یک مثل قدیمی است که میگوید "سیاست پدر و مادر ندارد!" بچههائی
که تحت کنترل اولیای خود نمیباشند، و به دلایلی پدر و مادری بالای سر آنها نیستند
تا آنها را تر و خشک کنند و در کوچه و خیابان بزرگ میشوند، عموما عاقبت خوبی
پیدا نمیکنند و در نهایت سربار جامعه میشوند. بنابراین بر طبق این ضربالمثل، فعالیتهای
سیاسیِ یک سیاستمدار به جامعه تحمیل میشوند، و نه تنها جامعه را به جلو هدایت نمیکنند،
بلکه مثل بسیاری از بچههای خیابانی اعمال و فرایندهای سیاستمداران سربار جامعه
نیز میباشند. البته به نظر میرسد که این تعریف و توضیح این واژه سیاست را عمل
پلیدی به شمار میآورد، که با توجه به عملکرد سیاست خاصی میتوان این تعریفِ کلّی
را تعدیل، و در نهایت نرمتر و ملایمتر کرد. بطور کلی باید ببینیم نفع و ضرر
سیاست خاصی، و یا طرز رفتار یک سیاستمدار، چه گروهی و یا چند درصد از جامعه را
شامل میشود. چنانچه اکثریت یک جامعه از سیاست خاصی منتفع شود، آن سیاست در جهت
رفاه مردم اتخاذ شده است. بالعکس، چنانچه سیاستمداری قانونی را طرح و تدوین کند و به
تصویب برساند، در حالیکه آن قانون منافعی برای اکثریت قریب به اتفاق کسانی که آن
سیاست مشمولشان میشود نداشته باشد، آن یک سیاست یتیم و بیپدر و مادر است! به
عنوان مثال، بسیاری از قوانین رژیم اسلامی ایران یک طبقهٔ کوچک و خاصی از جامعه
را منتفع میکند، که این بدون شک یک سیاست یتیم طبق تعریف بالاست. از طرف دیگر، پس
از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، سیاست رژیمِ حاکم به دفاع و عدم وابستگی دولت
به قدرتهای خارجی صحه گذاشت، و مسیر بینالمللی آن از نظر سیاسی در جهت استقرار
ایران بدون وابستگی به امپریالیسم جهانی بود، و این قابل دفاع است. بسیاری از
ایرانیان، بخصوص کسانی که در خارج از ایران زندگی میکنند، با تنفری که از رژیم
ارتجاع اسلامی دارند، متاسفانه به پشتیبانی از آن حملات، که منجر به کشتار
هموطنانشان شد، برخاستند.ا
سیاستمداران عموما مدافع طبقهٔ خاصی میباشند. بسته به اینکه این طبقه
اکثریت جمعیت تحت پوشش آن سیاستمدار باشد، موضوعی است که سیاستمداران به منظور
انتخاب شدن باید به آن توجه کنند. عموما در هر منطقهای دو یا سه طبقه میباشند که
در انتخاب سیاستمدار خاصی نقش اساسی دارند. مثلا در آمریکا کسانی که خود را
دمکرات مینامند بیست و نُه درصد، و کسانی که خود را جمهوریخواه مینامند بیست و
هشت درصد جمعیت واجد شرایط را تشکیل میدهند. البته رائ دادن مردم بسته به نوع
انتخابات تغییر میکند. مثلا در انتخابات ریاست جمهوری، و بطور متوسط، حدود چهل و
هفت درصد کلّ افرادی که میتوانند رائ بدهند و واجد شرایط نیز میباشند به دمکراتها،
و حدود چهل و سه درصد از آن افراد به جمهوریخواهان رائ میدهند. ده درصد بقیه به
کاندیداهای دیگر و یا مستقل وفادارند. به این دلیل است که رئیس جمهوران آمریکا
عموما از یکی از این دو حزب میباشند. البته هر یک از این دو حزب، بخصوص حزب
دمکرات، طیف وسیعی از جبههٔ چپ تا جبههٔ راست دارد. به عنوان مثال، برنی سندرز که
ایدههای سوسیالیستی دارد از اعضائ حزب دمکرات است.ا
یکی از خصوصیات ما انسانها طرز تفکر ما میباشد که در هر شخصی منحصر به
فرد است. هر یک از ما ممکن است در بسیاری از مسائل، بخصوص در کلّ، با یکدیگر تفاهم
و توافق داشته باشیم، ولی در جزئیات و یا بسیاری مسائل دیگر عقایدمان متفاوت
باشد. البته در مورد سیاست، این فقط در مورد جوامعی است که مردم آزدانه رائ میدهند
