اندیشمند بزرگترین احساسش عشق است و هر عملش با خرد

Wednesday, June 24, 2026

پیشرفت

 بزرگترین عواملی که ما انسان‌ها را به جلو هدایت می‌کنند، حسّ پیشرفت کردن، همواره تکامل یافتن، و ترقی‌ خواهیِ ماست. بدین لحاظ است که ما همواره در تلاش هستیم که از نسل پیشین خود پیشی‌ بگیریم، و در مسیری که قدم می‌گذاریم، نگاه و اندیشهٔ ما به سمت جلو و بالا است. در هر برنامه‌ای که طرح می‌کنیم و در هر تدبیری، پیشروی شرط نخست است.ا
یکی‌ از صفات ما انسان‌ها غرور است. همین باعث می‌شود که دنیای ما به جلو گام بردارد. از زمانی‌ که کودکی بیش نیستیم، رقابت، که از مشتقات غرور است، ما را همواره به سمت جلو و بالا پیش می‌برد. ولی‌ همین رقابت می‌تواند ما را آلوده سازد و تباه‌کاری و گناه را نتیجه دهد. بنابراین، شناخت مرزی که در اینجا وجود دارد، بین آنچه که ما را به جلو می‌برد و آنچه که ممکن است در این قدم به جلو زیر پای ما لِه شود، بسیار مهم و حیاتی است . تعریف پیشرفت و اینکه چه چیزی را پیشرفت می‌نامیم، به این منظور که در مسیری حرکت کنیم که به آن برسیم، برای هر فردی ضروری است. به عنوان مثال، آیا زندگی‌ تجملی و یا پول بسیار، و یا دوستان گونه‌گون و متفاوت، و یا مطالعهٔ زیاد و داشتن کتاب‌های بسیار، و یا بسیاری موارد دیگر علاوه بر آنچه ذکر شد می‌توانند پیشرفت باشند؟ و آیا همه تعریف مشترکی از پیشرفت داریم؟ا

ما در دنیائی زندگی‌ می‌کنیم که بسیاری از نیازها و خواست‌های خود را می‌توانیم با پول تهیه کنیم. البته بسته به ساختار سیاسی یک کشور درجهٔ نیروی پول در شکل دادن زندگی‌ انسان‌ها تفاوت پیدا می‌کند. هرچه خدمات دولتی گسترش یابد و انسان‌های بیشتری را دربر گیرد، اشاعهٔ ثروت جامعه فراتر می‌رود و تقسیم ثروت در سطح وسیع‌تری وسعت می‌یابد ؛ در نتیجه عدهٔ بیشتری می‌توانند از ثروت‌های جامعه استفاده کنند. بالعکس، با محدود کردن خدمات دولتی، تنها کسانی‌ که قدرت مالی‌ کافی‌ دارند می‌توانند از آنچه که در نظام اجتماعی موجود است بهره برند. تفاوت اساسی‌ بین سوسیالیزم و سرمایه‌داری در همین است. کسانی‌ که به سیستم سوسیالیستی اعتقاد دارند عنوان می‌کنند که در جامعه‌ای که چند متمول می‌توانند بسیاری را در خدمت خود داشته باشند، در حالیکه عده‌ای در سطح خیابان‌ها و کوچه‌ها زندگی‌ می‌کنند، جامعهٔ سالمی نیست. در مقابل، عدهٔ دیگری معتقدند که آنکه رفاه مادی دارد بر اثر دانش و کوشش خود به آن مقام رسیده است، و آنکه در خیابان زندگی‌ می‌کند فاقد آن دانش بوده، چنان ایده‌ای را که برای یک زندگی‌ مرفه نیاز است و در آن راه تلاش باید کرد را در ذهن نداشته است.ا

