اندیشمند بزرگترین احساسش عشق است و هر عملش با خرد

Wednesday, July 8, 2026

خداوند

مقاله‌ای را که در زیر می‌آید شخصی‌ در فیسبوک گذاشته بود، که می‌توان در اینجا به آن دسترسی پیدا کرد. این مقاله به انگلیسی‌ است و من آنرا به کمک گوگل ترجمه کرده‌ام که در زیر می‌آید. دلیل انتخاب این مقاله چند مورد تاریخی‌، و همچنین طرز بیان نویسنده برای تفهیم دلایلی در رد فرضیات الهی می‌باشد.ا

قرون متوالی‌ است که مؤمنان اعلام کرده‌اند که خدا منبع نهایی عشق، عدالت و اخلاق است. با این حال، کتاب مقدس همین خدا را به عنوان کسی که دستور قتل عام می‌دهد، تقریباً هر موجود زنده‌ای را روی زمین غرق می‌کند، برده‌داری را تحت مقررات ویژه‌ای تأیید می‌کند، دستور اعدام برای مجازات جرائم مذهبی‌ می‌دهد، و به کسانی‌ که او را باور ندارند وعدهٔ مجازات اَبَدی می‌دهد، معرفی‌ کرده است (کوپان، ۲۰۱۱؛ بارتون، ۲۰۱۹) .ا

ا"شاید بزرگترین نعمت بشریت این باشد که این شخصیت فقط در ادبیات وجود دارد". این گفته تحریک‌آمیز است، اما به جای تمسخر صرف، بررسی جدی را می‌طلبد.ا
مبنای دین: خوب، بد، زشت
---

تفاوت بین یک شخصیت در یک مثال اخلاقی
بگذارید یک پادشاه خیالی را در نظر بگیریم که اعمال زیر را انجام می‌دهد:ا
ا- کلیهٔ انسان‌ها را در دریاچه غرق می‌کند
ا- محلی را فتح می‌کند و دستور کشتار کلیهٔ ساکنین را می‌دهد
ا- کودکان را به دلیل اعمال نادرست اجدادشان مجازات می‌کند
ا- هیچگاه ظاهر نشد و همواره نامرئی ماند، ولی‌ خواستار پرستش شد
ا- برای اشتباهات ناچیزی وعدهٔ مجازات‌های سنگین می‌دهد

آیا کسی چنین حاکمی را به عنوان الگویی برای رهبری اخلاقی توصیه می‌کند؟ پاسخ به احتمال زیاد منفی‌ است. با این حال، بسیاری از مردم از اعمال مشابه وقتی به یک خدا نسبت داده می‌شوند، دفاع می‌کنند. آیا اتصال اقتدار ماوراءالطبیعه، ظلم را به نیکی تبدیل می‌کند؟ یا صرفاً انتقاد اخلاقی را دلسرد می‌کند؟ا

موضوع پنهان بودن خداوند
یکی از چالش‌های پایدار فلسفه برای خداباوری، موضوع و یا مسئلهٔ پنهان بودنِ خالق است. چرا جویندگان صادق در هر دینی یافت می‌شوند که به نتایج متناقضی می‌رسند؟ چرا یک ارتباط‌ دهنده قدرتمند به جای ارتباط مستقیم و بی‌چون و چرا، به متون باستانی، تفاسیر مورد مناقشه و نهادهای خطاپذیر تکیه می‌کند؟ا

فیلسوف جی. ال. شلنبرگ استدلال می‌کند که مبارزه در به حاکمیت رساندن بی‌اعتقادی، در مقایسه با وجود یک خدای کاملاً مهربان و دوستدار انسان، بسیار دشوار می‌باشد (شلنبرگ، ۲۰۱۵). اگر خدا می‌خواهد همه او را بشناسند، چرا شواهد تا این حد مبهم باقی می‌مانند؟ا

