اندیشمند بزرگترین احساسش عشق است و هر عملش با خرد

Wednesday, February 25, 2026

حملهٔ آمریکا به ایران

این روزها مذاکرات بین دولت‌های ایران و آمریکا توسط ویتکاف و عراقچی با میانجی‌گری دولت عمان بر سر مسئلهٔ اتمی‌ ایران خبر داغ روز است. البته سال‌هاست که این مذاکرات در مراحل و زمان‌های مختلفی‌ صورت گرفته است، ولی‌ با توجه به جنبش اخیر در ایران، این مذاکرات مرحلهٔ جدیدی را طی می‌کنند. نیروهای آمریکائی در خلیج فارس آمادهٔ حمله به ایران می‌باشند، و این تهدید نه تنها در شکل مذاکرات تاثیر می‌گذارد، بلکه هدف از این مذاکرات را زیر پرسش قرار میدهد، و حتّی عنوان این نشست، یعنی‌ مذاکره، با توجه به حضور این نیروها در وضعیت و مقام حمله، به نظر مسخره و ابلهانه می‌آید.ا

مذاکره زمانی‌ صورت می‌گیرد که دو نفر، دو تیم، یا دو گروه، در شرایط مساوی، بر سر مسئله و یا اختلاف مشخصی‌ به گفتگو می‌نشینند تا راهی‌ را که برای هر دو طرف نفع و ضرری مساوی داشته باشد، بیابند. فرض کنیم که دو انسان دو طرف میزی نشسته‌ا‌ند و مشکلی‌ را که دارند مطرح می‌کنند و در مورد آن بحث می‌کنند تا راهی‌ را پیدا کنند که نتیجهٔ یکسانی برای هر دو طرف داشته باشد. چنانچه شخصی‌ وابسته به طرف مقابل روی شقیقه دیگری هفت‌تیری قرار دهد و سپس به او دستور داده شود که مذاکره کند، نام این دیگر مذاکره نیست، بلکه تهدید به قبول آن چیزی است که طرف مقابل خواستار آن می‌باشد.ا

مذاکرهٔ بین ایران و آمریکا نیز دقیقا چنین حالتی دارد. ناوگان آمریکا در خلیج فارس از نخستین روز مذاکره در حالت آماده‌باش برای حمله موضع گرفته است، و عراقچی باید آزدانه با ویتکاف توافق کند! البته دولت ایران از روز نخست چاره‌ای جز قبول این مذاکره نداشت، چرا که پیش از آن ناوگان آمریکا در خلیج فارس حضور داشت، و شرط حمله نکردن به ایران همین مذاکره بود. در مقام پاسخگوئی، دولت ایران هم تهدید کرده است که چنانچه آمریکا به ایران حمله کند، ارتش ایران نیز به منافع آمریکا در خلیج فارس حمله خواهد کرد. گرچه دولت ایران هرگز نمی‌تواند در چنین جنگی پیروز شود، ولی‌ با توجه به وضعیت نیروی نظامی ایران، این دولت قادر خواهد بود که خساراتی به منافع آمریکا در منطقه وارد آورد.ا

هجوم مردم به خیابان‌ها در روز‌های آخر سال پیشین و روز‌های نخستین این سال مسیحی‌ کشتار بیشماری را به دنبال داشت. این کشتار نه به دلیل قدرت رژیم، بلکه به سبب ضعف آن بود. بسیاری از جوانانی که جان خود را در این تظاهرات باختند فدای دروغ و ادعا‌های آمریکا و اسرائیل شدند. ترامپ بارها اعلام کرده بود که زمانی‌ که مردم به خیابان بریزند، چنانچه دولت ملّاها به آنها حمله کند، او با نیروی نظامی خود آنها را تار و مار خواهد کرد. مردان و زنان بیشماری که آمار آن از سه هزار تا سی‌ هزار می‌باشد، توسط سلاح‌های عوامل دولت جان خود را از دست دادند. چگونه و با چه قولی‌ و تدبیری یک انسان تقبل می‌کند که جان انسان دیگری، بخصوص هموطن خود را بگیرد، خود مقولهٔ جداگانه‌ایست. ولی‌ آنچه که این جوانان را به خیابان‌ها کشاند نه تنها قول ترامپ، بلکه نفرت بی‌نهایت آنها از رژیم اسلامی بود. آنها همواره پدران و مادران خود را سرزنش می‌کنند که چگونه چنین رژیم دژخیمی را به قدرت رساندند. در اینکه در آغاز انقلاب عدهٔ کثیری طرفدار رژیم اسلامی بودند و تصور می‌کردند اسلام دین رئوفت و مهربانی و شفقت است، بدون اینکه تاریخ اسلام و حتّی کتاب مذهبی‌ آن، قرآن، را خوانده باشند، شکّی‌ نیست. همچنین، در اینکه عده‌ای خمینی را به عنوان شخصی‌ ایران‌دوست، مصلحت‌جو و مدافع اکثریت، و بقول خودش مستضعفین، می‌دانستند نیز شکّی‌ نیست. ولی‌ اکثریت کسانی‌ که برای انقلاب تلاش کردند و حتّی در این راه جان دادند طرفدار یک دولت اسلامی نبودند، و چنانچه به تاریخ سال‌های نخستین انقلاب نظری بی‌اندازیم مشاهده می‌کنیم که رهبران در آن زمان به اسلام اعتقاد داشتند، ولی‌ البسهٔ غربی می‌پوشیدند و همواره در تلاش بودند که با غرب روابط صمیمانه و اصولی داشته باشند. در نهایت، با تجاوز به سفارت آمریکا و طرفداری خمینی از آن، ورق برگشت و راست‌گراهای اسلامی انقلاب را دزدیدند.ا‌

