اندیشمند بزرگترین احساسش عشق است و هر عملش با خرد

Sunday, November 3, 2013

صلح یا جنگ- بخش دوم

لزوم جنگ:
با توجه به کلیه دلایل ضد و نقیضی که در بخش نخست آمد، هر آینه به نظر می‌رسد که مطالعهٔ تاریخ برای تک تک افرادِ هر جامعه‌ای ضروری است. چرا که جنگ هیچگاه برای رفع اختلافات و یا سؤ تفاهمات مردم یک کشور با مردم کشور مورد هجوم نمی‌تواند باشد؛ بلکه نزاع و کشتار همواره توسط حکمرانان و بر سر غنایم بوده است. اگر افراد عادی، یعنی کسانی‌ که تحت فشار و یا تبلیغات حاکمین وارد جنگ میشوند، به این نتیجه برسند که هیچ دلیلی‌ جنگ را توجیه نمیکند، به پایان جنگها رقم زده‌ایم. با ترویج این ایده و این پیام که جنگها را مردم آغاز نمیکنند و سرچشمه جنگ دولت است، شاید بتوانیم از ورود جوانان به ارتش جلوگیری کنیم. در این مورد پرسش هائی ممکن است مطرح شود که در ظاهر ضرورت جنگ را توجیه کند. به عنوان مثال، چنانچه به مرزهای کشوری حمله شد چه باید کرد؛ و یا چگونه می‌توان با دولتی مستبد و جانی مبارزه کرد؟ پاسخ هر دو پرسش در یافتن راه مبارزه بدون توسل به جنگ، و آموزش و آگاه سازی نهفته است. اکثر مردم جهان در ناآگاهی کلانی بسر میبرند. بهترین راه برای خاموش نگاه داشتن خشم مردم، عدم آگاهی‌ آنها از آن چیزی است که آنها را خشمگین کرده است. نظامهای پیش رفته، مانند دولتهای آمریکای شمالی و اروپائی، از نظر روانشناسی‌ اجتماعی و تحت تاثیر قرار دادن افراد جوامع خود، به روشهای علمی‌ مجهزند و میتوانند مردم را فارغ از سیاستهای دولت و یا در جهاتی که خود به آن جهات تمایل دارند سوق دهند. آنها وسائلی در دست دارند که  میتوانند اکثر مردم را در ناآگاهی کامل نگاه دارند. نگاهی‌ به سر فصلهای نشریات مختلف (که امروزه بیشتر در صفحات اصلی‌ مرورگرهای شبکه های رایانه‌ای به چشم میخورند) می‌توان به نوع اخباری که به چشم و گوش مردم می‌رسد توجه کرد. مهمترین خبرهای سیاسی و اقتصادی از این صفحات دور شده‌اند و خبرهائی آغشته به تبلیغات (که در ظاهر به نظر خبر میایند) و شایعات در عناوین این صفحات به وفور‌ یافت میشوند. از آنجائی که دستگاههای خبری توسط شرکتهای بزرگ با سرمایه‌ های سرشار اداره میشوند، نه تنها خبرهای مهم نایابند، بلکه آنچه که به نظر خبر سیاسی یا اقتصادی میاید تحریفی از اخبار واقعی‌ میباشد. به این وسیله دولتها دست در دست سرمایه‌داران به تغییر جهت دادن افکار مردم، و به آنچه که مورد نظرشان است (تجاوز و تصاحب مواد اولیه و مایملک ملل ضعیف) میپردازند. اگر دولتهای ضعیف به مقابله با این تجاوزات اقدام کنند، با ترویج اخبار نادرست جوانان را با تهییج و تحریک بر ضد کشورِ مورد حمله، و به جنگ با او ترغیب میکنند.

Thursday, October 31, 2013

صلح یا جنگ- بخش نخست


مقدمه جنگ:

