دو
سه سال قبل از انقلاب بود. تازه ازدواج کرده بودم و با کمک مالی پدرم یک خانهٔ دو طبقه
حوالی شمیرانات خریده بودم. بعد از فارقالتحصیلی از دانشکده طب، مستقیما در
بیمارستانی استخدام شده بودم و میدانستم که با حقوق مناسبی که داشتم میتوانستم
بدهی پدرم را در عرض یکی دو سال پرداخت کنم، البته اگر اجارهٔ طبقه بالا را در نظر
میگرفتم.
بنابراین با معاملات ملکی سر کوچه برای یافتن مستاجر مناسبی قرار گذاشتم.ا