اندیشمند بزرگترین احساسش عشق است و هر عملش با خرد

Tuesday, September 20, 2011

به اعتقادات خود محک بزنیم

سه سطر زیر را که نوشته‌ام بخوانید و پس از خواندنِ آن در مورد اینکه من چه شخصی‌ هستم بیندیشید:
ما شما را میبخشیم و به شما مهربانی می‌کنیم (۱-۳).
 ما آدم و جنس و انس را به وجود نیاوردیم مگر اینکه مارا پرستش کنند (۵۱-۵۶).
 … برای کسانی‌ که به ما ایمان دارند نشانه های قدرت ما پیداست (۱۰-۶).
ما دشمنان شما را میشناسیم. دوست داشتنِ ما برای شما کافیست (۴-۴۵).
آیا نفهمیدی که ما مالک زمین و آسمان هستیم و هر که را بخواهیم شکنجه می‌کنیم و هر که را بخواهیم آزاد میگذاریم که ما بر همه چیز توانائی‌ داریم (۵-۴۰).

Saturday, September 10, 2011

Operation Death

When I heard about the simple prostate operation my brother-in-law was going to have in a hospital in Germany, I did not think much about it considering the progressive health care system in that country and its advanced technological innovations beside of the reputable surgeons’ and physicians’ care. However, I was wrong.

Friday, September 9, 2011

در خلقت

راویان اخبار و طوطیان شکر شکن شیرین گفتار چنین حکایت کنند که آنچه کردگار خلق کند از غرب به شرق کند، که در خلقت هر چیز رازی‌ نهفته و در قامت هر کس روزنی سفته که از منفذی هوای خوش درون و از منفذ دگر برون شود.
شعر
حکمت هر چیز چو پوشیده راز     چون که به روزن شود انسان نیاز
هر چه از دیده دور شود کور شود و آنکه ما را بیان دهد جان دهد، که لعبت روئی بس زیبا با جامه‌ای دیبا نگاهش بر من افتاد که با جیبی‌ خالی‌ و همتی عالی‌ با تفکر در این خلقت و با قلبی پُر رقت به قصد ینگه دنیا از دیار نکبت به جستجوی مکنت شدم.

Sunday, August 28, 2011

Declaration of Independence

“We must all hang together, gentlemen, or else we shall most assuredly hang separately.”
Benjamin Franklin- at the signing of the Declaration of Independence

“Signing Their Lives Away” is a book by Denise Kiernan and Joseph D’Agnese about the 56 who signed Declaration of Independence. The book is a short biography of each person (titled with an interesting fact about that person), and with a comic flavor. For example, “The signer everyone loved to hate” or “The signer who gave us Gerrymandering” or “The signer who objected to, well, everything” or “The signer who was sure he would hang” or “The signer who designed US flag” or “The signer who financed the war- and ended up in debtors’ prison” and so on. Each signer has an intriguing story, one such story belongs to Benjamin Rush whose biography is reprinted here.