"جنگ و صلح” یکی‌ از طولانی‌ترین کتابهایی بود که سالها پیش خواندم. جالب این است که با وجود اینکه خواندن این کتاب ماه‌ها، و شاید سالی‌ به طول انجامید، بجز گوشه‌های کمی‌ از آن داستان طویل، و موضوع اصلی‌ داستان، مطلب چشمگیری را بخاطر نمیاورم. تا جایی که به یاد دارم، جنگ و صلح، مشهور ترین نوشته تولستوی، تصویر موجز و دقیقی‌ از جنگ  ۱۸۱۲ فرانسه و روسیه بر خاطره‌ها به جای می‌گذارد. گروهی از صلح‌دوستان معتقدند که چنانچه جزئیات جنگ بصورتی آشکار و گرافیک بازگو شود، ممکن است نوعی انزجار از جنگ در خواننده یا شنونده یا بیننده ایجاد کند. البته هر چیزی که احساسات ما را بر انگیخته و باعث دگرگونی روحیه‌مان شود و جای پائی در ذهن کاوشگر ما باقی‌ بگذارد، میتواند تاثیر مثبت یا منفی‌ داشته باشد. به قول معروف این حرکت، یک شمشیر دو لبه یا دو تیغه است. نمیدانم هدف تولستوی هم از بیان فجایع حمله ناپلئون به روسیه جلوگیری از تکرار چنین حملاتی بود؛ که البته اگر مقصود اوچنین هدفی‌ بود، این تلاش نتیجه ای نداشت. چرا که ۱۲۹ سال بعد آلمان به شوروی حمله کرد، که با اضمحلال ارتش آلمان پایان یافت. یعنی‌ دقیقا سرانجام آلمان در این جنگ مشابه سرانجام فرانسه در جنگ ۱۸۱۲ بود.  ولی‌ به نظر می‌رسد که نمود فجایع جنگی تاثیری بر ذهنیت مردم و توجه آنها به نتیجه اسف بار جنگ نداشته، و تاریخ (حتی اگر تحریف هم نشده باشد) چندان آویزه گوش نسلهای بعد نمی‌شود. در واقع گاهی‌ تکرار این مصیبتها میتواند تاثیر معکوس داشته باشد. به این صورت که چنانکه این تبلیغات در دست شخص مغرضی باشد، از آن میتواند برای تحریک عوام و به ثمر رساندن طرحهای شیطانی خود استفاده ‌کند. به عنوان مثال، صدمات عظیم جنگ نخست جهانی‌، و شرایط ناجوانمردانه و غیر قابل پوزش تحمیل شده بر مردم آلمان، ابزاری به دست دولت نازی داد که بتواند از آن یک پیراهن عثمان ساخته، مردم ناآگاه را برعلیه انگلیس و فرانسه تحریک کند. با ایجاد وحشت و تحریک حسّ قومی و نژادی، دولت نازی اقوام آلمانی‌ را نیز بر علیه یکدیگر شوراند، و آغاز به یک پاکسازی نژادی و نسل‌کشی کرد. در پی آن و با استفاده از همان ترفند، ظلمی که به قوم یهود رفت مانند شمشیر دموکلس بالای سر ملتهای عَرَب بیش از نیم قرن است که تجاوزات و نسل کُشی‌های صهیونیستی را توجیه می‌کند. ما ناآگاهانه به جنگ بیش از صلح اعتبار میدهیم و توجه می‌کنیم. این طبیعی است که از آنچه روزمره است، مانند سلامتی‌ و آرامش و نظام طبیعی، تمتع می‌بریم بدون آنکه متوجه باشیم که عدم وجود آنها ویرانگر است. مثلا چنانکه بیمار شویم و یا یک انقلاب اجتماعی پدید آید و یا طوفان یا زلزله یا سیل نظام طبیعی را بهم بزند، آنچه را که داشتیم گرامی‌ میداریم. اگر در عنوان کتاب “جنگ و صلح” کاوش کنیم،‌ و در تاثیر گذاری عناوین کتب در هر زمینه ای بررسی کنیم، از سه واژه‌ای که در عنوان این کتاب است (جنگ، و، صلح)، اولین واژه “جنگ” است و در اینصورت به نظر می‌رسد که کفه ترازو بیشتر بطرف جنگ پائین میاید یا بطرف صلح. داستان هم که قاعدتاً داستان جنگ است، و جنگ در مقابل صلح قرار می‌گیرد، نه در کنار آن. اگر چه منظور تولستوی از صلح میتواند نتیجه بدست آمده پس از جنگ ‌باشد، که البته عواقب جنگ به دلیل شکست و تسلیم یک طرف، صلح برای طرف متخاصم محسوب نمی‌شود. شاید باید عنوان داستان طویل تولستوی بصورت پرسشی بود که با صلح می‌آغازید: صلح یا جنگ؟!

Monday, October 21, 2013

HISTORY OF SUPERSTITION

We are comfortably allowing our brains to get lazy and rot! A Hollywood created movie with
the usual recipe of action and blood and gore and sex is readily digested by us than a movie that requires more thought, because of its in-depth and challenging production. Art has become a fast food for our brains; greasy and without much of nutritional values. This is not to say we should not write poetry to compare the lover’s blue eyes with the sky, and to only put our efforts to learn how one’s eyes function and what is beyond the sky. We need science for social and technological improvements, and art for leisure. When we accustom our idle brains to further learning and exploring, our brains get accustomed to the process. As idle brains are not used to exhaustive research, it may feel a burden at the beginning. However, it becomes a second nature to us, after a while. As an example, concerned about our future financial security, one may assess all options and alternatives available to him or her. One of the alternatives may be creating a periodical saving plan. Investment in securities, stocks, Treasury Bills, and bonds is another option. One may decide on IRA, 401K, or other retirement plans. There are several other alternatives depending on the risk one is taking; the riskiest of which is relying on the advice of a fortuneteller. The same is true for any decision we want to make about our future. We may work on our relationship with our children, our spouses, our friends, or our loved ones, which takes time and commitment, or simply check pages of horoscope.  Religions’ promises of after-life follows the same logic as fortunetellers and horoscope observers. We are cheated out of our lives if we pay heeds to the religious leaders’ promise of a happy life after death, as long as we endure sufferings of present life.  Carl Sagan, in his last book “Billions & Billions”, after talking about his longing to witness the events such as “exploration of many of the worlds” or the growth of his grandchildren remarks: “If there were life after death, I might, no matter when I die, satisfy most of these deep curiosities and longings.  But if death is nothing more than an endless dreamless sleep, this is a forlorn hope.  Maybe this perspective has given me a little extra motivation to stay alive.”

