بسیاری از مردم، بخصوص کسانی که به جوامع سرمایهسالاری دلبستگی دارند،
معتقدند که دارائی و ثروت اشخاص در نتیجهٔ برنامهریزیِ صحیح، و پُشتکار و تلاش
بدست میآید، که این در بعضی از مواقع صحت دارد. ولی آنچه که در اکثریت قریب به
اتفاق موارد پیش میآید شانس است. بهترین نمونهٔ آن بلیت بختآزمایی است! البته
این مورد برای درصد کمی از اشخاص صحت دارد و کمتر پیش میآید. بزرگترین شانس هر
فردی تولد در خانوادهای است که متمول، و یا از لحاظ مالی در وضع مناسبی است. مورد
دیگر کشوری است که این خانواده در آن زندگی میکند، که کشوری غنی است. کسانی که
در آمریکا و یا اروپا در یک خانوادهٔ متوسط به بالا متولد میشوند، به مراتب برتری
اقبالِ در زیستن در یک محیط سرشار از آرامش و آسایش، بر کسی را دارند که در ایران
و در یک خانوادهٔ فقیر به دنیا آمده است. علاوه بر آن، مدیریت صحیح نقش بسیار
موثری در تقسیم ثروت در جامعه دارد، و به عنوان مثال در کشوری مانند ایران که
سرشار از منابع طبیعی است، مدیریت در تظاهر است، و نه در استفادهٔ صحیح از نیروهای
طبیعی و انسانی. چنانچه در همین کشور ایران، ثروت ملی به تساوی تقسیم شود، فقر
نیز برچیده خواهد شد. به عنوان مثال شاهدخت اشرف پهلوی که خواهر دوقلوی آخرین شاه
ایران بود، در کتاب خاطراتش که دو سال پس از انقلاب به زبان انگلیسی، و چند سال
بعد به زبان فارسی منتشر شد، میگوید که زمانی که پدرش فوت کرد علاوه بر املاک
متعدد، یک ملیون تومان پول نقد به او به ارث رسید. این یک ملیون تومان مربوط به
حدود هشتاد سال پیش است که ایرانیان علاوه بر ریال، با صنّار و شاهی، که هر شاهی
یکصدم یک ریال است معامله میکردند. بگذریم که امروزه صنّار و شاهی و ریال از
معاملات رخت بر بستهاند و یک تومانِ امروز به معنیِ یک ملیون تومانِ پیش از
انقلاب است. چرا که ارزشها نه بر اساس تجربه و تحصیلات، بلکه بر مبنای اعتقادات
مذهبی شکل میگیرند. در ادامهٔ مثال بالا، آن یک ملیون تومان ارثیهای که به
شاهدخت اشرف رسید، پس از شانزده سال سلطنت رضا شاه میراثی بود که فقط به یکی از
یازده فرزندانِ این پادشاه ارزانی شد. آخرین شاه ایران، پس از سی و هفت سال سلطنت،
آنقدر اندوخته در خارج از کشور برای خود و خانوادهٔ هزار فامیلش ذخیره کرده بود که
حدود نیمقرن است که همه به خوشی به گذران زندگی در خارج از کشور اشتغال دارند.