Saturday, August 27, 2011

تاریخ مختصر

             ماهها
گردش زمین به دور خورشید، یعنی‌ یک سال شمسی‌، ۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۸ دقیقه و ۴۶ ثانیه است، که شامل دوازده ماه است که هر ماه میتواند ۳۱ روز (شش ماه اول سال) و یا ۳۰ روز (پنج ماه دوم سال) و یا ۲۹ (یا ۳۰ در سال کبیسه که توضیح آن در زیر میاید) روز (ماه آخر) باشد. حاصل جمع روزهای ماههای شمسی‌ ۳۶۵ است. در این صورت از هر سال حدود ۶ ساعت باقی‌ میماند که هر چهار سال این رقم ۲۴، یعنی‌ یک روز میشود. با اضافه کردن یک روز به آخرین ماه سال (اسفند =۳۰) روزها تقریبا در جای خود قرار گرفته، و نمودار یک مدار کامل میشوند. سالی‌ که ماه آخر آن ۳۰ روزه است سال کبیسه نام دارد.
ماه های میلادی با توجه به سال کبیسه مانند ماه های شمسی‌ محاسبه میشوند، لیکن تعداد روزها در هر ماه متفاوت است. تعداد روزهای ماههای میلادی به دین قرار است: ژانویه ۳۱ روز، فوریه ۲۸ روز (در سال کبیسه این ماه ۲۹ روز میشود)، مارس ۳۱ روز، آوریل ۳۰ روز، می ۳۱ روز، ژوئن ۳۰ روز، ژوئیه ۳۱ روز، اوت ۳۱ روز، سپتامبر ۳۰ روز، اکتبر ۳۱ روز، نوامبر ۳۰ روز، و دسامبر ۳۱ روز، که جمعا همان ۳۶۵ روز میشود.
سالهای قمری مانند میلادی و شمسی‌ ۱۲ ماه دارند. هر ماه قمری بطور متوسط ۲۹ روز و ۱۲ ساعت و ۴۴ دقیقه است، که بسته به گردش ماه این تعداد گاهی ۲۹ و گاهی ۳۰ روز است. بدین ترتیب سالهای قمری از سالهای شمسی‌ و میلادی کوتاهتر هستند. مثلا امروز که ۵ شهریور ۱۳۹۰ است، مطابق ۲۷ رمضان ۱۴۳۲ و ۲۷ اوت ۲۰۱۱ می‌باشد. یعنی از فرار کردن محمد از مکّه به مدینه ۱۳۹۰ سال شمسی‌، ولی‌ ۱۴۳۲ سال قمری گذشته است. محرم که اولین ماه قمری است ۳۰ روز دارد، صفر ۲۹ روز، ربیع‌الاول ۳۰ روز، ربیع‌الثانی ۲۹ روز، جمادی‌الاول ۳۰ روز، جمادی‌الثانی ۲۹ روز، رجب ۳۰ روز، شعبان ۲۹ روز، رمضان ۳۰ روز، شوال ۲۹ روز، ذی‌القعده ۳۰ روز، ذی‌الحجه ۲۹ روز، که مجموعاً ۳۵۴ روز میشود.

Saturday, August 20, 2011

The Greatest Show on Earth


The Greatest Show On Earth, The Evidence For Evolution, is a non-fiction science book authored by Richard Dawkins and published by First Free Press in 2009. Richard Dawkins explains evolution in simple words, understandable by everyone who is seeking proof of evolution, or would like to add to his or her knowledge. For those who are not able to read this 470 page book (hard cover), some interesting and valuable excerpts which can be understood independently, are quoted here, beginning with the page reference:

Sunday, August 14, 2011

ما که با سیاست کاری نداریم، سیاست با ما کار داره

والله به خدا به پیر به پیغمبر ما با سیاست هیچ کاری نداریم. اما سیاست هی‌ مزاحم ما میشه. بچه که بودیم بابامون میگفت پسر جون، سیاست پدر و مادر نداره، دنبالش نرو. ما بچه های حرف گوش کن هم اصلا به سیاست کاری نداشتیم. تو مدرسهٔ دولتی که می‌رفتیم بعضی از بچه ها پالتو نداشتن که تو زمستونِ سرد و پُر برفِ اون روزای تهرون بپوشن. زنگ تفریح که تو حیات می‌رفتیم از سرما میلرزیدن. بابامون میگفت همیشه شاه و گدا بوده و هست. این کارِ خداست. با خدا که نمیشه جنگید. حتما حکمتی در اونه. راست هم میگفت، چون وقتی‌ که تو مجله عکس شاه و وزیر و از ما بهترون را میدیدیم، با لباس گرم تو سوئیس اسکی میکردن. البته یه روز که پالتوی من گم شد، بابامون به مدرسه اومد و کلی‌ با مدیرمون دعوا کرد که مگه اینجا دزد بازاره و از این حرفا. دانشگاه که می‌رفتیم اعتصاب میشد و کلاسا تعطیل. وقتی‌ چند تا از دانشجوها سخن رانی میکردن و از گودهای جنوب شهر صحبت میکردن، من با هم پالکی‌هام یواشکی جیم میشدیم. بابام میگفت اینا کله‌هاشون بو قورمه سبزی میده، وگر نه صلاح مملکت خویش خسروان دانند. من هم که هیچوقت اون گودها را ندیده بودم که بدونم چی‌ میگن. سر کار که رفتیم بعضیها را میگفتن ساواکی هستن و نباید جلوشون اسم شاه را ببریم. هر وقت هم چهار آبان یا روز انقلاب سفید یا تولد یکی‌ از ما بهترون میشد و ما را برای رژه جمع میکردن، مثل بزِ اخوش دنبالشون می‌رفتیم. ولی‌ مگه به این ختم میشد؟ دولت تو همه چی‌ دخالت میکرد. مثلا، یکی‌ یه آواز می‌خوند که شعرش را یکی‌ دیگه نوشته بود، ولی‌ خواننده را زندانی میکردن. میگفتن شعرش بو داره. گاهی یه فیلم میومد بیرون میگفتن برین این فیلما ببینین خیلی‌ حرفای مهم میزنه. تا می‌رفتیم فیلم را ببینیم اون را عوض کرده بودن. یه لیست بلندی هم از کتابهای ممنوعه داده بودن بیرون، مثل غرب زدگی آل احمد یا سرمایه‌ مارکس. حالا چرا خود ال احمد راست راست راه میرفت ولی‌ کتابش زندانی داشت نمیدونم. اگه یکی‌ از انقلاب چین یا کوبا حرف میزد میفرستادنش کنج هلفدونی. اصلا لغت انقلاب را نمی‌شد استفاده کرد.