Thursday, October 3, 2013

ملتی بزرگ

 
ملتی که پس از خروج رضا شاه و با استفاده از آزادیِ باز یافته، و در مدتی‌ کوتاه دهها حزب سیاسی، انجمن ادبی‌، و گروه‌های اجتماعی به وجود آورد. ملتی که با چپ و راست و مذهبی‌ و غیر مذهبی‌، تا آغاز دوران ستم‌شاهی و دیکتاتوری، مدارا کرد و از احترام یکدیگر نکاست. ملتی که مصدق را به رهبری برگزید، و تا انتها به او وفادار ماند؛ حتی پس از آنکه  شاه (با دریوزگی از غرب و استمالت از آخوند کاشانی و اجیر کردنِ اشرار و قداره کشان) نه تنها به دیکتاتوری ادامه داد، بلکه از ترس ملاها، امامزاده‌ها و مساجد را باز سازی کرد و هر سال به زیارت رفت (به عکسهای کاشانی با شاه و همچنین با شعبان بی‌ مخ و رمضان یخی و سایر اوباش پس از کودتای ۲۸ مرداد رجوع شود). ملتی که با دیدن کوچکترین بارقه‌های آزادی و ضعف شاه در سال ۵۷ بار دیگر انقلاب کرد. ملتی که هیچگاه از مبارزه دست نکشید، و زمانی‌ که انقلابش (به دلیل خلأ سیاسی به وجود آمده پس از کودتا و ۲۵ سال کشتارِ آزادی خواهان و ائتلاف خمینی با غرب) به انحراف گرائید، همچنان در صحنه ماند. ملتی که ۳۵ سال است که برای آزادی تلاش می‌کند و در حالی‌ که بهترین فرزندانش یا در زندانها میپوسند و یا به جوخه های تیر سپرده میشوند هنوز در صحنه مبارزه باقی‌ مانده‌است. ملتی که با بینش آگاهانهٔ سیاسی پی برد که مبارزه با سفّاک ترین رژیم موجود تنها از طریق استفاده از باریکترین و کوچکترین ضعف رژیم است. ملتی که با خِرَدِ کامل و برای از جلوی پای برداشتن بزرگترین خطر، یعنی حمله آمریکا و اسرائیل به کشور و نابود کردن آن (چنانچه بر لیبی‌ و سوریه رفت)، دوباره به پای صندوق رأی رفت و تنها کسی‌ را که میتوانست جلوی نابودی ایران را بگیرد از بین نمایندگانِ افراطی انتخاب کرد، و نتیجه آن را چند روز پیش شاهد بودیم، که نتنیاهو را واداشت که بدون فوت وقت به واشینگتن بشتابد. فرو پاشیِ کشورِ کهنسال ایران به دست کسانی که در این کشور زندگی‌ میکنند هیچگاه انجام نیافته و اصولا میسر نیست. این فقط به دست (و آرزوی) کسانی‌ است که به خارج پناه برده‌اند، و بار دیگر از غرب دریوزگی میکنند. صد البته این آرزو اینبار برای شکست یک دولت مردمی نیست، بلکه برای فرو ریختن کاخ دیکتاتورهای اسلامی است. ولی‌ ملت ایران ثابت کرده است که تا آنجا که نیروی خارجی‌ و یا کارگزارانش به ایران نظر نداشته باشند، مردم ایران شایستگی استیفای حقوق خود را دارند. تاریخ صد ساله ایران نمیانگر این است که این یک دروغ بزرگ نیست. این روش ملتی بزرگ است.

Wednesday, October 2, 2013

White House Diary (3 of 3)

Jimmie Carter was born on the first of October 1924. Yesterday, he turned 89, and it may be
a good reason to complete quoting and reviewing parts of his diary on his 89th birthday.
Jimmie Carter is the oldest living president of the United States. He may also be remembered as the last US president who was concerned about world peace, human rights, Israel as a rogue state, social welfare, prevention of environmental degradation, a health system for all, free education, and a more equitable distribution of wealth in his country. Of course he could pursue these goals so long as the system governing the policies of the United States would allow him. The difference between a system, state, or regime and a government has been discussed before. Such regimes employ governments, along with legislative and judicial system, (and in some cases military) to ensure the continuation of policies, to protect it from the silent majority and from other states. Of course, as the regime modifies its policies, some of those apparatuses may not adhere to them, which may lead up to the removal of the instrument from office. That may be the reason for Cater administration not surviving more than one term. Needless to say that he was replaced with one of the most reactionary presidents this country had seen. Of course, we witnessed less qualified and more reactionary presidents since then.

Tuesday, September 24, 2013

White House Diary (2 of 3)

Jimmie Carter is the oldest living president of the United States. He may also be
remembered as the last US president who was concerned about world peace, human rights, Israel as a rogue state, social welfare, prevention of environmental degradation, a health system for all, free education, and a more equitable distribution of wealth in his country. Of course he could pursue these goals so long as the system governing the policies of the United States would allow him. The difference between a system, state, or regime and a government has been discussed before. Such regimes employ governments, along with legislative and judicial system, (and in some cases military) to ensure the continuation of policies, to protect it from the silent majority and from other states. Of course, as the regime modifies its policies, some of those apparatuses may not adhere to them, which may lead up to the removal of the instrument from office. That may be the reason for Cater administration not surviving more than one term. Needless to say that he was replaced with one of the most reactionary presidents this country had seen. Of course, we witnessed less qualified and more reactionary presidents since then.

Saturday, September 21, 2013

مذاکرات هسته‌ای


پاسخ اوباما به روحانی (شاعر ناشناس)
 

ای فریدون خان روحانی شده
شعرهایت بند تنبانی شده
گودِ تو مورنینگ و مورنینگِ تو گود
نامه ات ما را بسی حیران نمود

Friday, September 13, 2013

White House Diary (1 of 3)

Jimmie Carter is the oldest living president of the United States. He may also be
remembered as the last US president who was concerned about world peace, human rights, Israel as a rogue state, social welfare, prevention of environmental degradation, a health system for all, free education, and a more equitable distribution of wealth in his country. Of course he could pursue these goals so long as the system governing the policies of the United States would allow him. The difference between a system, state, or regime and a government has been discussed before. Such regimes employ governments, along with legislative and judicial system, (and in some cases military) to ensure the continuation of policies, to protect it from the silent majority and from other states. Of course, as the regime modifies its policies, some of those apparatuses may not adhere to them, which may lead up to the removal of the instrument from office. That may be the reason for Cater administration not surviving more than one term. Needless to say that he was replaced with one of the most reactionary presidents this country had seen. Of course, we witnessed less qualified and more reactionary presidents since then.

