اندیشمند بزرگترین احساسش عشق است و هر عملش با خرد

Wednesday, May 6, 2026

پیش‌پینی

اخیرا کتابی خواندم که در مورد پیشپینی بود. نکتهٔ جالبی که در این کتاب بود، و ما عموما در زندگی روزمره به آن توجه نمیکنیم، این است که همه ما، و در اکثر مواقع، در حال پیشبینی برای آینده هستیم. این پیشبینی را البته برنامه ریزی و یا تصمیم گیری نام میدهیم. به عنوان نمونه این مطلبی را که من اکنون در حال نوشتن آن هستم قبلا در مغزم پروراندهام. یعنی کلیات این نوشته را برنامه ریزی کردهام، و اکنون در حال گسترش این پیشبینی هستم.ا

هر روز که از رختخواب بیرون میآییم، پیشبینی میکنیم که چه باید بکنیم. اگر نرمش و پیاده‌روی میکنیم، دوش میگیریم، صبحانه میخوریم، چه لباسی میپوشیم، و غیرو، همه را پیشبینی میکنیم. البته این پیشبینی کوتاه مدت است. شاید هنوز که در رختخواب هستیم به آنچه که لازم است در آن روز انجام دهیم، چه در محل کار و چه زمانی که به خانه باز میگردیم، میاندیشیم و در ذهنمان اقداماتی را که باید انجام دهیم مرور میکنیم. ممکن است تقویمی داشته باشیم و در آن آنچه را که باید در طول روز مشخص، حتی ساعت مشخص، انجام دهیم از قبل پیش بینی کرده و نوشته باشیم. مغز ما همیشه به آینده فکر میکند، و البته از خاطرات و یادگیریهای گذشته برای برنامه ریزی آینده کمک میگیرد.ا

برنامهریزیهای ما برای مسافرت در چند ماه آینده، که با مرخصی گرفتن آغاز میشود، و وسیله سفر و محل اقامت، و سایر امور مربوطه، پیشبینیهای طویل مدت هستند. هر چه این برنامهها برای مدت دورتری باشند، احتمال وقوع پیشبینیها نیز کمتر است. دلیلش این است که بسیاری از مواردی که در انجام عملی‌ موثّر هستند، آن موارد تا زمان مشخصی‌ قابل پیش‌بینی‌ می‌باشند. به عنوان مثال، اگر وضعیت هوا در آنچه که ما در فکر انجامش هستیم تاثیرگذار باشد، احتمال پیش‌بینی‌ هوا، هرچه به زمان دورتری مربوط شود، کمتر است. مثال دیگر آنکه چنانکه این برنامه‌ریزی با شخص دیگری انجام شود، آن شخص نیز نمی‌تواند تا زمان خاصی‌ تصمیمات دقیق بگیرد، و حتّی وقایع پیش‌بینی‌ نشده، مانند امراض، می‌توانند در این پیش‌بینی‌ تعللّی ایجاد کنند.ا

حال به انواع پیشبینیها نظری بیاندازیم. چنانکه شخصیپیشبینیانجام کاری را کرده باشد که خود انجام دهد، میتوان این پیشبینیرا چنانکه در بالا آمد، برنامهریزی نیز نامید. چرا که او تصمیم به عملیگرفته است که در آینده انجام دهد، و انجام این عمل به خود او بستگی دارد. در اینصورت اگر آن عمل را انجام دهد برنامهریزی درستیکرده، و در غیر این صورت اهمالکاری و یا سُستی  کرده است. در حقیقت شاید بتوان گفت که یک برنامه‌ریزی به منظور آنچه که در آینده باید انجام شود، خود یک پیش‌بینی‌ است. ولی‌ عکس آن صحت ندارد، یعنی‌ هر پیش‌بینی‌ می‌تواند نوعی برنامه‌ریزی باشد یا نباشد. گرچه به نظر می‌رسد که یک پیش‌بینی‌ بیشتر به حدس و گمان شباهت داشته باشد، در حالیکه یک برنامه‌ریزی تصمیمی است که شخصی‌ برای انجام عملی‌ در نظر می‌گیرد، و صحت و سقم آن بستگی به کوشش آن شخص در احتمال وقوع آن دارد.ا

نوع دیگر پیش‌بینی‌، پیش‌بینی‌ احتمالی‌ است. بدین ترتیب که احتمال عملی‌، واقعه‌ای، پدیده‌ای، یا رفتاری در نظر است، ولی‌ وقوع آن به شرایط دیگری بستگی دارد. بدین صورت که چنانکه آن شرایط به وقوع نپیوندند، آن پدیده نیز پیش نخواهد آمد. بنابراین، ما احتمال وقوع آنرا می‌دهیم با این شرط که امکان آن وجود دارد که این پیش‌بینی‌ دقیقا به آن صورت که مورد نظر بوده است تحقق نیابد. به عنوان مثال، به منظور کاری که در فضای آزاد باید انجام گیرد، پیش‌بینی‌ هوا در آن روز را چک می‌کنیم و بر اساس آن برنامه‌ریزی می‌کنیم، و احتمال وقوع این پیش‌بینی‌ درصد خاصی‌ خواهد داشت. مختصراً،  چنانچه اتفاقی در آینده ممکن است بیفتد، ولی اطمینان از وقوع آن نیست، به آن پیشبینی احتمالی میگویند.ا

