اندیشمند بزرگترین احساسش عشق است و هر عملش با خرد

Wednesday, February 18, 2026

بازداشتن یک انسان از زندگی‌

گرچه فرزند ناخواسته و یا برنامه‌ریزی نشده در بین گروه قلیلی از افراد یافت می‌شود، ولی‌ اکثریت قریب به اتفاق خانواده‌ها از داشتن نوزاد و تولید یک انسان شادی می‌کنند و فرزند جدید یک موهبتی است که آنرا قدر می‌شمرند. بدین دلیل است که جمعیت دنیا همواره رو به افزایش است. البته عوامل دیگری نیز در کثرت جمعیت دخیل می‌باشند، مانند نوآوری‌های پزشکی‌ و رفاه از طریق گسترش تکنولوژی در سطح جهانی‌.ا

علم آنچنان توسعه یافته است که ما می‌دانیم که دنیای ما از طریق بیگ‌بنگ، و یا انفجار عظیم، سیزده ممیز هشت بیلیون سال پیش شکل گرفت. سپس، بین سه و نیم تا چهار میلیون سال پیش موجود تک‌سلولی به وجود آمد. همهٔ این پدیده‌ها در اثر فعل و انفعالات شیمیای پدیدار شدند. آنچه که بین موجودات از آغاز تا به امروز مشترک بوده است، سه مرحلهٔ تولد یا تولید، زندگی‌ یا بقا، و مرگ یا نابودی می‌باشد.ا

موجودات زنده از آغاز تا به امروز، به منظور زنده ماندن احتیاج به خوردن و آشامیدن داشته و دارند. گروهی در آب و گروهی در خشکی زندگی‌ می‌کنند. موجوداتی که در خشکی زندگی‌ می‌کنند احتیاج به تنفس نیز دارند. آنها از موجودات زندهٔ دیگر، مانند حیوانات و گیاهان، خوراک خود را تهیه می‌کنند. گیاهان اکثراً از خاک، و گروه کمی‌، از سایر موجودات زنده تغذیه می‌کنند. کلیهٔ جانداران که یا از خاک بیرون می‌آیند و یا به طریقی متولد می‌شوند، چنانچه گوشت‌خوار باشند و می‌بایستی از موجودات زنده تغذیه کنند، عموما طعمه‌شان همجنس آنها نیست و همیشه از جانداران دیگر تغذیه می‌کنند. پس اگر یک موجود زنده احتیاجی و یا رغبتی به خوردن همنوع خود ندارد، دلیل کشتن همنوع چیست؟ا

گروهی از حیوانات نر بر سر حیوان ماده با یکدیگر می‌جنگند و آنکه قوی‌تر است موجود ماده را تصاحب می‌کند، که البته ضعیف‌تر پا به فرار می‌گذارد و ممکن است جراحات او باعث مرگش شود. دلیل این درگیری تولید بهترین و کاملترین، از نظر فیزیکی‌ است. از آنجائی که در دنیای اکثر حیوانات، توانائی فیزیکی‌ به دلیل شکار برای زنده ماندن بسیار با ارزش است، حیوانی که در این همایش پیروز می‌شود، خواه ناخواه عضلات قوی‌تر و نیروی برتری دارد. بدین سبب، نوزادی که به این جهان پای می‌گذارد، احتمالا قدرت فیزیکی‌ پدر را کسب می‌کند، و این در امتداد خط ژنتیکی‌ کمک شایانی می‌کند. سوای این مورد، دلیل کشتار موجودی توسط موجود دیگری از نژاد و یا نسل خود به نظر غیر منطقی‌ می‌آید، بخصوص چنانچه انسانی‌ بدین امر مبادرت کند، یعنی‌ باعث نابودی انسان دیگری باشد. شاید باید نخست انگیزهٔ این عمل، یعنی‌ کشتن انسانی‌ توسط انسانی‌ دیگر مورد مطالعه قرار گیرد.ا

بسیاری به دلیل حوادث روزمره کشته می‌شوند، که این حوادث می‌توانند با پیدایش سیل و زلزله و سایر عوامل طبیعی، و یا ناشی‌ از حوادثی باشد که بر اثر نقص فنی‌ و یا سؤ عمل ماشین‌آلات و ساختمان‌ها و سایر ساخته‌های بشر به وجود آمده‌ا‌ند.  چنین حوادثی به وضوح قابل پیش‌بینی‌ نیستند، گرچه سازندهٔ آن ماشین، دستگاه و یا ساختمان را می‌توان مورد بازجوئی قرار داد تا از تکرار چنان حادثه‌ای جلوگیری به عمل آورد. در این صورت، تا حدی می‌توان از چنین اتفاقاتی جلوگیری کرد.ا