Wednesday, September 11, 2013

Hospitality

There is a Persian expression that goes like this: “Guests are Friends of God”. This reflects the way Iranian culture threats guests. It also implies that God has friends. I wonder if God has enemies as well, i.e. Satan. Accordingly, anyone who believes in God and after-life rewards and punishments promises, such person needs to take a good care of his or her guests in order to receive favorable recommendation. As we know, any dealing with God is reciprocal, which is another story in its own merit.

Wednesday, August 28, 2013

میهمان نوازی

می‌گویند میهمان حبیب خداست.  برای آنهائیکه مثل من تصور میکنند حبیب اسم خاص مذکر و برای اشخاص بکار میرود (مثلا حبیب آقا) واژهٔ تازیِ “حبیب” را در فرهنگ لغات جستجو کردم که به پارسی‌ “دوست” معنا میدهد. در اینصورت، “میهمان حبیب خداست” یعنی‌ “او دوست خداست”. از این جملهٔ سه کلمه‌ای می‌توان نتیجه گرفت که قادر متعال رفیق باز است و دوستانی هم دارد. این آدم را به فکر میندازد که آیا خدا دشمن هم دارد، مثلا شیطان؟ بهر صورت، اگر کسی‌ به  قادر متعال و جزا و پاداش او معتقد است، باید از دوستِ او حسابی‌ پذیرائی کند، که زمانی‌ که حبیبِ خدا با وی ملاقاتی داشت سفارشات لازم را بکند. مگر نه اینکه رابطه با خدا یک معاملهٔ پایاپاست؟ البته این خود بحث دیگری است، که در جای دیگر خواهد آمد. ولی‌ از همینجا اهمیت میهمان مشخص میشود.

Saturday, August 24, 2013

A People's History of American Empire

This is the title of a book by Paul Buhle, illustrated by Mike Konopacki, based on the narration of Howard Zinn (according to the “Forward” by Paul Buhle). The book is designed in the format of a comic book, and as a lecture by Howard Zinn of a brief American history, from the Indian massacre at Wounded Knee of 1890, through its publication in 2008. Howard Zinn’s comic character begins the lecture with September 11 event, and the US government’s response in line with “the old way of thinking”. The rest of the book describes “the old way” from the time mentioned above forward, with some short cuts to current events (whenever the correlation was plausible).

Wednesday, August 7, 2013

نسل کشی‌

یکی‌ از بزرگترین ناهنجارهای اجتماعی که همیشه گریبانگیر بشر بوده است نسل کشی‌ است. به دلیل قدرت علمی‌، مقامی، و مالی‌ زیادی که یهودیان جهان دارند، توانسته‌اند خاطرات نسل کشی‌ دولت آلمان سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ را همیشه زنده نگاه دارند. گر چه هیچگاه نباید نسل ‌کشیِ حدود شش میلیون یهودی تبار را به فراموشی سپرد، یاداوری این نکته ضروری است که نسل کشی‌ مختص به یهودیان نبوده و سایر اقوام نیز در گذرگاه تاریخ قربانی چنین تهاجمی بوده‌اند. به نظر می‌رسد که اهمیت بازگوییِ تاریخِ این مطلب در این باشد که آگاه بودن بر یک فاجعهٔ بر انگیخته شده از خشونتِ قالب بر مغلوب، احتمالِ وقوعِ مجددِ آن جنایت را کم می‌کند. در حالیکه به نظر می‌رسد که دولتها چنان قدرتی‌ در تفرقه انداختن بین دو گروه همسایه دارند که این جنایات تاریخی‌ به عنوان ‘حوادث پیشین’ انگاشته شده، و ارتباط آن با زمان حاضر احساس نمی‌شود. به عنوان مثال نسل کشی‌ ارمنیان و یونانیان و آشوریان و کردها توسط دولت ترکیه، که تفسیر آن را می‌توان در ویکیپدیا یافت (لینک این مقالات در زیر میاید)، آنچنان در لابلای تاریخ از نظرها محو شده و خاک خورده‌اند که کمتر کسی‌ از این جنایات آگاه است. ولی‌ اگر از این نسل کشیها با خبر بودیم، باز هم به نسل کشیهایی که همین امروز در اطرافمان در شرف وقوع هستند توجه میکردیم؟ آیا میدانیم که فرزندان و بازماندگان و یاران یهودیانی که آلمان نازی در کوره‌ها سوزاند، درزیر لوای صهیونیستی همان نسل کشی‌ را در مورد اعراب اعمال میدارند؟ آیا کشتن مسلمانان با هواپیماهای بدون سرنشین و تحت عنوان “تروریست اسلامی” یک کشتار دسته جمعی‌ مذهبی‌ نیست؟ آیا کشتار بهائیان و سایر مذاهب غیر شیعه توسط دولت ایران از همان جرگهٔ براندازی گروه‌های مذهبی‌‌ نیستند؟ شاید بتوان با تعریف نسل کشی‌ و زمینه‌های اجتماعی‌ که آنرا در زمان خود امری قابل پذیرش برای گروهی از جامعه می‌کند، به وجود آن پی برد. در چنین فضائی می‌توان از سوابق تاریخی‌ آن نتیجه گرفت و از تکرار آن جلوگیری به عمل آورد.

