اندیشمند بزرگترین احساسش عشق است و هر عملش با خرد

Wednesday, July 15, 2026

جنگ

نخست ببینیم تعریف جنگ چیست. یکی‌ از لغت‌نامه‌های مشهور مریم‌وبستر می‌باشد. بر طبق این لغت‌نامه اینترنتی، جنگ عبارت است از وضعیت درگیری مسلحانه، معمولاً آشکارا و اعلام شده بین دولت‌ها یا ملت‌ها. البته زمانی‌ که حیوانات با یکدیگر درگیری پیدا می‌کنند ما آنرا نیز جنگ می‌نامیم. اگر جنگ بین دو حیوان از دو نژاد متفاوت باشد، عموما به منظور شکار است. به عنوان مثال یک پلنگ با یک آهو می‌جنگد، چرا که پلنگ گوشت‌خوار است و حیوانات ضعیف‌تر از خود را شکار می‌کند. اگر جنگ بین دو حیوان از یک نژاد باشد، مثلا جنگ دو پلنگ نَر با یکدیگر، عموما بر سر جفت‌گیری با یک پلنگ ماده است، که البته این قانون طبیعت است، بدین منظور که فرزندی که در نتیجهٔ آمیزش دو پلنگ نَر و ماده به وجود می‌آید همواره قوی‌تر باشد. عموما در این گونه جنگ‌ها، حیوان ضعیف‌تر خود را از جنگ کنار می‌کشد، و قویتر به جای تعقیب رقیب، به سراغ پلنگ ماده می‌رود! تنها موجودی که هدفش از جنگ، نیستی‌ و کشتار طرف مقابل است، انسان است.

سه نکته در تعریف بالا قابل توجه است. نخست آنکه جنگ یک درگیریِ مسلحانه است؛ دوم آنکه جنگ آشکارا و اعلام شده است؛ و سوم آنکه جنگ بین دولت‌ها و ملت‌هاست. بنابراین، نتیجه می‌گیریم که زمانی‌ حمله به کشوری را جنگ می‌نامیم که درگیری مسلحانه باشد. همچنین، جنگ از پیش اعلام می‌شود. پس زمانی‌ که آمریکا و اسرائیل ناگهانی و به طرزی غافل‌گیرانه به ایران حمله کردند، نام آنرا جنگ نمی‌توان گذاشت، و این تجاوزی بیش نبود. در مورد قسمت سوم این تعریف باید کمی‌ تامل کرد، چرا که اکثریت انسان‌ها با کشتار دیگران، که حاصل هر جنگی است، توافق ندارند. گرچه جنگ بین دولت‌هاست، ولی‌ بین ملت‌ها نیست. جنگ‌ها را دولت‌ها آغاز می‌کنند بدون آنکه از مردم آن سرزمین بخواهند که توافق خود را برای حمله به سرزمین دیگری اعلام کنند. بزرگ‌ترین خسارات هر جنگی انسانها می‌باشند، گرچه این انسان‌ها حکام و رهبرانی که جنگ‌ها را آغاز می‌کنند نیستند. در واقع کسانی‌ که اسلحه به دست می‌گیرند و بر خلاف طبیعت‌شان دست به آدمکشی می‌زنند، احتمالا به یکی‌ از این دو دلیل می‌باشد: بسیاری از این اشخاص آلت دست رهبران قرار گرفته و تبلیغات میهن پرستی‌ و دور پرچم حلقه زدن، آنها را تحت تاثیر قرار میدهد، و در نتیجه دفاع از میهن و یا ارتقائ ملی‌ از طریق کشتار خارجیان را می‌پذیرند. ولی‌ اکثریت عظیمی‌ از سربازان به دلیل احتیاج، و یا با فشار دولت در زمان سرباز‌گیری، وارد یک جنگ می‌شوند.ا