بنابراین، چنانکه درآمد کشور در زمان شاه سابق به تساوی تقسیم میشد، و یا اگر
اکنون که ملایان این کشور را در چنگال خود قبضه کردهاند، درآمد دولت بین همهٔ
افراد جامعه تقسیم شود، آیا فقیری وجود خواهد داشت؟ آیا کسانی که به ملاّ و آخوند
و روحانی شهرت دارند، و با حفظ تعدادی گفتار و مقالهٔ عربی و ترجمه شده، از کسانی
که از دنیائی پیام میآوردند که خارج از جهان فیزیکی بود و آن را در ذهن خود
ساخته بودند، بدون اینکه در پیشرفت کشور خود قدمی بردارند، حق این را دارند که سهم
عظیمی از ثروت این کشور را دریافت کنند؟ علاوه بر آن، پس از حملهٔ آمریکا و
اسرائیل به کشورمان، به تسلیحات عظیمی برمیخوریم که رژیم ایران برای دفاع از
کشور ذخیره و انبار کرده بود، که گرچه دفاع آنها از تمامیت ارزی کشور را پاس میداریم،
از طرف دیگر ناظر این هستیم که چگونه این رژیم منابع این کشور را صرف تسلیحات
نظامی به منظور بقای هر چه بیشتر خود میکند.ا
کسانی که به عواملی از جمله ژِن و نسبت خانوادگی در ارتقائ افراد به
مدارج بالا اعتقاد دارند، میباید تاریخچهٔ کشور چین را مطالعه کنند، که با چه
برنامهریزی خاصی از کجا به کجا رسیده است. کسانی که در این کشور زندگی میکنند،
مانند سایر مردم دنیا به فقیر و غنی تقسیم میشوند. ولی برنامهریزی صنعتی و
اقتصادی این کشور سطح درآمد کلی را بالا برده، و دولتهای چین برنامههای طویل
مدت به منظور یکسان ساختن درآمد افراد در آینده را دارند. با جمعیتی نزدیک به یک و
نیم بلیون نفر، چین پرجمعیتترین کشور جهان بعد از هند، و زادگاه هفده درصد از مردم
جهان میباشد. از نظر وسعت نیز تنها دو کشور در جهان از چین، با نُه ممیز شش ملیون
کیلومتر مربع وسعت، پهناورتر میباشند. از نظر اقتصادی این کشور در رتبهٔ نخست
قرار دارد. صنعت چین نیز پیشرفتهتر از سایر کشورهای دنیا است. جالب است که
دریابیم که این کشور آسیایی در قرن اخیر، به سرعت در حال پشتسر گذاشتن آمریکا و اروپا،
و سایر کشورهای جهان، منجمله ایرانِ اسلامی میباشد. سابقاً شهرت این کشور در
تولید اجناس با کیفیت پائین ولی ارزان قیمت بود. گرچه هنوز هم چنین تولیداتی
دارد، ولی به همین طریق توانسته است که
به مراکز تجارت دنیا دسترسی پیدا کند، و با ادامهٔ این سیاست حتی زمانی که
سود چندانی عاید شرکتها نمیشد، بسیاری از بازارهای دنیا را به خود متّکی بسازد.
کشور چین در استفاده از انرژی خورشیدی در دنیا مقام نخست را دارد. در تولید وسائل
الکترونیکی و ماشینهای برقی، و از کوچکترین محصول صنعتی گرفته تا فرستادن سفینه
به کرات دیگر از جمله مریخ، چین علمدار تکنولوژی است. البته قدمت تاریخی چین و
پیشرو بودن در بسیاری از موارد تکنولوژیکی، اقتصادی، و صنعتی را میتوان در موزهها
یافت، چنانکه قدیمترین خط نوشته در چین پیدا شده است. آنها اقتصاد خود را اقتصاد
جامعهگرای بازار نام نهادهاند که نزدیک به سی درصد تولیدات جهانی دنیا را
شامل میشود. کشور ما که هم مرز افغانستان است، یعنی کشوری که مرز مشترکی با چین
دارد، و سالها اقتصادی قویتر از اقتصاد آن کشور داشت، هم اکنون نه تنها به پای چین
در هیچ موردی نمیرسد، بلکه به جهش عظیمی نیاز دارد که حتی بتواند خود را با این
کشور مقایسه کند.ا
در اینجا سخن از فقر فرهنگی است. ولی فقر مادی نتیجهٔ مستقیم فقر فرهنگی میباشد. کسانی که به اندوختن پول و ثروت به هر طریقی که میتوانند دست میزنند، و در ذهن آنان ازدیاد ثروت و افزایش مادی بر ارزشهای معنوی میچربد، این افراد به آن درجه از آگاهی نرسیدهاند که زندگی در جامعهای که اکثر ساکنین آن جامعه از زنده بودن خود خُشنود میباشند، یگانه محیط سالم و مناسب برای زندگی است. زمانی که جرم و جنایت از جامعهای ریشهکن گردند، نظام اجتماعی نُضج میگیرد و شادی یک پدیدهٔ اشتراکی میشود. این یک جامعهٔ ایدآل است که تنها با گسترش وسائل رفاهی، و نه تسلیحات نظامی، و در نتیجه تقسیم ثروت جهانی بطور یکسان، امکان پذیر است.ا

No comments:
Post a Comment