جالب است که بدون داشتن زبان شخص نمیتواند صحبت کند، و یا به
قول معروف عقایدش را به زبان بیاورد! البته زبانی که ما در دهان داریم علاوه بر
گفتار، فوائد دیگری نیز دارد؛ از جمله برای حرکت دادن و چشیدن غذا از زبان استفاده
میشود. در علم پزشکی نیز بسیاری از متخصصین از شخص بیمار میخواهند که زبانش را
نشان دهد، و با مشاهدهٔ شکل و رنگ آن میتوانند پارهای از بیماریها را تشخیص
دهند.ا
اصطلاحات بسیاری نیز در رابطه
با این واژه داریم. به عنوان مثال، زبان درازی یعنی صحبت بیش از حد. چرب زبانی
یعنی اغوا کردن از طریق سخن گفتن. بیزبانی یعنی خاموش بودن. زباندان یعنی کسی
که به گویش دیگری آشنائی دارد. ضربالمثلهای بیشماری نیز داریم که واژهٔ زبان را
میتوان در آن ضربالمثلها مشاهده کرد. به عنوان مثال، زبان سرخ سر سبز میدهد بر
باد، و یا زبان خوش مار را از سوراخ بیرون میآورد، و یا زبان در دهان پاسبان سر
است، و یا زبان ترجمان دل است.ا
در مورد زبانی که در دهان ماست
سخن بسیار میتوان گفت، چرا که علاوه بر فعالیتهای فیزیکیِ آن که در بالا آمد، در
مورد حس کردن یا چشیدن طعم که ادویهجات را میشناسد و تقسیمبندی میکند، و یا
درک سردی و گرمی جسمی که در دهان میگذاریم، هر یک قابل بسط دادن میباشند.
اینکه چگونه زبان ما این وظائف را انجام میدهد، و در مورد عملکرد هر یک، میتوان
مطالب بسیاری را تحقیق کرد و راجع به آن عوامل نوشت. ولی در اینجا، به تعریف دیگر
زبان، که سخن گفتن، مکالمه، و گویش است، میپردازیم.ا
ما انسانها تنها موجوداتی نیستیم
که سخن میگوئیم. بسیاری از حیوانات نیز با یکدیگر تکلّم میکنند و نه تنها با ایما
و اشاره، بلکه اصواتی از دهان خود خارج میکنند که برای شنونده مفهوم خاصی دارد.
ولی هیچ موجودی به اندازهٔ انسان نتوانسته است با تنظیم گفتار به صورتی سازمانیافته
سخن گوید. بخصوص که ما علاوه بر گویش، میتوانیم آنرا بنویسیم و نمونهٔ ثبت شده از
آنرا داشته باشیم. به نظر دانشمندان، زبان گفتاری بین صد تا دویست هزار سال پیش، و
زبان نوشتاری حدود پنج هزار سال پیش پدیدار شدند. حال ببینیم چگونه زبان گسترش پیدا
کرد و به چه زبانهائی امروزه سخن میرود.ا
علاوه بر گویشهای محلی، ما بیش
از هفت هزار زبان متفاوت در دنیا داریم، که البته اکثریت مردم دنیا به زبانهای
انگلیسی، اسپانیائی، عربی، هندی، و یا مندرین که یکی از زبانهای چینی است،
سخن میگویند. حکمرانان همواره در پی گسترش سلطهٔ خود بودهاند، و پس از تسلط،
زبان و فرهنگ خود را نیز به ملت مغلوب تحمیل کردهاند. بنابراین احتمال اینکه
زبانهای بسیار دیگری نیز در دنیا وجود داشته است، ولی به دلیل شکست نظامی و سیاسی
قومی زبان آنها نیز با زبان رژیم پیروز جایگزین شده باشد وجود دارد. به عنوان
نمونه، در قارّهٔ آمریکا و پیش از هجوم اروپائیان به این قارّه زبانهای متفاوتی