هیچ انسانی‌ تحمل مشاهدهٔ انسان و یا موجود دیگری را در رنج و عذاب ندارد. کسانی‌ که دستور قتل انسان‌های دیگر را می‌دهند، خود به این عمل پلید دست نمی‌زنند، بلکه کسانی‌ می‌باشند که تربیت می‌شوند که نه تنها بتوانند دیدن انسان دیگری را در زجر تحمل کنند، بلکه دلیل‌ قانع کننده‌ای برای این عمل پلید خود بیاورند. این دلیل توسط مقامات دولتی به آنها آموزش داده می‌شود. به عنوان مثال، یک مامور اعدام تربیت می‌شود که بر این عقیده باشد که آنکه این حکم در موردش اتخاذ شده است، چنانکه زنده بماند مسئول متلاشی کردن زندگیِ اعدام کننده می‌باشد! یکی‌ از راه‌های موفقیت‌آمیز وادار کردن و یا ترغیب دیگران به آدمکشی از طریق مذهب است. چنانکه آن شخص کشته شود، خداوند عامل این کشتار را به بهشت می‌فرستد، چرا که آن شخص مرتد است!ا

نکتهٔ مهم اینجاست و باید این مطلب مرتب تکرار شود که انسان‌ها مجری هر جنگی می‌باشند، گرچه آنها عامل جنگ نیستند، بلکه جنگ بین دولت‌هاست. بدین دلیل است که بودجهٔ نظامی بسیاری از کشورها، از جمله ایران، از بودجهٔ رفاهیِ آنها رقم بالاتری دارد. طبق گزارش ویکیپدیا، بودجهٔ نظامی آمریکا سی‌ و سه درصد کلّ بودجه‌های نظامیِ جهان، و مطابق با نهصد و پنجاه و چهار بلیون دلار است. با این وصف، هشتاد و هشت درصد بودجهٔ آمریکا غیر نظامی است. بودجهٔ نظامی ایران هفت و نیم بلیون دلار، یعنی‌ کمتر از یک درصد بودجهٔ نظامی آمریکا است. گرچه بودجهٔ رفاهی دولت ایران مشخص نیست، ولی‌ می‌دانیم که فقر در این کشور درصد بالائی دارد، و هر چند دزدی و ارتشأ هیات حاکمه و بستگان دلیل مهم این شکاف است، ولی‌ عدم توازن بودجه نیز در گسترش فقر تاثیر به سزائی دارد. سالهاست که دولت ایران کسریِ بودجهٔ سه رقمی‌ دارد، و احتمالا این کسری را با کم کردن بودجهٔ نظامی جبران نمی‌کند.ا

چنانکه گفته شد، جنگ‌ها به منظور افزایش نیروی اقتصادی و یا افزایش وسعت جغرافیایی توسط دولتی آغاز می‌شود، و هر عذر‌ی که آن دولت برای اقدام به تجاوز بیاورد در نهایت به یکی‌ از این دو دلیل منتهی‌ می‌شود. به عنوان مثال برای ادامهٔ جنگ با عراق، زمانی‌ که صدام حاضر به پایان دادن جنگ و اعادهٔ خسارات بود، دلیل خمینی رفتن به قدس بود، که در نهایت به افزایش جغرافیایی باز می‌گردد. ولی‌ نکتهٔ مهم اینجاست، و تکرار آن ضروری است، که انسان‌ها عموما و بطور فطری از خسارت و ضربه زدن به دیگران بیزارند، و این دولت‌ها هستند که جنگ‌ها را آغاز می‌کنند. واضح است که کسانی‌ که تصمیم بر آغاز جنگی را می‌گیرند، خود عملا در صحنه جنگ شرکت نمی‌کنند، و جوانان کشور به قتل می‌رسند.ا