دولت ایران به منظور تحکیم سیاست خود پس از انقلاب به گسترش نیروی نظامی تمرکز کرد، و امروزه یکی‌ از قدرت‌های بزرگ نظامی در خاورمیانه است. دولتی که سال‌هاست تحت شرایط اقتصادی بسیار بد، به دلیل سؤئ مدیریت ملّاها و تحریم‌های اقتصادی، هیچگاه نتوانست از نظر اقتصادی پیشرفت کند، به گسترش نیروی نظامی خود پرداخت. البته این باز‌می‌گردد به چند سال نخستین انقلاب که انقلابیون از خمینی به عنوان یک سمبل انقلابی قدردانی کردند و او را روی دست به ایران آوردند، با این آگاهی‌ که او قبلا گفته بود که در رهبری ایران شرکت نخواهد کرد. گرچه به زودی‌ ثابت شد که این سخن او دروغی بیش نبود. خمینی با قتل عام کسانی‌ که کوچکترین عقیدهٔ سیاسی مغایر با عقاید اسلامی او داشتند، محیطی‌ از ترس و وحشت به وجود آورد، که باعث مهاجرت میلیون‌ها ایرانی‌ از کشور شد. سپس رهبری ایران آخوندی شد، و تنها کسانی‌ که عقاید پس‌مانده و تنفر برانگیز اسلامی داشتند در مسند قدرت جای گرفتند. حمایت از مردم ستمدیده دنیا در دستور کار این دولت، و از نظر اقتصادی در سطح بالاتری قرار گرفت. به این ترتیب دزدی و ارتشأ به دلیل ناتوانی و بیسوادی مسئولان، و رفاقت‌پروری آنها گسترش یافت، و مردم ایران کم‌کم به فقر و فاقه کشانده شدند.ا

چگونه مردم ایران رضایت می‌دهند که به جای آنکه خود رژیم جنایتکار و ارتجاعی را بر‌اندازند و دولتی را که موافق با منافع اکثریت مردم ایران است حاکم کنند، به یک نیروی خارجی‌ که تا دندان مسلح است، و به نیروی خارجی‌ دیگری که برای گسترش جغرافیائیِ خود از هیچ جنایتی ابا ندارد، وابسته شوند و به سقوط دولت انسان‌کُش خود از آن طریق دل ببندند؟ دولت‌های آمریکا از پایان جنگ جهانی‌ دوم که در کنفرانس تهران با شرکت روزولت و چرچیل و استالین دنیا را بین خود تقسیم کردند، تا زمان انقلاب، ایران را تحت سلطهٔ خود نگاه داشته بودند. ایرانیان با همدلی و تنفر همگانی از رژیمی‌ که بیش از سه دهه آنها را در استثمار خود قرار داده بود انقلاب کردند و باعث سرنگونی آن رژیم شدند. حال، در اینکه یک رژیم اسلامی خود را به مردم ایران تحمیل کرد و نزدیک به نیم قرن مردم را به فقر کشاند و چنان جنایاتی مرتکب شد که مردم آرزوی رژیم پیشین را کردند، شکّی‌ نیست. ولی‌ برگشت آن رژیم، با ثروت‌هائی که از ایران خارج کردند که توانستند در این نیم قرن در آمریکا و اروپا با آسایش زندگی‌ کنند، شایستهٔ مردم ایران نیست، بخصوص اینکه آنها در پناه یک ارتش خارجی‌ به ایران بازگردند.ا