Saturday, August 3, 2013

جالبترین ایمیلی که رسیده

السلام و علیکم
فکر کنین که اگر قرار بود الان یه کتاب آسمانی نازل بشه برای ایرانی جماعت، پروردگارعالم توش چه وعده ها و هشدارهایی را برای بهشت و جهنم میدادند؟
اي كساني كه ايمان آورده ايد . چه ميدانيد بهشت چه جور جائيست . در آنجا پارکهایی هستند که میتوانید در آنها با اهل بهشت آب بازی کنید.
در بهشت هرگونه که خواستید بگردید حتی لخت مادرزاد، در آنجا کسی کاری به کارتان ندارد و کسی در شما نظر نخواهد کرد.
به شما نوت بوکی میدهیم با ۷۲ نرم افزار رایگان و ۷۲ گیگ اینترنت رایگان بدون فیلتر که در همه جای بهشت آنتن میدهد.
بر بام هر خانه ای در بهشت ۷۲ دیش ماهواره قرار داده ایم که بهشتیان میتوانید با هر یک ۷۲.۰۰۰ کانال بگیرند، همانا در بهشت بر روی دیشهای شما پارازیت نمی اندازیم و کسی دیشهای شما را جمع نخواهد کرد.
در آنجا دکه هاییست که میتوان از آنها روزنامه ها و کتابهایی خرید که سانسور نشده و جز حقیقت در آن نوشته نشده است.
در بهشت مرغهایی برای بهشتیان قرار داده ایم که فرت و فرت تخم میکنند، تخمهایی دو زرده و سه زرده و وقتی آنرا بشکنید از آن املت بیرون میاید و اهل بهشت هیچ گاه از خوردن آنها سیر نمیشوند.
در بهشت جویهایی از مارتینی، اسکاچ و ابسلوت برای اهل بهشت جاریست که وقتی از آن بخورید مست میشوید و عقل از سرتان میپرد و حال میکنید.
در بهشت هواپیماهایی برای مومنین قرار داده ایم که تاخیر ندارد و سقوط نمیکند و نیازی به لوازم یدکی ندارد.
و اما شما ، اي كساني كه ايمان نياورده ايد در جهنم هرگونه خوشی بر شما حرام است، فقط مداحان در جشن آن هم به شرطی که شما را به گریه اندازند.
در جهنم زیبایی بر شما حرام است، همانا در آنجا غولانی پر هیبت و زشت از زن و مرد را بر شما قرار داده ایم ، كماندو سيرت بی بصیرت که اگر یک تار مویتان بیرون باشد پایتان را فلک میکنند و به ازاء هر تار مویتان ۷۴ ضربه شلاقتان میزنند.
در جهنم اینترنت پر سرعتی برای گناهکاران قرار داده ایم که با آن جز در سایتهای تبیان و دارالحدیث و الکوثر نتوانند بروند و هر جای دیگری که بروند بنویسد " دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکان پذیر نمیباشد" باشد تا جانشان درآید(از بس سرعتش بالاست و تو چه ميداني اينترنت پر سرعت يعني چه).
در جهنم دیشهایی از برای جهنمیان قرار داده ایم که بیست و چهار ساعته روی آن پارازیت است تا ببینند و حرص بخورند، همانا ما قادر و توانا هستیم بر پارازيت انداختن .
در آنجا دکه هایی از برای اهل جهنم قرار داده ایم که در آن جز کیهان نفروشند و وقتی آنها را ورق زنند از میان اوراق آن بوی تعفن به مشام رسد و.در جهنم ماهی ۶۰ لیتر بیشتر بنزین به شما نمیدهند و از برای آن باید ساعتها در صف بایستید و توی سرتان بزنند و چشمتان کور شود میخواستید نیایید جهنم.
در آنجا جویهایی جاریست از ماءالشعیر که هر چه از آن بخورید مست نشوید و سر کار بروید.
جهنمیان را در هواپیماهایی از مدل توپولوف یا آنتونیوف روسی مینشانیم و بر بالای جهنم میگردانیم که تکان تکان میخورد و از چهار ستونش صداهای عجیب و غریب و ترسناکی می آید و آنها را جان به لب میکنیم، آنگاه هواپیما را با سرعتی وصف ناپذیرساقط کرده، همه شان را میکشیم و دوباره زنده شان کرده و باز در همان هواپیمای از رده خارج و کهنه هزاران بار تعمیر شده می نشانیمشان و ..........اي ايمان نياورندگان... وبدانید و آگاه باشید.....مردمانی از جنس خودتان بر شما مسلط خواهیم نمود که همانا بیش از این شایسته نمی باشید...و جزای متخلفان و ناسپاسان به غیر از این نمی باشد... که بسوزند در آتشی که خود بپا کرده اند در آن سالهای دور...که به هم وعده های پوچ دادند...و به آن عمل نورزیدند... و مکر کردند... و با نام پروردگار سخن های فریبکارانه بر پا داشتند... و نترسیدند از غضب پروردگارشان... و نان دین خوردند... و ایمان فروختند... و روزی رسد که در آتش اعمال خویش بسوزند... بقيه اش هم ديگه خيلي تكراري ميشه ...يك نگاهي به دور و برتون بیندازيد خودتون مي فهميد جهنم چجور جائيست.