وقتی ایمان خلأ‌ها را پر می‌کند
در طول تاریخ، پدیده‌هایی که زمانی به مداخله الهی نسبت داده می‌شدند، به تدریج توضیحات طبیعی دریافت کرده‌ا‌ند:ا
ا- رعد و برق به الکتریسیته جوی تبدیل شد
ا- بیماری به میکروبیولوژی تبدیل شد
ا- بیماری روانی به علوم اعصاب تبدیل شد
ا- حرکت سیارات به مکانیک آسمانی تبدیل شد

تکامل، تنوع زیستی را بدون نیاز به اعمال جداگانه خلقت توضیح داد (داروین ۲۰۰۹-۱۸۵۹). این الگو پرسش دیگری را مطرح می‌کند. اگر خدایان به طور مداوم از مرز دانش علمی عقب‌نشینی می‌کنند، آیا ما در حال کشف واقعیات هستیم، یا صرفاً اسطوره‌شناسی را کوچک می‌کنیم؟ا

استفادهٔ از طنز به عنوان وسیله‌ای برای فلسفه
طنز مدت‌هاست که مرجعیت را به چالش کشیده است. از طرف دیگر، ولتر عدم تحمل مذهبی را به سخره گرفت، و مارک تواین اخلاق کتاب مقدس را زیر ذره‌بین پرسش گذاشت؛ در حالیکه برتراند راسل استدلال‌های وجود خدا را با شوخ‌طبعی و همچنین منطق مورد انتقاد قرار داد. در این شکّی نیست که طنز پیروز می‌شود، چرا که احترام را از بین می‌برد و از خوانندگان می‌خواهد که به طور مداوم ایده‌ها را قضاوت کنند. اگر نوح، سامسون، الاغ سخنگوی بلعام یا یونس در داستان‌های مدرن بدون برچسب‌های مذهبی ظاهر می‌شدند، آیا اکثر خوانندگان آنها را به عنوان تاریخ طبقه‌بندی می‌کردند، یا یک طنز ساده؟ چرا باید طرز تفکر به دلیل مقدس بودن یک کتاب تغییر کند؟ا

اخلاق بدون فرمان الهی
انتقادی که همواره از ملحدان می‌شود این است که: "چنانچه خدائی وجود ندارد، پس اخلاقیات چگونه شکل می‌گیرند و از کجا می‌آیند؟" بر اساس تحقیقات معاصر، در زیست‌شناسی تکاملی، روانشناسی و انسان‌شناسی، نتیجه‌گیری شده است  که همدلی، همکاری، انصاف و نوع‌دوستی متقابل، ریشه‌های عمیق بیولوژیکی و فرهنگی دارند (دی وال، ۲۰۰۶؛ هایدت، ۲۰۱۲). از طرف دیگر، جوامع انسانی سیستم‌های اخلاقی را توسعه دادند زیرا همکاری باعث افزایش بقا می‌شود. در نتیجه به نظر می‌رسد اخلاق از نیازهای انسانی و تعامل اجتماعی ناشی می‌شود، نه لزوماً از دستوراتی که از خارج از این دنیا به ما انسان‌ها وحی می‌شوند.۱

در واقع، پیشرفت اخلاقی اغلب با رد دستوراتی که زمانی در کتاب مقدس از آنها دفاع می‌شد، رخ می‌دهد. به عنوان نمونه:ا
ا- پایان دادن به برده‌داری
ا- گسترش حقوق زنان
ا- حمایت از کودکان
ا- پذیرش آزادی مذهبی
ا- دفاع از حقوق همجنس‌گرایان

اگر اخلاق صرفاً توسط متون باستانی تثبیت می‌شد، آیا این پیشرفت‌ها رخ می‌دادند؟ا

---

شجاعت در پرسش
سنت‌های مذهبی اغلب ایمان را ستایش می‌کنند، اما علم طرفدار شک و تردید است. زمانی‌ که ایمان می‌پرسد "چه چیزی را باید باور کنم"، پرسش علم این است که "چه شواهدی از این ادعا پشتیبانی‌ می‌کند؟" اینها اساساً دو نوع نگرش می‌باشند. پرسش، دشمن یک واقعیت نیست، بلکه دروازهٔ رسیدن به آن است.ا

