اینکه در چه زمانی انسانها به منظور پاسخ به پرسشهائی که در آغاز این
مقاله آمد تصمیم گرفتند که جهان آفرینی بیافرینند، یعنی موجودی را خلق کنند که آن موجود همه چیز
را آفریده، و سپس او را خدا یعنی خود آمده بنامند، از نبوغ آنها سرچشمه گرفته
است. دانش این انسانها تا بدانجا رسید که پرسشهای فوق را مطرح کردند و به دنبال
پاسخی برای آن گشتند. در کتیبههائی که به بیش از پنجهزار سال پیش بازمیگردند،
به این خالق اشاره میشود، که گواه آن است که در آن زمان نه تنها یک خالق، بلکه
مذاهبی نیز در اعتقادات مردم بوده است.ا
با گسترش علم و دانش، و آگاهی ما از کهکشانهای دور، ولی عدم دسترسی به
آنها به دلیل نداشتن ابزاری که چنان مسیر طولانی را طی کند و سرعتی که بتوان در
مدت کوتاهی که عمر انسان اجازه میدهد به آن سیارات دسترسی پیدا کند، وسعت و عمر
و آیندهٔ این جهان توسط دانشمندان و متبحرین در این امور با فرضیات علمی تجزیه و
تحلیل میشوند. بر اساس نظریهٔ ستفن هاوکینگ، کیهان خود بخود به وجود آمد، چرا که
به دلیل قانون جاذبه، وجود چیزی از هیچ امکان پیدا میکند. به عقیدهٔ او، از
آنجائی که انرژی مثبت و انرژی منفی به یک اندازه میباشند و حاصل این ترکیب صفر
است، تولید وجود از عدم وجود امکان پذیر است. سرعت نور سیصد هزار کیلومتر در ثانیه
است، و هیچ چیزی نمیتواند سریعتر از آن حرکت کند. بنابراین دنیای فیزیکی ما
محدود است به نود و سه بلیون سال نوری با صد و هفتاد ملیون بلیون کهکشان، و آنچه
که قابل قیاس است، حدود سیزده ممیز هشت بلیون سال نوری است.ا
بنابراین میتوان در یک ارزیابی شتابزده نتیجهگیری کرد که، گرچه اکثر انسانها به یک خالق و یک عنصر به وجود آورندهٔ این جهان معتقدند، و بسیاری چون پاپ در واتیکان، و یا خاخامهای یهودی، و یا همین ملّاهای خودمان رزق و روزیشان از طریق استثمار دیگران با حربهٔ خدا و مذهب تامین میشود، ولی علم به طرز فزایندهای واقعیات این جهان را گسترش میدهد. کسانی که به دلایل متفاوتی، از جمله تحت تاثیر یک خانوادهٔ محتاج، و یا به دلیل نوع حکومتی که آنها را کنترل میکند، از یک زندگی پر از محتوا و سرشار از لذتهای مادی بهرهای نبردهاند، به سادگی به دام این شیادان میافتند. متاسفانه اکثر مردم دنیا اسیر این موهومات میباشند و عمر خود را در ستایش یک آفرینندهٔ واهی که تامین کنندهٔ یک گروه شارلاتان تحت عنوان نمایندهٔ خدا در این دنیا میباشد، میگذرانند. ولی چنانکه پیشتر آمد، گسترش علم تنها راهی است که میتوان از طریق آن، خلاف این ادعاهای مسموم کننده را به اثبات رساند.ا
No comments:
Post a Comment