توسط سرخپوستان مکالمه میشد، ولی بسیاری از آنها از بین رفتهاند، و اکثر سرخپوستانی
که در این کشور زندگی میکنند به زبان انگلیسی و یا اسپانیائی که زبان دولت و
اکثریت است سخن میگویند. البته در این مورد استثنا هم وجود دارد. با کمال افتخار
میتوان گفت که یکی از آن استثناها کشور خودمان ایران است!ا
چنانکه گفته شد، کشورهائی که
به دلایل متفاوت بر صدر حکومتهای دیگر قرار میگیرند، پس از آنکه به اوج خود
رسیدند نزول میکنند و کشور دیگری جایگزین آنان میشود، که نمونهٔ بارز آن را
امروزه در آمریکا و چین میتوانیم مشاهده کنیم. کشور ما ایران نیز تا زمان
ساسانیان، یعنی زمانی که یزدگرد بر این کشور حکومت میکرد به نقطهٔ اوج خود
رسیده بود. بزرگترین اشتباهِ این آخرین پادشاه ساسانی، راندن سلمان پارسی از
امپراتوریش بود. پس از فرار از ایران، سلمان، این مرد دانشمند ولی انتقامجو، به
کشور عربستان پناه برد، و در آنجا با محمد آشنا شد، و به او پر و بال داد و دین
جدیدی را اختراع کرد، که البته بوسیلهٔ این دین توانست امپراطوری دیگری تحت عنوان
امپراطوری اسلامی بنیاد نهد. رهبران امپراطوری اسلامی در گسترش سرزمین تحت حکومت
خود چنان موفقیتی یافتند که در سال ششصد و پنجاه و یک میلادی به رهبری عمر به کشور
ما حمله کردند و سلسله ساسانی را برانداختند. سپس امپراطوری اسلامی، به اقصی نقاط
دنیا حمله کرد و به دلیل خشونت و قساوتی که شالودهٔ این دین است، توانست فتوحات
بسیاری کسب کند. یکی از دلایلی که آنها توانستند با سرعت کم نظیری به نیمی از
دنیا غلبه یابند یکی از احکام اسلام بود که چنانکه یک کافر، یعنی غیر مسلمان،
کشته شود، قاتل به بهشت خواهد رفت. بدین ترتیب و با این حکم، دین اسلام با سرعت کم
نظیری گسترش یافت، و با خونخواری غیر قابل تصوری این رژیم وسعت پیدا کرد. پس از
توسعهٔ این امپراطوری در خاورمیانه، رهبران آن به اروپا چشم دوختند، و میدانیم که
جنگهای صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان به مدت ده قرن ادامه یافت، و ملیونها نفر
به بهشت مسیحیان و به بهشت مسلمانان فرستاده شدند! ولی آنچه که باعث افتخار ما
ایرانیان است عرب نشدن ایرانیان بود. چرا که تعداد بیشماری از ملل فتح شده توسط
عمر و یارانش، از زبان گرفته تا سایر موارد، فرهنگ و رسومات عرب را اتخاذ کردند؛
در حالیکه ایرانیان زبان و فرهنگ خود را نگاه داشتند، که این البته به دلیل فرهنگ
برتر ایرانیان نیز بود.ا
در اینجا، یادآوریِ این نکته
ضروری است که زبان فارسی فقط در چند کشور، مانند افغانستان و تاجیکستان، که زمانی
جزو امپراتوری عظیم ایران بودند، و با لهجههای متفاوت گفتار میشود. ولی
متاسفانه این زبان در ایران دستخوش تغییرات بسیاری شده است. کسانی که با شاهنامهٔ
فردوسی آشنائی دارند میتوانند پارسی اصیل بسیاری از واژهها را در این کتاب بیبند.