ناوگان دریائی آمریکا در خلیج فارس آمادهٔ حمله به ایران است و روزنامه‌های وابسته به سیاست‌های دولت آمریکا همواره از خطر جنگ و تهاجم آمریکا به خاک ایران خبر می‌دهند، بخصوص که بسیاری از ایرانیان داخل و خارج کشور از این حمله حمایت می‌کنند. حکومت‌گرایان ایران، از رهبر گرفته تا رئیس جمهور تا آخرین نفر طرفدار این رژیم، حتّی اگر ثروت‌هائی در بانک‌های خارجی‌ اندوخته‌ا‌ند که در مورد بسیاری این قطعی است، محلی برای فرار ندارند. کشورهای غربی که صددرصد دولتیان شناخته شده را به کشور خود راه نخواهند داد، و احتمال اینکه چین و روسیه به آنها پناهندگی دهند بسیار کم است. بنابراین، آنها در ایران خواهند ماند و اگر مجبور شوند خون تک‌تک ایرانیان را خواهند ریخت تا بر اریکهٔ قدرت باقی‌ بمانند. اگر ترامپ به ایران حمله کند، ارتش و سپاه قادر خواهند بود که خساراتی به منافع آمریکا در منطقه وارد آورند. این به یک جنگ تمام عیار در منطقه خواهد انجامید که کشورهای عربی‌ از آن بیم دارند و دولت آمریکا را از اقدام به چنین عملی‌ باز می‌دارند. بدین دلیل است که گروهی از کشورهای خلیج فارس دست دوستی‌ به ایران می‌دهند. هدف اسرائیل فقط از بین بردن ملّاها، که در جنگ هشت سالهٔ ایران با عراق به آنها میلیون‌ها دلار اسلحه فروخته بود، نیست. هدف اسرائیل تکه پاره کردن ایران، از یک کشور قوی به چند دولت ضعیف است؛ مانند آنچه که بر سر دولت شوراها آمد. ایرانیانی که به حملهٔ آمریکا به ایران به منظور نابودی ملّاها دل بسته‌ا‌ند باید بدانند که چنانچه آمریکا به ایران حمله و ملّاها را از ریشه بسوزاند، ایران به ایرانستان تبدیل خواهد شد.ا

کسانی‌ که دولت آمریکا را دوست ایرانیان می‌دانند و تصور می‌کنند که اگر دانالد ترامپ به ایران حمله کند به منظور رها سازی مردم ایران از چنگال ملّاها است، دورهٔ ریاست جمهوری محمد خاتمی را به خاطر بیاورند. او که در دورهٔ ریاست جمهوری کلینتون و بوش دوم در این مقام بود، برای هم‌پیمان شدن با دولت آمریکا از هیچ کوششی فرو‌گذاری نکرد. در یازدهم سپتامبر سال دوهزار و یک، ماموران القاعده که اکثر قریب به اتفاق از عربستان سعودی بودند، به مرکز تجارت جهانی‌ و چند مرکز دیگر در آمریکا حمله کردند. این خبر در کلیهٔ نشریات آمریکا درج شد، و همهٔ آنها بالاتفاق دولت ایران را مسئول این جنایت دانستند. با این حال، دولت خاتمی در یافتن مقصرین به دولت آمریکا کمک کرد. مردم ایران برای کشته شدگان در این حملات شبی‌ را در زیر نور شمع شب زنده‌داری کردند. متعاقب آن، دفتر خاتمی به ارتش آمریکا در حمله به افغانستان کمک شایانی کرد، چنانکه همین کمک را در حمله به عراق نیز انجام داده بود. به منظور مذاکره و ایجاد یک رابطهٔ دوستانه، خاتمی تصمیم گرفت که به آمریکا سفر کند، ولی‌ به او اجازهٔ ورود ندادند. عاقبت او نامه‌ای به دولت آمریکا نوشت و درخواست همکاری از هر طریق کرد، ولی‌ نامه او را در سطل زباله انداختند.ا

تا اینکه در ژانویهٔ سال دوهزار و دو، بوش در نطق تلویزیونی خود، ایران را همراه با عراق و کرهٔ شمالی، محور شرارت خواند! در اینجا بود که دولت ایران متوجه شد که تا زمانی‌ که دولت آمریکا تحت تاثیر اسرائیل است، که از زمان انقلاب تا کنون چنین بوده است، هیچ کشوری در خاورمیانه نمی‌تواند قدرت نظامی، سیاسی، و جغرافیایی برتر از اسرائیل داشته باشد. به این دلیل هدف اسرائیل از طریق آمریکا و اروپا تکه پاره کردن ایران است. کسانی‌ که از حملهٔ آمریکا و اسرائیل به ایران استقبال می‌کنند، باید بدانند که هدف هیچیک آزاد سازی مردم ایران از این دولت جنایتکار نیست، بلکه هدف تبدیل ایران به ایرانستان است.ا

No comments:

Post a Comment