باشد. چناچه چنین سازمانی به دلیل وجود دیکتاتوری اسلامی و رهبری نمی‌تواند بطور علنی فعالیت کند روش‌های دیگری را برای سازمان‌دهی‌ بیابد. راه ساده‌تر، ولی‌ طولانی‌تر، آن است که با تظاهرات بدون خشونت، رژیم ایران را به تدریج اصلاح کرد، و این پندی است که می‌توان از جنبش مهسا گرفت. گرچه بسیاری جان خود را در تظاهرات اخیر از دست دادند و کشتار و آزار هیچ انسانی‌ توسط این رژیم قابل قبول نیست، در این شکّی نیست که دولت ایران و شخص خامنه‌ای از این سلسله تظاهرات درس گرفته و بیش از پیش به رفاه مردم خواهند اندیشید. رژیمی‌ که با زور اسلحه حکومت می‌کند اصولا پس از مدتی‌ از تلاش می‌اُفتد، و یا تضعیف می‌شود. پیروزی هر جنبشی زمانی‌ ثمر بخش است که آن جنبش در استقلال کامل باشد.ا

No comments:

Post a Comment