و گرچه سیاسیون آن جوامع از طبقهٔ خاصی پشتیبانی میکنند و با هزینهٔ آنها
کاندید میشوند، ولی در ظاهر در تصمیمگیری آزاد میباشند. مجددا میتوان آمریکا،
و در واقع اکثر کشورهای غربی را مثال زد که در زمان انتخابات مردم آزدانه رائ میدهند
و شخصی را به عنوان سیاستمدار انتخاب میکنند، ولی پشت آن رائ تبلیغات سیاسی
عظیمی توسط شرکتهای ذینفع قرار دارد که از دید پنهان میباشند. البته در رژیمهای
دیکتاتوری چماق و توسَری به جای این تبلیغات استفاده میشوند! مثلا در ایران،
چنانکه در بالا آمد، تا نیم قرن پیش یک نفر به عنوان شاه تصمیمگیرندهٔ نهائی در
هر موضوعی بود. امروزه ولی فقیه همان سِمَت را دارد، و گرچه انتخابات ریاست
جمهوری و چند مقام دیگر وجود دارد، ولی رائ نهائی با ولی فقیه، یعنی یک مُلّای
بیسواد است. به همین دلیل، به نظر میرسد که اکثریت عظیمی از مردم ایران از این
حکومت تنفر دارند و تظاهرات بسیاری در چند دههٔ اخیر برای برانداختن، و یا حداقل تعدیل
این رژیم برپا بوده است، که البته دولت با خشونت و کُشتار به این اعتراضات پاسخ
گفته است. بنابراین، اگر در آمریکا شرکتهای چند ملّیتی سیاستمداران را انتخاب میکنند،
در ایران و سایر کشورهای استبدادی یک نفر در صدر، با زور اسلحه سیاست روز را تعیین
میکند.ا
در ابتدای این مقاله، تعریف و واژهشناسیِ سیاست آمد. موضوع مهم، و شاید پرسش این است که چه کسانی از سیاست پیروی میکنند. مجددا چنانکه گفته شد، کسانی سیاست جامعهٔ خود را دنبال میکنند که سیاسیونِ انتخاب شده از طرف آنها میتوانند تاثیری در زندگیِ آنها داشته باشند. عموما کسانی که با رائ خود بر انتخاب و یا عدم انتخاب کاندیدایی صحّه میگذارند، از دو حال خارج نیست، که یا به روش انتخاباتی جامعهٔ خود اعتقاد دارند، و یا در صدد اصلاح آن میباشند. کسانی که در ایران زندگی میکنند و میدانند که مخالفین سیاستهای دولت زندانی، شکنجه، و کشته میشوند نیز همواره بایستی رائ خود را در صندوق بریزند، که این حتی میتواند رائ منفی برای کلیه کاندیداهای دستچین شده توسط مستبدین باشد. البته توجه به این مطلب ضروری است که مبارزه با دولتی که میتواند در مقابل بزرگترین قدرت تسلیحاتی دنیا بایستد، مبارزهٔ خصمانه کردن بیفایده است. باید نخست در بین اطرافیان اتحادی بر علیه دولت به وجود آورد، که البته به نظر میرسد که با توجه به نفرتی که آحاد مردم از این دولت ارتجاعی دارند کار چندان دشواری نباشد، و سپس با مطالعه، به مقاومتِ منفی پرداخت. این حرکتی است که هم اکنون از جناحهای مختلف در ایران انجام میشود، و بدین دلیل است که در مقایسه با چهار دههٔ پیش، این رژیم کاملا تغییر شکل یافته است. چنین مبارزهای با چنین دولتی، در حالیکه کوشش در حفظ تمامیت ارضی کشور میشود، شاید تنها راه نجات از این حکومت جانی و عقبگرا باشد. البته این روش طولانی است و باعث بروز مشکلات و زجر بسیاری از محرومین اقتصادی میشود، ولی شاید تنها راه رسیدن به هدف باشد. البته به نظر میرسد که عنوان چنین مطلبی برای کسی که در ایران زندگی نمیکند به نهایت سادهتر باشد! ولی راه چارهٔ بهتری به نظر نمیرسد، بخصوص امروزه که جدائیِ عقاید خرافی و مذهبی از حکومت به تثبیت رسیده است. باید در نظر گرفت که در این بُرههٔ تاریخی، ایرانیان از زمان رژیم سابق به مراتب سیاسیتر و بسیار آگاهتر از حقوق حقّهٔ خود میباشند.ا

No comments:
Post a Comment