Friday, August 12, 2011

Racism/ Sexism/ Phobia

Be who you are and say what you feel, because those who mind don't matter and those who matter don't mind.
              Dr. Seuss
Collective fear stimulates herd instinct, and tends to produce ferocity toward those who are not regarded as members of the herd.
              Bertrand Russell

There is an old story of two thieves carrying out a heist. Something precious is found among the spoil that interests both of them equally. They start dividing the pillage but cannot decide about the one they both like. So, they start an argument that leads to a fight. While they are busy fighting, a third thief arrives and stills the whole loot. This story became an illustration for those who keep busy fighting over something, while a craftier person robs them off the whole ransack. The point of the story is distraction, and how two people or more are distracted fighting (that may be devised intentionally and by an organized system) in order to rob them off their belongings. The analogy can be extended to almost all governments. Leaders know how to create an environment that keeps people busy with some kind of phobia, while they use the opportunity to rob them off their freedom. This form of exploitation was once the policy of the British Empire in invading and subjugating people of other lands. While combating each other, they did not notice the common enemy, in this case the Empire. The aggressor would instigate a war, usually related to their beliefs, and would use the opportunity to extract their natural resources, while enslaving them. This policy, when performed cunningly, using anything that people in the society are most vulnerable to, hardly ever fails. When there is not anything that can divide a society up, they would create one. The best tools that can make division among people are religion, class, race, and gender.
 

Monday, August 1, 2011

“اَلخِطابات فِی‌ مَظهَرُ اَلاَجِّنِه” یا گفتاری در پیدایش اجّنه

آیت‌الله العضما حاج سید علی‌ مرتجع بصری که مولف کتب بسیاری در علوم حدیث، ارواح، و آخرت انتشار داده ا‌ند اخیراً کتابی‌ در مورد اجّنه نوشته ا‌ند که قسمتی‌ از این کتاب نفیس بدون هیچگونه دخل و تصرف بازگو میشود. ایشان در مقدمه کتاب میفرمایند:
مطالعاتی که اینجانب در مورد اجّنه و شیاطین نموده‌ام، پیرو تحقیقات اجداد اشرف خود و احکام صریح قرآنی میباشند. جد بزرگ این حقیر حضرت حاج سید مهدی مرتجع بصری از نواده‌های مرحوم مرتجع المسلمین عبدالله بن محمد شامی می‌باشد که از طرف پدری به امام جعفر صادق (ع) و از طرف مادری به امام موسی کاظم (ع) دو دانشمند بزرگ اسلامی، میرسید که در علم‌الغیب عالم زمان خود بود. آن حضرت مطالعات بیشماری در علوم حیوانی من جمله اجّنه داشت. در یکی‌ از کتب خود تحت عنوان “اَللَذات عَلی دَخل فِی‌ الوُحوش” که به لسان عربی‌ نوشته شده مذکور میدارند که ایشان شبهای بیشماری را در آغل منزل خود در کنار حیوانات به مطالعه می‌پرداخته ا‌ند. همچنین ریاضات نامحدود ایشان در صحاری و یا اماکن مرطوب به پیشرفت علوم جانور شناسی‌ کمک شایانی کرده است. ایشان اولین فردی بودند که کشف کردند که پرنده ای به نام فاخته که در فرنگ به دیوانه مشهور است در واقع دیوانه نبوده بلکه این حرکت او دلیل ناله های سوزناکش برای استقاصه به امام است که او را ببخشید. چنان که در روایات مذکور است این پرنده نابکار به خوردن حق امام اشتغال داشته است، و مادام‌العمر از ایشان طلب مغفرت مینماید. همچنین ایشان کشف کردند که مارمولک از ذرات بدن عایشه خلق شده که پس از آنکه عایشه نابکار به پیغمبر اسلام (ص) خیانت کرد خداوند بدن او را به ذراتی‌ تقسیم کرد که هر ذره مرتب به ذرات کوچک تر تقسیم میشود. بدین دلیل است که اگر دم مارمولک قطع شود این دم به مارمولک دیگری تبدیل میشود و خداوند الرحمن و الرحیم تا ابدالدهر او را به مارمولک زاده تجزیه می‌کند، یا لِلعَجَب هَذا قُدرَتَ‌اَلله! 