Thursday, August 1, 2013

(NSA) در مورد فعالیتهای جاسوسی سازمان امنیت ملی‌ آمریکا


نوشته متن انگلیسی: حمید جواهریان

(تاریخ نخستین
انتشار: هفتم مرداد ۱۳۹۲)

همانطور که در اخبار دیروز آمد، کنگره ایالات متحده طرح جلوگیری از دسترسی دولت به اطلاعات شخصی و جمع آوری اطلاعات محرمانه را، که تجاوز به حریم خصوصی اشخاص است، تصویب نکرد. با رد این درخواست، کنگره آمریکا دست سازمان امنیت را در ادامه جاسوسی در امور شهروندان باز گذاشت. دیدگاه عموم مردم این است که  حق عدم تجاوز به حریم خصوصی اشخاص یک امر ذاتی و غیر قابل فسخ است. تحت پوشش "امنیت ملی
”، و در یک جنگ ساختگی علیه تروریسم، و به عنوان به اصطلاح  دفاع از امنیت ملی، ما به عنوان شهروندان این کشور از حقوق مدنی خود محروم شدیم. فرسایش آزادی‌های مدنی مندرج در قانون اساسی‌ (متمم دهم اصلاحیه قانون اساسی) با ریاست جمهوری بوش (پسر) آغاز، و با واقعه ۱۱ سپتامبر رو به انزوال رفت. امروز، حقوق مدنی ما مورد حمله قرار گرفته و در خطر نابودی است.  جلوگیری از زیر پا گذاشتن هر چه بیشتر آزادی‌های شخصی‌ پیش بینی‌ شده در قانون اساسی‌ به عهده ماست، که با طرح لوایح جدیدی دولت را از این کار بازداریم، که این خود قیاس ضد و نقیضی است! تفاوت بین ایالات متحده آمریکا و کشورهایی مانند عراق یا ایران پایائیِ  قانون اساسی آن است. بحث های متعددی در مورد این موضوع وجود دارد. برخی می گویند، "خب! من می دانم که استراق سمع از مردم توسط دولت اشتباه است، اما من چیزی برای پنهان کردن ندارم، بنابراین اشکالی ندارد! در پاسخ به  این ساده اندیشی‌ باید گفت؛ بله اشکال دارد؛ چرا که آنچه ما را از دیگر رژیم های تمامیت خواه در سراسر جهان جدا می‌کند دفاع از حریم خصوصی ماست که در قانون اساسی‌ مصونیت از آن تضمین شده است.  قدرت نقض حریم خصوصی
هیچگاه به دولت داده نشده است. تا زمانی که دموکراسی مورد احترام است، رعایت حق حریم خصوصی ضروری است. همینکه این اجازه را به دولت دادیم که یکی‌ از حقوق اصولی ما را پایمال کند، آیا نباید در انتظار فرسایش نهایی کلیه حقوق جمعی خود باشیم؟

Wednesday, July 31, 2013

On NSA Spying Activities

9/23/2013 Interview with Guardian Editor in Chief Alan Rusbridger on the Inside Story of Snowden Leaks:
http://www.democracynow.org/2013/9/23/spilling_the_nsas_secrets_guardian_editor?autostart=true&get_clicky_key=suggested_most_popular_story

Hamid Javaherian
 
(Date Originally Published: 7/29/2013)
We heard in the news yesterday that the US congress has denied us the right to privacy by failing to limit the government’s access to our personal information and the secret data collection by NSA. The congress rejected the petition to prevent the US government from invasive move into our private life by keeping the NSA unleashed to continue spying on the US citizens. .  The general public’s  view on this issue is that we inherently have an irrevocable right to privacy.  Under the guise of ‘national security, we as citizens have lost a great deal of our civil rights in a fictitious war against terrorism, and in pretend of defense to our national security.  The erosion of this constitutional right ( the 10th amendment ) began with the presidency of G.W. Bush and became more enhanced after 911.  Our Civil Rights are in a grave danger. Infringement on our personal information has been done in violation of the Constitution, and the burden of stopping the government in their illegal practice is now laid upon us the People to enact a law to prevent them from doing so ––a paradoxical chaos!  The difference between the United States of America and countries like Iraq or Iran is precisely it’s Constitutions upon which it’s democracy stand.  There are numerous argument on this topic.  Some say, “ Well! I know the government eavesdropping on people is wrong, but I don’t have anything to hide, so who cares! The counter argument to this naivete is;  Yes it does matter and we should care because the right to privacy, as our constitutional rights is all what distinguishes us as a democracy from other totalitarian regimes around the globe.  The government isn’t specifically given the power to violate your privacy.  The right to privacy needs to be upheld as long as democracy is respected.  Allowing the government to bypass us on one of our rights would lead to the eventual erosion of our collective rights as a People?

Wednesday, July 17, 2013

Confusion! (Part 2)


Since 1980, status quo has been dominating the political climate of the United States, in an upward trend, with a sharp upswing at each presidential election of both parties. There are various ways for the State (establishment) to ensure the selected few stay in power. In addition to control of the media, keeping votes in the hands of the supporters of such nominees has been the policy of the government from the beginning. We know that the constitution excluded majority of people from voting, keeping the ballots excluded to male Anglo-Saxon landowners. People’s struggles against this discriminatory law for more than hundred years, from 1868 to 1972 forced legislators to pass amendments 14, 15, 19, 23, 26, and to call the Poll Tax unconstitutional. However, the establishment found other ways to keep economically disadvantaged people excluded from the voting process. It may help to consider voter turnout in US presidential elections since 1828:

Monday, July 8, 2013

Confusion! (Part 1)

