تصویر بالا که از فیسبوک کُپی شده است، جدولی از یک سنجش آماری از پارهای از مشخصات زنان ایران در مقایسه با زنان آمریکا میباشد. عنوان این جدول نقل قولی از ترامپ است که میگوید: "رژیم حاکم بر ایران از پیشرفت زنان جلوگیری به عمل میآورد." در اینکه رژیم حاکم بر ایران یک رژیم ارتجاعی و دیکتاتوری است و اسلام مانند سایر ادیان، یک دین مردانه است، شکّی نیست. همچنین، در اینکه رژیم اسلامی از آغاز زنها را به زیر چادر و روسری بُرد نیز شبههای نمیتوان داشت. مهم این است که زنان شجاع ایران با دادن خون خود حقوق حقهٔ خود را تا حدودی دریافت کردند، و هنوز هم در حال مبارزهاند. بنابراین، به دولت ایران در این مورد نمیتوان اعتبار داد، بلکه زنان ایران برای احراز حقوقشان جنگیدند، و بدین دلیل آنچه که آنها دارند در مقایسه با زنان آمریکا ارجح است. ترجمهٔ مطالب این تصویر در جدول زیر میآید:ا
|
ا"رژیم حاکم بر
ایران از پیشرف زنان جلوگیری به عمل میآورد"ا |
||||
|
آمریکا |
ایران |
|||
|
درصد زنان |
||||
|
۸۷.۰۰% |
سود
آموزی |
۹۹.۰۰% |
||
|
۵۷.۰۰% |
سود
آموزی دانشگاهی |
۶۲.۰۰% |
||
|
۲۳.۰۰% |
دانشجویان
مهندسی و علمی |
۷۰.۰۰% |
||
|
۴۷.۰۰% |
دانشجویان
پزشکی |
۶۰.۰۰% |
||
|
۳۸.۰۰% |
درصد
پزشکان زن |
۴۹.۰۰% |
||
|
۸۴.۰۰% |
پورنوگرافی |
۰ |
||
|
سال |
۲۵۰ |
تاریخچه
زنان در حکومت |
سال |
۴,۰۰۰ |
در تاریخ بیست
و هشتم فوریه امسال، ایالات متحده در کنار اسرائیل، حمله بزرگی را علیه ایران با
هدف اعلام شده تغییر رژیم آغاز کرد. در این حمله، که یک حملهٔ موشکی بود، علی
خامنهای همراه با عدهای دیگر از سران رژیم کشته شدند. گرچه بسیاری افراد بیگناه
نیز در این حملات از میان رفتند، با این حال، درصدی از مردم در ایران و اکثریت
ایرانیان خارج از کشور، از این حمله استقبال کردند، و کشتارِ سرانِ رژیمِ منفور را
جشن گرفتند. شاید بتوان این حملهٔ غافلگیرانه را چنین توجیه کرد که رژیمی که از
آغاز با کشتار رقیبان و مخالفین حکومت ننگین خود را آغاز کرد، شاید به همین روش نیز
باید آنرا سرنگون ساخت. ولی دولت آمریکا، که تا کنون در هیچ جنگی پیروز نبوده
است، نه تنها به سرنگونی رژیم اسلامی کمکی نرساند، بلکه باعث تقویت بیشتر این حکومت
شد.ا
حال ببینیم چگونه است که
بزرگترین و قویترین نیروی نظامی دنیا در پی از بین بردن یک کشور جهان سومی، و از
نظر حکومتی کاملا عقبافتاده، تلاش میکند، و عجیبتر آنکه موفق هم نمیشود! کشور
آمریکا برای بیش از نیم قرن، یعنی پس از جنگ دوم جهانی، به یک امپراطوری عظیم
تبدیل شد. گاهی قوی بودن و در صدر بقیه بودن باعث حس خودشیفتگی میشود. اگرچه
خودخواه بودن و تنها بخود اندیشیدن یک احساس شخصی است، ولی یک حکومت نیز میتواند
در کمال خودخواهی به گسترش خویش در ازای نابودیِ سایر ممالک برنامهریزی کند.ا
شاید باید نخست این واژهٔ خودشیفتگی
را بشکافیم تا بخوبی معنای آنرا درک کنیم. برای واژهٔ انگلیسیِ سلفیش، که معنیِ آن
خودخواه است، ما همچنین واژهٔ خودپرست، و یا شاید خودپسند را نیز بکار میبریم که
بسیار واژههای زیبائی میباشند. داستان کوتاه و جالبی در پشتِ این واژه است که
معنی آنرا بخوبی بیان میکند. پسری در یک مسابقهٔ دو و در زمانی که رقیبش در حال
گذشتن از اوست، با یک پشتِ پا، آن رقیب را به زمین میاندازد. پدر این پسر بچه که از
پنجره شاهد این ماجرا است، زمانی که بازی پایان مییابد و پسر به خانه بازمیگردد
او را صدا میزند و از او میخواهد که از پنجره به بیرون نظری بیاندازد و
مشاهداتش را بازگو کند. پسر از پنجره به بیرون نگاه میکند و هر آنچه را که میبیند
به تفصیل بیان میکند. پس از آن پدر آینهای به دست او میدهد و از او میخواهد که
در آینه بنگرد و توضیح دهد که چه میبیند. پسر لبخند میزند و میگوید که فقط خودش
را میبیند. پدر توضیح میدهد که یک آینه در واقع یک شیشه است که پشتِ آنرا با
نقره و یا آلومینیوم پوشاندهاند. با نگاه کردن به شیشه که نور به راحتی از آن
عبور میکند میتوان دیگران را دید، ولی در یک آینه که همان شیشه است، ولی فلزات
گرانبهایی به آن افزودهاند شخص فقط خودش را میبیند. این خطری است که ثروت و سایر
