به عنوان مثال، نیل دیگرسی تایسون مقدار ضریب هوشی ما انسانها را با
موجوداتی که در منظومههای دیگر زندگی میکنند، مقایسه میکند و نتیجه میگیرد
که، تفاوت ضریب هوشی ما با آنها به اندازهٔ تفاوت ضریب هوشی ما با هوشمندترین
موجود کرهٔ زمین بعد از انسان، یعنی شامپانزه است. دی اِن اِ، یعنی دیاکسی
ریبونُکلئیک اسید که طرح اولیه برای ساخت و نگهداری بدن میباشد، مولکولی است که
حاوی دستورالعملهای بیولوژیکی برای رشد، عملکرد و تولید مثل همه موجودات زنده
شناخته شده، علاوه بر بسیاری از ویروسها است. دی ان ا ما انسانها با دی ان ا شامپانزهها نود
و هشت درصد اشتراک دارد. ولی هوش انسان از طریق ارتباطات پیشرفته، فرهنگ انباشتی
و حل مسائل انتزاعی، کاملا متفاوت است. بدین معنا که شامپانزهها در حل مسئله و
حافظه تصویری، با کودکان نوپای انسان برابری میکنند. همچنین انسانها از انعطاف
پذیریِ شناختی و یادگیریِ اجتماعیِ از برتری، در مقایسه با شامپانزهها،
برخوردارند. بنابراین، اگر هوش یک شامپانزه به اندازهٔ یک کودک ما میباشد، هوش ما
در مقایسه با موجودات سماوی به اندازهٔ یک کودک آنهاست!ا
نخستین تحلیلی که از شکل کرهٔ زمین به عمل آمد،
بدین معنی که زمین مسطح نیست و ابتدا و انتها ندارد بلکه کروی شکل است، حدود شش
قرن پیش از میلاد توسط دانشمندان یونانی، همچون فیثاغورث، ارائه شد. این فرضیه دو
قرن بعد توسط دانشمند دیگر یونانی، ارسطو، با شواهد و مدارک قابل قبول اثبات شد.
ولی چگونه است که ما میتوانیم روی این کره راه برویم بدون آنکه سرنگون شویم و یا
در فضا معلق بمانیم؟! و یا اینکه چگونه است که خورشید و ماه و ستارگان در فضا میتابند
و درخشش میکنند، بدون آنکه به زمین متصل باشند؟! اینها پرسشهائی بودند که همواره
افکار انسانها را بخود مشغول کرده بودند. گرچه قرنها پیش از این فرضیههای
بسیاری توسط دانشمندان در مورد جاذبهٔ زمین ارائه شده بود، ولی کسی که آنرا
اثبات کرد نیوتُن در قرن هفدهم بود. دلیل آنکه سیبی از درخت بر زمین میافتد، و یا
ماه در مدار زمین دور میزند نیروی جاذبهٔ کرهٔ زمین است. امروزه دانشمندان نیروی
جاذبهٔ کلیه کرات را میتوانند اندازه بگیرند و پی ببرند که این نیرو در هر یک از
این کرات به چه اندازه است. به عنوان مثال، جاذبهٔ کرهٔ زمین نه ممیز هشت و جاذبه
کرهٔ ماه یک ششمِ جاذبهٔ زمین است.ا
به قول کارل سگان: "ما نمیدانیم چند دست
برنده دیگر در عرصه کیهانی وجود دارد، چند نوع جهان دیگر، قوانین طبیعت و ثابتهای
فیزیکی؛ که این نیز میتواند به حیات و هوش و شاید حتی توهم خودبزرگبینی منجر
شود. از آنجایی که ما تقریباً هیچ چیز در مورد چگونگی ایجاد این جهان نمیدانیم،
دنبال کردن این مفاهیم به طور مؤثر دشوار است. ... اما اگر جهان بینهایت قدیمی
باشد، اگر بیگ بنگ که حدود پانزده میلیارد سال پیش روی داد، تنها جدیدترین نقطه
اوج در یک سری بینهایت از انقباضها و انبساطهای کیهانی باشد، پس هرگز ایجاد
نشده است و این سوال که چرا به این شکل است، بیمعنی میشود."ا
با مطالعهٔ کلیهٔ این دادهها، فرضیات، جمعبندیها،
و مُشاهدات در مورد کرهٔ زمین، منظومهٔ شمسی، و سایر منظومات شناخته شده و یا
برآورد شده در این جهان؛ ما در محیطی، فضائی، و یا دنیایی زندگی میکنیم که از
نظر وسعت و قدمت رقمی برای اندازهگیری آن نداریم! هر چه به شکوه و عظمت این جهان
بیشتر میاندیشیم، و فرضیات و محاسبات و دادههای کشف و یا تئوریریزی شده را
بررسی میکنیم، علاقهٔ ما به مطالعهٔ بیشتر چند برابر میشود، و پی میبریم که
دنیای ما چنان شگفتانگیز است که نیازی به یک خالقِ دنیای دیگری پس از مرگ نداریم.
همینکه بتوانیم به دورترین نقاط دنیایمان دسترسی پیدا کنیم، قادر خواهیم بود که
اسرار این جهان شگفتانگیز را کشف کنیم.ا
No comments:
Post a Comment