Coming back from a short trip along with four other friends yesterday (writing for this blog started on 7/8/13 and was completed a week later), we were listening to the news of the airplane that crashed upon landing in San Francisco airport on CNN, Fareed Zakaria’ s news analysis program. Zakaria had three guests to discuss the events in Egypt, plane crash in San Francisco airport, and the fate of Edward Snowden, in addition to some CNN reporters. It was interesting that his three guests said the same thing about each of those subjects, as if each was repeating the previous speaker’s analysis, just in different verbiages. They ended up saying what Zakaria concluded, and what we can hear from government officials regarding all three subjects. There was not much to explain about the plane crash, what we were mostly interested to learn about. However, the other two subjects; “lack of experience in democracy in Egypt” and “Snowden aiding the enemy” were not anything short of the news we could get from Fox and other media, mostly the mouthpiece of the US government. In his memoire published in 2010, Jimmy Carter discloses his notes of his presidential period of late 1970s. One complaint that is continually repeated throughout this book is the conflict the media had with his administration, and the media’s polarization of his policies. He states that at the beginning of his term, Washington Post published a document about Jordan’s King Hussein, and his relationship with the CIA disclosing Hussein’s monthly stipend from the US secret service. It is interesting to see the 180 degrees turn of the media coverage during these thirty something years, to an opposite direction. The main reason may be monopolization of the media, and allegiance of the media moguls to status quo.

Sunday, June 30, 2013

کودتا

انتخابات دو هفته پیش توسط بسیاری از ناظران به عنوان یک  "کودتای سیاسی" در برابر عناصر جناح راست رژیم (به رهبری خامنه ای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. اگر انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ ادامه " جنبش مشروطه" و "ملی شدن صنعت نفت" بود، این انتخابات قطعا تداوم دستبرد انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ توسط خامنه ای و احمدی نژاد (و یا نتیجه آن) بود. رویدادهای پس از انتخابات چهار سال پیش ایران و جمعیت زیادی که خشم خود را در خیابانهای شهرهای بزرگ ایران (و شهرهای بزرگ جهان) به نمایش گذاشتند، حکایت از نیروی عظیمی‌ است که مردم میتوانند با تکیه به آن،  به جای تکیه بر عوامفریبان سیاسی ، سیاستمداران دست نشانده، روشنفکران جیره خوار، و سران حزبی، به خواسته های خود دست یابند. به نظر می رسد تنها راه ملت در دستیابی به دموکراسی پوپولیسم یا نیروی جمعیت، و ادامه مبارزه بدون ترس از قربانی دادن به یک دولت استبدادی باشد. هر چه دولت تهاجمی تر و خشن‌تر شود، مبارزه بی باک‌تر می شود. البته، مستبد این را بخوبی می داند، و در برخی از مواقع مبارزه تبدیل به یک "منازعه" میشود. رهبران رژیم‌هائی که در خدمت دولت های خارجی میباشند، مانند بسیاری از دیکتاتورهای خاورمیانه،  میتوانند محل فرار احتمالی‌ خود را تا حدی پیش بینی‌ کنند. (حداقل آنها به این امیدوارند). قدرت آنها را نیز می توان سهلتر از کسانی که هم از داخل و هم از خارج مورد تنفر هستند شکست. سرنوشت قذافی و اسد به روشنی توسط رهبر ایران و حامیان او قابل درک است. جیمی کارتر در مجموعه ای از یادداشت های ریاست جمهوری خود (خاطرات کاخ سفید، فرار، استراوس و ژیرو، اجازه انتشار سال ۲۰۱۰ توسط جیمی کارتر) نوشت: “سازمان سیا تجزیه و تحلیلی از مشکلات اقتصادی و سیاسی ایران در اختیارم گذاشت. شاه در مورد اینکه چگونه به روند دموکراسی و یک جامعه آزاد برسد از من نظر خواست. او گروههای قدرتمندی را از خود بیگانه کرده است: رهبران مذهبی؛ جناح راست که مخالف هر گونه تغییری هستند؛ چپ رادیکال، که برخی از آنها کمونیست هستند؛ و طبقه متوسط ​​جدید ایران که در حین اینکه ثروتمند میباشند، هیچ نقشی‌ در سیاستهای کشور ندارند."(ص ۲۵۵)" شاه نگرانی عمیق خود را در مورد  براه اندازی دولت موقت، دولت نظامی، یا شاید حتی کناره گیری ابراز داشت. ما او را تشویق به ماندن در قدرت کردیم و اینکه روی پشتیبانی ما حساب کند."(ص ۲۵۷)" تشویق به ماندن در قدرت و پشتیبانی آمریکا" قولی‌ بود که شاه به آن اطمینان نکرد. حتی در وقایع کودتای ۱۳۳۲، سازمان سیا مجبور شد که به منظور موفق شدن، مستقل از شاه عمل کند. خامنه ای و اراذل و اوباش او بخوبی می دانند که استقرار و ادامه حیات آنها بستگی به ادامه ظلم و ستم و بی امان دارد ، و هر گونه کوتاهی‌ به نفع مردم سقوط آنها را تضمین می‌کند. حوادث اخیر در مصر و در تونس نتیجه خشم وهمبستگی گروهی مردم این دو کشور، علاوه بر کوتاهی‌ مستبدین در ادامه خشونت  بود. بسیج مردم پشت سر یک رهبر، که گر چه ممکن است انتخاب نهایی نباشد، اما به منظور یافتن فرصتی در ادامه جنبش،  میتواند راه دیگری را رهنمون کند. این هدف، در انتخابات ایران در دو هفته پیش به دست آمد. در انتخابات چهار سال پیش، موسوی و کروبی نتوانستند از کودتای سال ۱۳۳۲ علیه مصدق پند گرفته، و از قدرت توده و حمایت آنها در مواقع حساس استفاده کنند. ولی‌ مردم با تجربه از انتخابات چهار سال پیش، رأی نهائی خود را به صندوقها ریختند.
 