داشتهها میتوانند انسان را از نگاه کردن به دیگران محروم کند، و باعث شوند که
شخص فقط خود را ببیند!ا
زمانی که از خودبینی و خودخواهی
صحبت میکنیم، میتوانیم این گفتگو را بر رهبران حکومتها تمرکز دهیم. امروزه و در
اکثر جوامع که پول تعیین کنندهٔ بسیاری از ارزشهاست، متمولّین به مدیریت موسسات
دست مییابند، و اگر بخواهند میتوانند به سادگی بر ادارات دولتی ریاست کنند، و
یا حتی رهبری کشوری را به دست بگیرند. نمونهٔ بارز آن دونالد ترامپ است، که با
ثروتی که دارد توانست کاندید حزب جمهوریخواه شود و متعاقباً به پیروزی دست یابد. ترامپ،
به منظور تکثیر ثروت متمولّین که در راس شرکتهای تسلیحاتی هستند از همان آغاز ریاست جمهوریاش بودجههای رفاهی را کاهش، و
بودجهٔ نظامی را افزایش داد. از آنجائی که امپریالیزم مرحلهٔ نهاییِ سرمایهداری
افسار گسیخته است، و دولت آمریکا سالهاست که توانسته است بر اکثر کشورها سروری
کند، کسانی که در کشورهای دیکتاتوری مانند ایران زندگی میکنند، بین دو نیروی
ارتجاعی قرار میگیرند. رهبران آمریکا و رهبران ایران گرچه دشمنان یکدیگرند، ولی
افرادی که در این جایگاهها قرار گرفتهاند بجای گسترش دید خود به منظور در نظر
داشتنِ عموم، همواره به آینه نظر دوختهاند.ا
اکثر ایرانیانی که در ایران
زندگی میکنند، تحت شرایط دشواری اوقات خود را میگذرانند. آنها همواره اجبار
دارند که بدون آب و برق و گاز مداوم، و با اجناسی که قیمتشان هر روز رو به افزایش
است، و با پولی که ارزشش هر روز کاهش مییابد، زندگی کنند. ملاها که توانستهاند
با تحت کنترل داشتن ارتش و پلیس هر صدائی را در گلو خفه کنند، و به ثروتهای خود
بیافزایند، شکّی ندارند که چنانکه از خود ضعف نشان دهند، بخش عظیمی از مردم با
توجه به تنفری که از این گروه دارند، حتی یک لحظه نیز به آنها رحم نخواهند کرد.
کمتر از نیمی از مردم از این ملایان طرفداری میکنند، و آنها نیز واقفند که تا
زمانی که حکومت در دست این گروه و عیادیشان است آنها نیز نانخورشی بر سر سفره
خود دارند، و بنابراین به حمایت خود ادامه میدهند.ا
پرسش اینجاست که چگونه است که
اکثر کسانی که از کشورهای شرقی، مانند هند و ایران و افغانستان، به کشورهای
آمریکائی و یا اروپائی مهاجرت کردهاند و به کشفیات وسیعی دست یافتهاند در کشور
خودشان این کشفیات و یا اختراعات را منتشر نمیکنند. به احتمال قوی این عدم حمایت
از نُخبهها به دلیل سیستم ضعیف حمایتی دولت میباشد که تمرکزش بر کسانی است که
به ادیان ارتجاعی همچون اسلام وفادارند. کشور فقیر و عقب افتادهٔ ایران، هند،
افغانستان، عراق، و سایر کشورهای شرقی را در نظر بگیرید که دولتهایشان یا
دیکتاتوری هستند، و گاهی با این گزینه استبدادی مذهب خاصی را ترویج میکنند، و یا
طبقه خاصی بر آن کشورها حکومت میکنند. این شرایط در ایران وجود دارد، علاوه بر
اینکه اگر مسلمانی ادعای بیخدایی بکند محاکمه و شاید اعدام میشود. از طرف دیگر، کشورهای غربی از نظر سیاسی از دولتهای
خاورمیانهای مترقیتر میباشند، و شرایط بهتری برای ایدههای نو فراهم میآورند.
همین باعث میشود که مغزهای کشورهای نامبرده به سمت این ممالک غربی جذب شوند.ا
کشورهای فقیر و وابسته به کشورهای غنی چون چین و آمریکا و بسیاری از دولتهای اروپائی، تا زمانی که امپریالیسم جهانی حکومت میکند همواره عقب نگاه داشته میشوند. آنها به سیستمی که در چین حکمفرماست، که این کشور را از پایینترین قدرت اقتصادی به بالاترین رهنمون میشود، نیاز دارند. تا زمانی که دولت ایران، که البته در مبارزه با امپریالیزم جهانی عملکرد خوبی داشته است، ایدئولوژی اسلامی را در صدر سیاست خود قرار میدهد، همواره پایمال نیروهای بزرگ مانند چین و آمریکا و سایر ابرقدرتها خواهد بود. گرچه دولت فعلی در ایران با زمان خمینی فاصلهٔ بسیاری گرفته است، ولی تا زمانی که ایدئولوژی اسلامی، همراه با روشهای اقتصادی دولت که ارتشأ و دزدی در آن به نحو چشمگیری ادامه دارد تغییر نیابد، مردم ایران در مسلخ این رژیم ارتجاعی خسارت میبینند، در زندگی کامیاب نخواهند بود، و سرنوشت شایستهای نخواهند داشت.ا
No comments:
Post a Comment