اندیشمند بزرگترین احساسش عشق است و هر عملش با خرد

Wednesday, September 30, 2026

انتظار ما از زندگی‌ چیست؟

در سنین کودکی، انسان‌ها تابع خواست‌های پدر و مادر، پدر بزرگ و مادر بزرگ، و سایر کسانی‌ هستند که از نظر سنی‌ از آنها بزرگ‌تر بوده، تحت سرپرستی آنها نیز می‌باشند. همچنان‌که بچه‌ها رشد می‌کنند، روش‌های متفاوت زندگی‌ را نیز می‌آموزند، و سپس خود روش خاصی‌ را انتخاب می‌کنند و یا بنیاد می‌نهند. بنابراین، نوع تفکر در انتخاب یک روش برای زندگی‌ بسته به محیطی‌ که فرد در آن رشد می‌کند دارد، علاوه بر کسانی‌ که فرد از آن اشخاص می‌آموزد.ا
محیط، که از خانواده شروع می‌شود، نخستین تاثیر را بر فرد می‌گذارد. سپس این تاثیرات با محیط‌ها و فضاهای وسیع‌تر و بزرگتر مانند کوچه و مدرسه و محل کار و شهر و کشور ادامه می‌یابند. بنابراین، جامعه‌ای که فرد در آن زندگی‌ می‌کند ابتدائی‌ترین و مهم‌ترین عامل نگاه فرد به دنیا و طرز تفکر اوست. در مرحلهٔ پسین، خواست و درجهٔ فراگیریِ فرد، و از همه مهم‌تر، نیاز یک شخص برای یادگیری با مطالعه و پرسش و جویا شدن از طریق کتاب و مجله و فیلم و سایر وسائل ارتباط جمعی‌ می‌باشد.ا

ما تحت قیمومت کسانی‌ که به رشد ما همت می‌ورزند، از نونهالی زندگی‌ خود را آغاز می‌کنیم و تحت سرپرستی و یادگیری از آنها، رشد پیدا می‌کنیم. بنابراین تخم اندیشه‌ها و نگاه ما به دنیا توسط سرپرستانمان در نهاد ما کاشته می‌شود. سن بلوغ را سن غرور، فرد‌گرائی و سرکشی می‌نامند، چرا که از این زمان به بعد ما همه چیز را تحت پرسش قرار می‌دهیم و در جستجوی آنِ دیگری، در هر زمینه، طغیان می‌کنیم. البته اکثر انسان‌ها راه و روشِ سرپرستان را دنبال می‌کنند؛ ولی‌ درصد قابل توجهی‌ آن طرز تفکر را کهنه می‌شمارند، و به دنبال تفکر و روش نوی می‌گردند. این اشخاص کسانی‌ می‌باشند که آینده را به طرزی نو و شکوفاتر تغییر می‌دهند.ا

چنانکه پیشتر آمد، تفکر انسان‌ها در هر زمینه‌ای با تاثیر پذیری از جوامع شکل می‌گیرد. روابط ارتباط جمعی‌ نقش وسیعی در این شکل‌گیری دارند. هر چه این وسائل گسترده‌تر باشند، تاثیر آنها نیز بیشتر است. قرن بیست و یکم با فرایند جدیدی تحت عنوان شبکهٔ جهانیِ رایانه‌ای، و با کمک‌گیری از ماشین‌های الکترونیکی، دنیای جدیدی را جلوی چشمان همهٔ مردم جهان قرار داد. از طریق این فناوریِ جدید، راه‌های ارتباطی‌ گسترش پیدا کردند و دانسته‌ها با سرعت بیشتر در دسترس عموم قرار گرفتند. ارتقائ سطح دانش نیز از این طریق گسترش پیدا کرد و روش‌های تفکرات و ایده‌ها نیز بسط داده شدند. دانشی که در یک خانه محفوظ مانده بود و سپس توسط بچه‌ها به کوچه و خیابان راه یافته بود، و در نهایت از طریق وسائل ارتباط جمعی‌ در محدودهٔ یک زبان باقی‌ مانده بود؛ با گسترش این شبکهٔ جهانی‌ و سهولت در تبدیل داده‌ها به زبان‌های مختلف، هر دانش و ایده‌ای جهانی‌ شد.ا

با دسترسی به جدید‌ترین نوآوری، آنچه زمانی‌ در حیطهٔ و یا محدودهٔ متخصصین بود، بر همگان و یا کسانی‌ که ولع شناخت آنرا داشتند آشکار شد، و هر کس که طالب آن بود توانست به آن دست یابد. نتیجهٔ دیگر این پدیده این بود که بسیاری که خود را در رشته‌ای و یا  زمینه‌ای متخصص می‌دانستند و از ورود دیگران به آن رشته خودداری می‌نمودند، دیگر قادر به محدود نگاه داشتن آن نبودند. ما انسان‌ها از بدو تولد، یعنی‌ زمانی‌ که به دنیا قدم می‌گذاریم، می‌توانیم آنچه را که در اطرافمان می‌گذرد از طریق حواس پنج‌گانه درک کنیم، و تحت سنجش و پرسش قرار دهیم. با گسترش دانسته‌ها، آنچه را نیز که از حواس پنجگانهٔ ما خارج است، اکنون در زیر ذره‌بین قرار می‌دهیم. به عنوان مثال برای دنیای پیش از تولد و پس از مرگ ما تئوری‌های بسیاری آمده است، که اکنون که دانش وسیعی از دنیای خود داریم، می‌توانیم آنها را ارزیابی کنیم.ا