نقش پول را در کشوری که اصول و بنای سرمایه‌داری را به تاریخ خود اختصاص داده است، می‌توان با کشوری که به سوی سوسیالیزم قدم برمی‌دارد مقایسه کرد. این دو کشور، آمریکا با بودجهٔ بیست و نُه بلیون دلار و چین با بودجهٔ هیجده بلیون دلار می‌باشند. از طرف دیگر، اِلون ماسک با بیش از هفتصد بلیون دلار ثروت، ثروتمندترین فرد دنیا شناخته شده است. این رقم از بودجهٔ سالانهٔ هر دو کشور آمریکا و چین بالاتر است. چنانچه به جدول بودجه‌های ممالک دنیا در ویکیپدیا، از بیشترین بودجه که متعلق به آمریکا است، تا کمترین بودجه که متعلق به تُوالو است نظری بی‌اندازیم، مجموعهٔ بودجه‌های سالانهٔ هفتاد و شش کشور، کمتر از ششصد و نود و چهار بلیون دلار است. یعنی‌ ثروت اِلون ماسک بیش از مجموعهٔ بودجه‌های سالانهٔ هفتاد و شش کشور، از لبنان گرفته تا تُوالو، می‌باشد. پرسش در اینجاست که آیا ثروتمندان با برنامهٔ خاصی‌ ثروت خود را افزایش داده‌ا‌ند، و یا عوامل دیگری در ایجاد ثروت برای آنها موثّر بوده است. یکی‌ از عواملِ ثروتِ افزون یافتهٔ ماسک، ایجاد نخستین شرکت تولید کنندهٔ اتومبیل‌های برقی بوده است. آیا او نخستین کسی‌ بود که دریافت که چگونه می‌توانست با تولید چنین اتوموبیلی جهش عظیمی‌ در صنعت اتومبیل‌سازی به وجود بیاورد، و همین بصیرت هوشمندانه او را بدین مقام رساند؟ پیش از آن، و سالهای بسیاری، اتومبیل‌های کوچکی تولید می‌شدند که در زمین‌های گلف مورد استفاده قرار می‌گرفتند و با باتری کار می‌کردند. بنابراین، تکنولوژی وجود داشت، ولی‌ به دلیلی‌ نمی‌توانستند ماشین‌های بزرگتری که با باتری کار می‌کرد بسازند. اتفاقا نویسندهٔ این مقاله از شخصی‌ که در آن زمان ماشین گلف اجاره می‌داد همین پرسش را به این صورت کرد، که آیا متخصصین نمی‌توانند باتری‌هائی تولید کنند که ماشین‌هائی بزرگتر از ماشین گلف را هدایت کند؟ پاسخی که او دریافت کرد این بود که اتفاقا تکنولوژی آن وجود دارد، ولی‌ دولت اجازهٔ تولید اتومبیل‌های سواری را که با برق کار می‌کند نمی‌دهد! نتیجه اینکه تولید کارخانهٔ ساخت اتومبیل برقی توسط ماسک به دلیل نبوغ او نبود، بلکه به دلیل روابط حسنهٔ او با مسئولین امر بود! نمونهٔ بارز آنرا می‌توانیم در چین مشاهده کنیم، که با تصدیق و اذعان شواهد و دست اندرکاران، استفادهٔ آنها از نیروی خورشیدی شگفت‌انگیز است، که البته آغاز استفاده از این نیرو پیش از کشورهای دیگر نیز بوده است. ا

البته این واضح و ضروری است که سیستم‌های دولتیِ کشورها تاثیر عظیمی‌ در سطح زندگی‌ افراد دارند. در کشورهائی مانند ایران که یک نفر در بالای هرم سیاسی کلیه تصمیمات را می‌گیرد، و یا در مورد موضوعات پیشنهاد شده حرف آخر را می‌زند، اکثریت مردم نقشی‌ در تصمیماتی که برای آنها اتخاذ می‌شود ندارند. در کشورهای سرمایه‌داری قوانین از طریق مجلسین می‌گذرند، گرچه تبلیغات نقش اساسی‌ را در تعیین نمایندگان، که آنها را نمایندگان مردم می‌نامند، دارا می‌باشند. از آنجائی که باید برای تبلیغات مبالغ کثیری پرداخت، افراد و یا شرکت‌هائی که ثروتمند می‌باشند، می‌توانند این تبلیغات را با پول بخرند و بدین طریق در رائ دادن اشخاص تاثیر بگذارند. بنابراین افراد انتخاب شده کسانی‌ می‌باشند که منافع این اشخاص و یا شرکت‌های ذکر شده را در نظر می‌گیرند. البته، در دورهٔ دوم ریاست جمهوری ترامپ به این نکته پی بردیم که رئیس جمهور می‌تواند از ارتش و سایر سازمان‌های دولتیِ بدون تائید مجلسین استفاده کند. بنابراین، در این کشور یک رئیس جمهور، مانند ولی‌ فقیه در ایران، اختیارات مشابهی دارد!ا

ختم مطلب در اینکه متاسفانه در جوامعی زندگی‌ می‌کنیم که نگاه به جلو و گسترش دانسته‌ها و داشته‌ها تنها عوامل پیشرفت ما نیستند. نخستین عامل، موقعیت اجتماعی می‌باشد، و حتی شانس عامل دیگری است که می‌تواند در پیشرفت، و یا در جهت مخالف، موثّر باشد. سپس داشتن روابط اجتماعی مناسب به دنبال چنان عواملی می‌آیند، که چنین موقعیتی می‌تواند ما را به هدفی‌ که داریم رهنمون سازند. ولی‌ باز هم باید تاکید کرد که خواست انسان در تغییر، به منظور وصول یک وضعیت و موقعیت والاتر و در نتیجه رسیدن به یک زندگی‌ بهتر، می‌تواند این شرایط را در جهتی‌ که متناسب با دانش و کوشش انسان می‌باشد تغییر دهد.ا

No comments:

Post a Comment