کشتن یک انسان توسط انسانی‌ دیگر دلایل متفاوتی می‌تواند داشته باشد. عده‌ای تحت فرمان دیگران مبادرت به کشتن می‌کنند، که این می‌تواند به دستور شخصی‌ دیگر، و یا تحت فرمان عوامل دولتی باشد، که این دو مورد جداگانهٔ بحث می‌شوند. ولی‌ چنانچه شخصی‌ با ارادهٔ خود، و یا بطور تصادفی، دست به قتل دیگری بزند دلیل آن کاملا شخصی‌ و یا تصادفی است. این نوع جنایت، چنانچه تصادفی نباشد، عموما به منظور برآوردن هدفی‌ خاص، خشنودی، و یا اغنأ خواسته‌های شخصی‌ انجام می‌پذیرد. رایج‌ترین انواع آن دزدی و یا انتقام است، که عموما با برنامه‌ریزی قبلی‌ و به منظور گرفتن جان انسانی‌ شخص به این عمل دست می‌زند. نمونهٔ بارز آن قاتلین حرفه‌ای و یا باند‌های جنایتکار می‌باشند. گاهی شخصی‌ بدون اینکه قصد کشتن شخص دیگری را داشته باشد، و هدفش فقط تنبیه، و یا حتّی مداوای آن شخص است، بیغرض باعث مرگ دیگری می‌شود. به عنوان مثال یک عمل جراحی که به نتیجهٔ دلخواه پایان نمی‌یابد، و یا در یک درگیری یکی‌ از آنها به قتل می‌رسد، بدون آنکه دیگری قصد نابودیِ دیگری را داشته باشد.ا

مورد دیگر، که تلفاتی بیشمار، و غیر قابل مقایسه با قتل به منظور شخصی که در بالا آمد،‌ به بار می‌آورد، کشتار تحت فرمان  نماینده دولت و به نام دولت است. کشتن شخصی‌ به دستور شخص دیگری می‌تواند در رسته و یا مقولهٔ گانگستری که در بالا آمد قرار گیرد. ولی‌ کشتار به دستور یک دولت و یا فرمان یک دادگاه قتلی است که با دستور دولتی انجام می‌پذیرد. کسانی‌ که به این نوع کشتار دست می‌زنند خود را ماموری قلمداد می‌کنند که از هر گونه سرزنشی معذور می‌باشند، چرا که تحت اوامر دولتی مبادرت به گرفتن جان انسان دیگری کرده‌ا‌ند. غافل از اینکه جلوگیری از بالاترین و ارزشمندترین چیز برای هر انسانی‌، یعنی‌ هستی‌ و وجود او، با هیچ ضابطه و مقیاسی قابل سنجیدن نیست، و به هیچ عنوان نمی‌توان آنرا توجیه کرد. در واقع جلوگیری از ادامهٔ زندگی‌ فردی به هیچ دلیلی‌ قابل بخشودگی نیست، و حتّی کشتن یک جانی، که هزاران نفر را به قتل رسانده است قابل بخشش نیست.ا