سنجش ما از اطلاعات بیشماری که از طریق کتاب، وسائل ارتباط جمعی‌، و صرفاً مشاهدهٔ آنچه که در اطرافمان می‌گذرد، هریک از ما را به سیستم، روش، و فرم خاصی‌ رهنمون می‌شود. اکثر انسان‌ها، به منظور پاسخ به پرسشی که در آغاز این مقاله آمد، از کجا آمده‌ایم و به کجا می‌رویم، به مذهب روی می‌آورند. برآورد شده است که بین چهار تا ده هزار مذهب در دنیا وجود دارد که بیشترین پیروان این مذاهب طرفدار مسیحیت و سپس اسلام می‌باشند. نقطهٔ عطف اکثریتِ قریب به اتفاقِ گرایش‌های مذهبی‌ بر نیروئی است که بالاتر از همهٔ نیرو‌هاست، و بر این باورند که هر آنچه که در این جهان است آن نیروی والا خلق کرده است، و همهٔ جهان به خواست او و از پیش او می‌آید، و پس از مرگ همه نزد او می‌رویم. دانش امروز این عقیده را رد کرده است، و بزرگترین دانشمندان ما خلاف این فرضیه را ثابت کرده‌ا‌ند. البته برای دولت‌های ارتجائی این نوع نگرش بسیار سودمند است، و بدین دلیل است که چنین حکومت‌هائی، مانند حکومت ملاها در ایران، این نوع تفکر را به زور به افراد حقنه می‌کنند.ا

هرچه علم بیشتر پیشرفت می‌کند و جهانی‌ را که در آن زندگی‌ می‌کنیم بهتر به ما می‌شناساند، باورهای مذهبی‌ کاهش می‌یابند. به جای آنکه به دنبال خالقی برای به وجود آوردن این دنیای عظیم، فرضیات احمقانهٔ مذهبی‌ را اختراع کنیم، باید به جهانی‌ که در آن زندگی‌ می‌کنیم بی‌اندیشیم، و دیدگاهِ این جهانیِ خود را گسترش دهیم. دانشمندان به دنبال زندگی‌ در دنیاهای دیگر می‌باشند، که شاید با یافتن سیستمی‌ مانند منظومهٔ خورشیدیِ ما بتوان به آن دست یافت. هر چه علم گسترش روزافزونی یابد، فرضیات مذهبی‌ مورد پرسش بیشتری قرار می‌گیرند. هر چه دولت‌های ارتجاعی نیز مذهب را بیشتر به ملت حقنه کنند، با توجه به گسترش علم، عقاید خرافی و مذهبی‌ نیز کاهش می‌یابند. بر طبق گزارش‌های آماری، در همین کشور ایران می‌توان بیشترین درصد ناباوران به یک خالق را یافت. همچنین به دلیل عدم صلاحیت در کشورداری، و فقر عظیم مردم در ایران، مبارزهٔ مردم با این رژیم ننگین سالها است که ادامه دارد. تنها دلیل بقای چنین رژیمی‌ تحت اختیار داشتن نیروهای مسلح است. بدین دلیل است که تظاهر کنندگان اخیر با پوشیدن کفن در خیابان‌ها ظاهر شدند.ا

هم‌چنانکه تاریخِ ما انسان‌ها به جلو می‌رود و گسترش پیدا می‌کند، زندگی نیز هر روز بهتر از روز قبل ادامه می‌یابد. یکی‌ از بلیه‌های ما انسان‌ها بازداشتنِ انسان‌های دیگر از زندگی‌ است. ما بهترین صفت خود را انسانیت می‌نامیم. با توجه به رفتار ما نسبت به یکدیگر، مانند ضرب و شِتَم و کُشتارِ انسان‌های دیگر، این عنوان بسیار نادرست است. اکثر انسان‌ها طاقت مشاهدهٔ زجر و مرگ انسان دیگری را ندارند. این دولت‌ها می‌باشند که از طریق جنگ و سرکوب و اعدام، به جان سایر انسان‌ها لطمه می‌زنند، و مذهب که پایه و اساس آن اطاعت بدون پرسش و پذیرش و پیروی و متابعت بدون پژوهش و پرس و جو است، اشخاص را به انجام به این عمل شنیع ترغیب می‌کند. زمانی‌ که ما به جای نفرت به یکدیگر عشق بورزیم، و عمل زشت کسی‌ را به عنوان تلافی با عمل زشت دیگری مانند حبس و شکنجه و کشتار پاسخ ندهیم، می‌توانیم عنوان انسانیت را بکار گیریم. در آن زمان است که دیگر به خدا و مذهب احتیاجی نداریم، چرا که بهشت را در این دنیا به وجود آورده‌ایم.ا 

No comments:

Post a Comment