اگر ایده‌ای نمی‌تواند از تحقیق صادقانه جان سالم به در ببرد، آیا باید از آن محافظت کرد، یا آن را اصلاح کرد؟ا

---

نکتهٔ طنزآلود
شاید این موضوع به طور تصادفی به یک مشاهده عمیق منجر شود. به عنوان مثال، اگر خدایی که تمام ویژگی‌های اخلاقی نگران‌کننده منتسب به او را داشت، و به معنای واقعی کلمه بر جهان حکومت می‌کرد، بشریت می‌بایست واقعاً دلیلی‌ برای نگرانی می‌داشت. در عوض، به نظر می‌رسد که جهان به جای مداخلات ماوراء طبیعی، توسط قوانین طبیعی ثابت اداره می‌شود.ا

زلزله‌ها مؤمنان و ملحدان را به طور یکسان تحت تأثیر قرار می‌دهند. ویروس‌ها مقدسین و شکاکان را به طور یکسان آلوده می‌کنند. ستارگان بدون بررسی دین کسی منفجر می‌شوند. طبیعت هیچ ترجیح قابل تشخیصی برای تعهد الهیاتی نشان نمی‌دهد.ا

این ثابت نمی‌کند که خدایی وجود ندارد. اما نشان می‌دهد که جهان دقیقاً همانطور که انتظار می‌رود رفتار می‌کند، یعنی‌ فرایند‌های طبیعی، و نه خرد و نیروی الهی، اداره کنندهٔ این جهان می‌باشند.ا

--

پرسش‌های با ارزش
چرا ادعاهای خارق‌العاده باید از شواهد عادی معاف باشند؟ ا
اگر دین دیگری ادعاهای ماوراءالطبیعه مشابهی را مطرح کند، آیا شما آنها را با استفاده از همان معیارها می‌پذیرید؟ ا
آیا اخلاق می‌تواند فراتر از آنچه کتب مقدس باستانی تجویز می‌کنند، بهبود یابد؟ ا
آیا احترام هرگز جایگزینی برای شواهد است؟ ا
آیا اعتقادات باید صرفاً به این دلیل که میلیون‌ها نفر به آنها باور دارند، از انتقاد مصون باشند؟ ا
اگر اعمال الوهیت در یک محکمهٔ انسانی محکوم می‌شوند، چرا وقتی به خدا نسبت داده می‌شوند، باید فضیلت پیدا کنند؟ ا

این پرسش‌ها ابراز خصومت نسبت به مؤمنان نیستند ، بلکه آنها دعوت‌هایی برای بررسی باورها با همان معیارهای انتقادی هستند که در هر جای دیگر اعمال می‌شود.ا

---

نتیجه‌گیری
تصویر بالا یک شوخی‌ بیش نیست، که با توجه به آنچه که گفته شد، خدا‌ناباوران بسیار خوش شانس هستند که خدا واقعی‌ نیست! البته طنز برای تأثیرگذاری اغراق می‌کند، اما در زیر طنز یک چالش فلسفی جدی نهفته است: موجودات خارق‌العاده‌ای که در ادبیات مقدس توصیف می‌شوند باید با همان معیارهای اخلاقی و شواهدی که برای هر ادعای دیگری اعمال می‌شود ارزیابی شوند.ا

در نهایت، اگر کسی‌ به خدا باور داشته باشد و یا نداشته باشد، صداقت فکری مستلزم پرسیدن پرسش‌های دشوار، به جای شنیدن پاسخ‌های تسلی‌ بخش، می‌باشد. اگر حقیقت از تحقیق و بررسی هراسی نداشته باشد، پس هیچ باوری، چه مذهبی و چه غیرمذهبی، نباید از بررسی دقیق معاف باشد.ا 

No comments:

Post a Comment