Tuesday, June 25, 2013

THE COUP

Iranian election of last week was analyzed by many observers as a calculated “coup d’état” against the right-wing elements of the regime led by Khamenei. If Iranian revolution of 1979 was a continuation of the “Constitution Revolution” and “Nationalization Uprising”, this election was definitely continuation (or as a result of) the rigging of 2009 presidential election by Khamenei and Ahamadi-Nejad. Events following Iranian election of four years ago and the large crowd exhibiting unbridled anger in streets of all, if not majority of the, cities around the world reflected the importance of achieving popular demands by demonstration of force in the streets, rather than reliance on demagogues, politicians, intellectuals, and party heads. Populism, or force of crowd, and continuation of struggle without fear of losses in pursuit of democracy, seems to be the only way a victimized nation can change a tyrannical government. The more aggressive and vicious the government is, the more the struggle becomes fearless. Of course, the despot knows this as well, and at some point the struggle turns into a “daring contest”. Regimes which serve foreign governments, such as most of the governments in the eastern hemisphere, foresee a future destination in the case of abdication (at least that is what they hope). Their power can be broken easier than the ones who are detested by both internal and external nations. This has been the destiny of Gadhafi and Assad, which is well understood by Iranian leader and his benefactors. Jimmy Carter in a collection of some of his presidential notes (White House Diary; Farrar, Straus and Giroux; Copyright 2010 by Jimmy Carter) wrote: “The CIA gave me an analysis of the economic and political problems of Iran. The Shah has asked for advice on how to handle the trend toward democracy and liberalized society. He has alienated powerful groups: the right-wing religious leaders, who don’t want any changes; the radical left, some of whom are communists; and the new middle class in Iran, who are now wealthy but have no voice in the government.” (P. 255) “The Shah expressed deep concern about whether to set up an interim government, a military government, or perhaps even to abdicate. We encouraged him to hang firm and count on our backing.” (P. 257) “Hang firm and count on our backing” was the advice that did not go through to the Shah. Even in the events of the 1953 coup, the CIA had to act independent of the Shah in order to succeed. Khamenei and his thugs know that their existence depends on a continued and relentless oppression, and any advantage to people would guarantee their downfall. The events of proceeding years in Egypt and in Tunisia had such outcome. Mobilization of people behind a leader, who may not be their ultimate choice, but the one who would save the day, is another choice. This was achieved in Iranian election of last week. People learned by experience of four years ago with Mousavi and Karoobi’s elections, although these two did not learn from the coup of 1953 against Mossadegh, in utilizing their mass support’s great power.

Friday, May 31, 2013

ایمیل- پست الکترونی‌- پیک فوری- چاپار فوری


شاید بتوان قرن بیست و یکم را قرن ارتباطات نامید.  گرچه آغازگر اختراعاتی از قبیل: تلفنِ همراه، اینترنت، گوشی های هوشمند، ماهواره و ایمیل قرن پیشین بود؛ ولی‌ همگانی شدن آنها به صورت امروز، فقط  در قرن اخیر صورت گرفته است. بیش از یک دههٔ پیش و با پیشرفت فناوریِ یارانه‌ای، انقلاب گسترده‌ای در تسریع ارتباطات به وجود آمد؛ که “ایمیل” یکی‌ از نمودهای بارز آن است. این پدیده ظرف دو سه سال چنان گسترشی یافت که تقریبا به کلیه ادارات خصوصی و دولتی (و در نهایت به منازل) راه یافته، مراکز درون مرزی را به سرعت با آنسوی مرز ها ارتباط داد. پس از اینکه همگانی شدن این وسیلهٔ ارتباطی‌ آشکار شد و واژه ایمیل به وفور مورد استفاده قرار گرفت، برای یافتن واژهٔ جایگزینِ پارسی‌ تلاش به عمل آمد. پست الکترونی (که ترجمهٔ تحت اللفظیِ این واژه می‌باشد) تا حدی رواج یافت، که البته از ترکیبِ دو واژهٔ غیر پارسی‌ ساخته شده است ! شاید چاپار فوری، و یا پیک فوری، ترجمه های‌ گویاتری باشند. به نظر می‌رسد که طرز استفادهٔ درست از این وسیله ارتباطیِ در حال پیشرفت مهمتر از نامگذاریِ پارسی‌ آن باشد. این سیستم ارتباطی‌ نیز (مانند سایر پدیده‌های نو) محسنات و معایب بیشماری به همراه دارد. به عنوان مهمترین حُسن می‌توان از تنظیم، ویرایش، و انتشار وسیع و گستردهٔ آن نام برد! اخباری را که سابقا از طریق روزنامه‌ها و مجلات به دست میرسیدند، امروزه می‌توان در تارنماها مطالعه کرد. کپی‌ کردن و در متنِ ایمیل قرار دادنِ این اخبار، علاوه بر دستکاریِ نویسنده (و گاهی‌ بدون ذکر مأخذ) وسیله بسیار رایجی برای انتشار افکار شده است! تعداد ایمیل‌های دریافتی گاهی‌ آنچنان گسترش میابد که خواندن آنها به ساعتها وقت احتیاج دارد.