پیش از گسترش وسائل ارتباط جمعی‌، فرهنگ هر قبیله، دهکده، شهر، و یا ملتی در طول زمان شکل می‌گرفت، و مختص به آن مکان باقی‌ میماند. با فزونیِ این وسائل، فرهنگ‌ها به سرعت تغییر شکل پیدا کرده، خود را هماهنگ سایر فرهنگ‌ها می‌سازند. به عنوان مثال، می‌توانیم فرهنگ قوم یهود را از نظر تاریخی‌ و بطور خلاصه بررسی کنیم. تا اوائل قرن بیستم، جهودان مستقل از اقوام دیگر و درون‌گرا، مال و منال اندیش، و از نظر سایر مذاهب بخصوص اسلام، قومی طرد شده بودند. در طی قرون و اعصار آنها راه چندانی به رهبری نداشتند، و گرچه در چند مورد دولت‌هائی تشکیل دادند، ولی‌ فاقد قدرت سیاسی قوی و مستقل بودند، و در اینصورت چه از نظر مالی و چه از نظر معیشتی کاملا متفاوت از سایر مذاهب، بخصوص اسلام و مسیحیت که همواره در قدرت بودند، می‌زیستند. در واقع در هیچ جامعه‌ای به قوم یهود اجازهٔ پیش رفتن و یا ترقی نمی‌دادند. در اواخر قرن نوزدهم که تئودور هرتزل در مورد مملکت مستقل جهودان نوشت، نفرت از این گروه در بین سایر اقوام به حد اکثر رسید. تا اینکه در زمان نازی‌ها این روش رفتار به نقطهٔ جوش رسید و پاکسازی قوم یهود را نازی‌ها با کمک چند کشور دیگر، از جمله ایران، آغاز کردند. یکی‌ از نتایج جنگ جهانی‌ دوم آزاد ساختن این قوم از اسارت بود. تئوری جدیدی تحت عنوان صهیونیسم از اواخر قرن نوزدهم آغاز شده بود و هدفش یافتن مکان مستقلی برای معتقدین به این دین بود. پس از کشتاری که نازی‌ها از جهودان کردند و دلسوزی و همدردی بسیاری از مردم دنیا و بخصوص رهبران را جلب کردند، منطقه‌ای از فلسطین برای این ملت برگزیده شد و آن کشور را اسرائیل نام نهادند. با قدرت گرفتن صهیونیست‌ها در امور سیاسی این کشور، تجاوز به ملت فلسطین و پایمال ساختن و تحت اختیار گرفتن زمین‌های آنها در دستورالعمل صهیونیست‌های در قدرت قرار گرفت. آنها توانستند دولتمردان چند قدرت بزرگ غربی، از جمله آمریکا را با خود هم‌پیمان کنند، و بدین ترتیب کشتار و آوارگی فلسطینیان توسط صهیونیست‌های اسرائیل به حد امروز رسید. شاید این بهترین نمونه یک جنگ، یا در واقع یک کشتار دسته‌جمعی‌ ملتی، به منظور گسترش جغرافیایی یک سرزمین باشد. گرچه چنین خصیصه‌ای را نمی‌توان به کلیهٔ افرادی که پیرو قوم یهود هستند نسبت داد، ولی‌ تا زمانی‌ که صهیونیزم جهانی‌ در قدرت است، جنگ و استثمار فلسطینیان ادامه خواهد داشت.ا

همواره می‌باید این جمله را به خاطر سپرد و تکرار کرد که انسان یکی‌ از اقلیت موجوداتی است که، نه به دلیل تنازع بقا و یا سرکردگی، بلکه به دلایل بسیار دیگری از جمله وسعت دادن جغرافیایی، همنوع خود را از میان برمی‌دارد. ما انسان‌ها زمانی‌ را که باید برای گسترش رفاه همگانی و تقسیم عادلانهٔ ثروت‌های طبیعی صرف کنیم، به ساختن وسائل کشتار گروهی، مانند بمب اتم، می‌پردازیم. فراز و نشیب دولت‌ها از زمان‌های بسیار دور جزئی از تاریخ بشریت بوده است. با نگاهی‌ به تاریخ به این نکته پی می‌بریم که هیچ کشوری که زمانی‌ در اوج بوده است، در زمان نزول اقتصادی و فرهنگی‌، بدون جنگ کنار نکشیده است. در عصر اتم، و با توجه به این واقعیت که تنها کشوری که از نیروی اتم به منظور کشتار گروهی استفاده کرده است، در حال نزول است، آیندهٔ بشریت زیر پرسش قرار می‌گیرد.ا

No comments:

Post a Comment