فردوسی شاهنامه را نزدیک به یازده قرن پیش پایان داد که در آن زمان سه تا چهار قرن
از اسلام در ایران گذشته بود، و زبان عربی در بسیاری از نقاط این کشور، بخصوص
جنوب ایران، گسترش پیدا کرده بود. گرچه واژههای عربی در شاهنامه نیز به چشم میخورد،
ولی او تلاش کرده بود که تا آنجائی که میتواند واژههای پارسی را به کار ببرد،
و این به احیای این زبان در ایران کمک شایانی کرد. ولی مجددا فرهنگهای قالب دیگری
واژههای خود را به زبان ما تحمیل کردند. در زمان سلطننت رضا شاه، امپریالیسم
فرانسه در آفریقا و آسیا وسعت پیدا کرده بود. ایران نیز از این دست درازی امپریالیسم
مصون نماند و اصطلاحات بسیاری وارد ایران شد. به عنوان مثال واژهٔ بسیار متداولی
که هر ایرانی هر روزه بارها آنرا تکرار میکند، واژهٔ سپاس پارسی است. با حملهٔ
اعراب، این واژه نیز مانند بسیاری دیگر با واژهٔ تشکر جانشین شد. سپس این واژه در
اوائل قرن پیش به مرسی تبدیل شد، که هنوز هم بسیار متداول است. با اینکه واژههای
انگلیسی بیشماری در نیم قرن اخیر از آمریکا وارد ایران شدهاند، ولی سپاسگزاری
هنوز با معادل انگلیسی آن جانشین نشده است.ا
یکی از راههای ارتباطی بسیار
رایج ما انسانها از طریق خط و نوشتار است. مشخص نیست که چه کسی و یا چه فرهنگی
خط و نوشتار را اختراع کرد، ولی واضح است که با کشیدن سمبل و یا نماد یا تصویر و
شکل اجسام آغاز شد، و قدیمیترین نوشتار در سومر یافت شده است. خط میخی نیز یکی
از قدیمیترین روشهای نوشتاری است. البته به نظر میرسد که ایرانیان در این رشته
در مقیاس با فرهنگهای دیگر پیشرفت شایانی نکردند، و به این دلیل خط عربی که وارد
ایران شد، بر خلاف زبان عربی، جای خود را در نوشتار ایرانی باز کرد، و سپس برای
آوا و یا اصواتی که در زبان عربی نبود، مانند گ و پ و چ و ژ، حروفی اختراع شد. بدین
ترتیب الفبای عربی با اضافه کردن آن صداها مورد استفاده قرار گرفت.ا
این بود گذر کوتاهی به خط و زبان پارسی، و اینکه چگونه ما ایرانیان، با ستایش و قدردانی بیشمار از فردوسی، عرب نشدیم. با تهاجم مجدّد دین عرب به ایران، پس از آنکه خمینی و یارانش انقلاب شکوهمند ما را دزدیدند، و با جانشین کردن فرهنگ عرب بجای فرهنگ ایرانی توسط این رژیم، مانند حجاب و سایر احکام زنستیزی که در اسلام وجود دارد، بار دیگر زبان و فرهنگ عربی در کشورمان نشر پیدا کرد. ولی اینبار، با اینکه رژیم همچون پیشینیانش در پانزده قرن پیش بسیار خونخوار است، ایرانیان اقدام به مبارزهٔ مدنی کردند، و همچنان در مبارزه برای برگشتن به فرهنگ ایرانی میباشند. گرچه حملهٔ اخیر آمریکا و اسرائیل به رژیم نیروی بیشتری بخشید، ولی پس از پایان جنگ اخیر، مبارزهٔ مردم از نو شروع میشود، چرا که بازگشت به فرهنگ ایران پیش از اسلام در دستور کار اکثر ایرانیان قرار گرفته است. تنها راه بقائ این رژیم زدودن لایه به لایه این دین از فرهنگ روزمرهٔ ایران میباشد، که در غیر این صورت باید منتظر انقلاب جدیدی باشیم.ا
No comments:
Post a Comment