بیشترین کشتار‌ها به فرمان دولت‌ها صورت می‌گیرد. چنانچه نظری به تسلیحات جنگی انبار شده توسط دولت‌ها بی‌اندازیم، به کُنه جنایات دول پی می‌بریم. بر طبق لیست بودجهٔ نظامی دولت‌ها، که می‌توان آنرا به سادگی‌ در اینترنت یافت، آمریکا با هشتصد و سی‌ و یک و نیم بیلیون دلار در صدر قرار دارد، و پس از آن چین با سیصد و سه بیلیون دلار، یعنی‌ تقریبا یک سوم آن، در رتبهٔ دوم است. سایر کشورها هر کدام بودجهٔ نظامیِ خود را در آغاز هر سال تصویب می‌کنند، که در این جدول آمده، و کمترینِ آن متعلق به ساحل عاج با رقمی‌ معادل هجده میلیون دلار است. دو سال پیش، تعداد بی‌خانمانان در آمریکا حدود هفتصد و هفتاد و دو هزار نفر بود، که این رقم نسبت به سال قبل از آن سیزده درصد افزایش یافته بود. کسانی‌ که در این کشور زندگی‌ می‌کنند به وضوح در مرکز هر شهری شاهد افراد بسیاری می‌باشند که در خیابان‌ها زندگی‌ می‌کنند، که تعداد این افراد در شهرهای بزرگ مانند نیویورک و سن فرانسیسکو به مراتب بیشتر است. در این شکّی نیست که این افزایش سیزده درصدی سیر صعودی داشته است، به خصوص با ورود ترامپ و حذف بودجه‌های اجتماعی دولت. چنانچه تصور کنیم که این رقم در دو سال پس از آن به بیست درصد افزایش یافته باشد، در اینصورت تعداد بی‌خانمانان امسال بیش از یک میلیون و صد هزار نفر برآورد می‌شود. چنانچه بودجهٔ نظامی امسال آمریکا را بین این افراد تقسیم کنیم، به هر کدام هفتصد و پنجاه و شش هزار دلار پرداخت خواهد شد!ا

دلیل اینکه دولتی از طریق نیروی نظامی و امنیتی و پلیسی‌، شخص و یا اشخاصی‌ را به قتل می‌رساند چیست؟ مامورین پلیس و امنیتی عموما کسانی‌ را به قتل می‌رسانند که به فردی که مامور است این قتل ابلاغ شده باشد؛ و یا گاهی ممکن است که در حین دستگیری شخصی‌ سهوا به قتل برسد. در مورد اشخاصی‌ که توسط مامورین دولتی به قتل می‌رسند گفته می‌شود که چنین کشتاری به منظور نظم دادن به جامعه است، ولی‌ این توجیهی‌ بیش نیست، و در واقع این کشتار حس انتقام و یا نسخه‌برداری از چنین عملی‌ را تضمین می‌کند. چنانچه نیروهای ارتشیِ کشوری به کشور دیگری حمله کنند، انتقام، تنبیه، مصادرهٔ مواد غذایی و منابع زیرزمینی، به بردگی کشیدن افراد، به زیر یوغ و فرماندهیِ خود درآوردنِ آن کشور، و ازدیاد وسعت جغرافیایی کشور مهاجم، بسیاری از دلایلی می‌باشند که رؤسای دولتی را به این امر وامی‌دارد. به عنوان مثال، دولت آمریکا با جنگ‌های خود یک‌یک این دلایل را به منظور حمله به کشور دیگری توجیه کرده است. در ابتدا، مهاجرین اروپائی به قارهٔ آمریکا آغاز به گسترش سرزمین خود با راندن و یا کشتار سرخ‌پوستان کردند، در حالیکه برده‌داری را گسترش می‌دادند. پس از جنگ جهانی‌ دوم که انگلیس قدرت نظامی و در نتیجه امپریالیستیِ خود را از دست داد و آمریکا آن کشور را جایگزین کرد، با حمله به کشورهای مختلف، دولت آمریکا توانست کشور‌های ضعیف‌تر را فرمانروایی کند و مواد اولیه آنها، مانند نفت خام، را با هزینهٔ ناچیزی تصاحب کنند. این پدیده، یعنی‌ حملهٔ نظامی به کشور ضعیف‌تر به منظور کسب فواید ذکر شده در بالا، بطور مداوم و لااِنقطاع در سیاست دولت‌های آمریکا دخیل بوده است. در واقع همین سیاست‌های استعماری بود که آمریکا را برای بیش از نیم قرن بزرگترین و ثروتمندترین کشور دنیا کرد، و بسیاری از مردم سایر کشورها و از کلیهٔ نقاط دنیا برای زندگی‌ در کشوری با اقتصاد درخشان، موقعیت‌های اجتماعی وسیع، یک دمکراسی منسجم و پر قدرت، مرکز علم و هنر، به این کشور سفر و در این کشور اقامت گزیدند. ولی‌ سیاست خارجی‌ آمریکا و رابطهٔ سیاسی این کشور با سایر ممالک دنیا، چنانکه ذکر شد، بر پایه و با تقبل دولت آمریکا به عنوان رهبر، فرمانده، و راهنما می‌چرخید، و این سیاست هنوز هم ادامه دارد، حتّی زمانی‌ که کشور دیگری چون چین از نظر اقتصادی از دولت آمریکا پیشی‌ گرفته است.ا

No comments:

Post a Comment