پیشبینی دقیق در واقع طرحی است که شخص در نظر میگیرد که انجام دهد، و یا انجام آنرا توسط دیگری پیشبینی میکند، و با دلایل مشخصی انجام آنرا اعلام میکند. پیش‌بینی‌ دقیق عموما با ارائهٔ مدارک و اسنادی همراه است که مشخصا طی مراحلی وقوع آن پیش‌بینی‌ را تضمین می‌کند. نمونه‌های بسیاری می‌توان برای این نوع پیش‌بینی‌ یافت. به عنوان مثال، میهمانی برای ساعت خاصی‌ دعوت کرده‌ایم. بسته به شناختی‌ که از آن میهمان داریم، که چقدر وقت‌شناس هست یا نیست، می‌توانیم دقیقا پیش‌بینی‌ کنیم که چه موقعی میهمان قدم رنجه خواهد کرد! مجددا، می‌توان اینگونه پیش‌بینی‌ را برنامه‌ریزی نیز نامید.ا

یک پیشبینی میتواند عاقلانه و یا بخردانه باشد. به وضوح جهت مقابل آن پیشبینی نابخردانه است. عاقلانه آن است که منافع آن برای همه آشکار است. نقطهٔ مقابل آن پیشبینی، نظر به پیامد‌هائی است که زیان‌بار خواهند بود، و حتّی اگر زیان‌بار نباشند، چنان فرضیاتی عاقلانه به نظر نمی‌رسند. مجددا، چنین پیش‌بینی‌هایی می‌توانند با عقل و منطق مردود شناخته شوند. به عنوان مثال، شخصی‌ پیش‌بینی‌ می‌کند که اگر غذای سبکی و مشخصی‌ را بخورد، برای مسیری که می‌باید پیاده طی کند، بدنش آمادگی بیشتری خواهد داشت. مثال مخالف آن پیش‌بینی‌ زیان‌بار است، که فردی پیش‌بینی‌ می‌کند که چنانکه فلان رهبر سیاسی چنان عملی‌ را تایید نکند، این عدم تایید او به یک جنگ خواهد انجامید.ا

اگر اتفاقی قرار است بیفتد، چه خوب و چه بعد، و جلوگیری از آن غیر ممکن باشد، آن اتفاق قریبالوقوع میباشد. عکس آن پیشبینی یک حادثهٔ غریبالوقوع است، یعنی آنچه که به احتمال بسیار پیش نخواهد آمد. مثال این دو پیش‌بینی‌ آن است که ابرهای سیاهی آسمان را فرا گرفته‌ا‌ند و باد تندی می‌وزد. اگر ما پیش‌بینی‌ کنیم که باران خواهد آمد، این پیش‌بینی‌ ما قریب‌الوقوع خواهد بود. در چنین شرایط جوّی ما می‌توانیم به شخصی‌ که از در خارج می‌شود و لباس تابستانی پوشیده است احتمال غریب‌الوقوع هوای گرم را یادآوری کنیم و به او پیشنهاد کنیم که با پیش‌بینی‌ طوفان و باران در چند دقیقه آینده باید قبل از خارج شدن از خانه لباس گرم بپوشد.ا

بنابراین، می‌توانیم نتیجه‌گیری کنیم که یکی‌ از بزرگترین خصوصیات ما انسان‌ها نسبت به سایر موجودات، قدرت تشخیص پیامد‌ها، و در نتیجه پیش‌بینیِ نتیجهٔ پیامد‌ها است. آنچه ما را عموما از خطرات دور می‌کند همین پیش‌بینی‌ها است. اینکه مغز ما ظرفیت آن را دارد که با توجه به آنچه که موجود است، بهترین را برای خود انتخاب کنیم، مثلا درسی بخوانیم که ما را به حرفهٔ مورد علاقه‌مان رهنمون شود، یکی‌ از بهترین خصوصیات ما انسان‌هاست. هر عملی‌ که ما انجام می‌دهیم پیرو یک پیش‌بینی‌، برنامه‌ریزی، و آینده نگری است، که برنامه‌ریزی و آینده‌نگری نیز با پیش‌بینی‌ آغاز می‌شوند. شاید والاترین پیش‌بینی‌ ما مرگ است، چرا که می‌دانیم که چنانچه با پیش‌بینی‌ بتوانیم از تصادفات مختلف جلوگیری کنیم، بدن ما همواره به کهولت می‌گراید، و روزی عمر ما پایان می‌گیرد. هر چه این پیش‌بینی‌ را دقیق‌تر و عاقلانه‌تر انجام دهیم، جدایی ما از این دنیا سهل‌تر خواهد بود.ا

No comments:

Post a Comment