Thursday, July 28, 2011

Physics of the Future(1)

In mythology, the rise and fall of great empires depended on the strength and cunning of one’s armies. The great generals of the Roman Empire worshipped at the temple of Mars, the god of war, before decisive military campaigns. The legendary exploits of Thor inspired the Vikings into heroic battles. The ancients built huge temples and monuments dedicated to the gods, commemorating victories in battle against their enemies.

Saturday, July 16, 2011

حقیقت چیست؟

حدود پنجاه سال پیش در محله ما در خیابان دامپزشکی نزدیک قصرالدشت، مغازه کوچکی بود که لوازم خیاطی میفروخت. این مغازه توسط جوان خوش پوش و خوش زبانی اداره میشد که چون ارتباطش بیشتر با خانم هائی بود که به دوزندگی و خیاطی علاقه داشتند، رفتار و گفتارش هم به قول معروف جنتلمنانه بود! البته من به دلیل سن کم خاطره ای از او ندارم، ولی‌ مادرم که مرتب از او خرید میکرد پس از باز گشت به خانه از حسن رفتار او سخن میگفت، بخصوص از تکیه کلام او که در چانه زدن و تشریح کیفیت اجناسش جملهٔ خود ساخته “به حقیقت سوگند” را بکار میبرد. این تکیه کلام چنان در ذهن من اثر گذاشته بود که هر زمان کلمه حقیقت را میشنیدم به یاد او (و یا در واقع تصویر ساخته شده از او توسط مادرم) میافتادم. تعریف واژهٔ حقیقت هر آینه برای من تغییر میکرد و در سنین مختلف معانی متفاوتی داشت. در ابتدا هر گفتاری حقیقت بود مگر آنکه خلاف آن ثابت میشد. بعدها به نتیجه عکس آن رسیدم، یعنی‌ اینکه هیچ گفتاری حقیقت نداشت مگر آنکه با قسم و آیه همراه بود! با گذشت زمان این طرز فکر هم تغییر کرد و تفاوت بین حقیقت و دروغ بستگی به گوینده داشت، که اگر به سخنان او اعتماد داشتم هر چه که آن شخص میگفت عین واقعیت بود. سالها طول کشید تا به این نتیجه برسم که هر شخصی‌ میتوانست سخنی واقعی‌ یا غیر واقعی‌ بگوید، که بستگی به زمان و موضوع مورد بحث و آگاهی‌ آن شخص از آن موضوع داشت، که گفتار او را میتوانست واقعی یا غیر واقعی‌ بکند. در نتیجه، فردی میتوانست به نظر خودش و صادقانه حقیقتی را بگوید که با واقعیتهای موجود در نظر سایرین در تضاد باشد. در پهنه این تجربه مشاهده کردم که اشخاصی‌ که جز دروغ چیزی نمیگفتند می‌توانستند که در سیطرهٔ این دروغ گوئی واقعیت هائی را هم بیان کنند، و یا بالعکس.

Friday, July 8, 2011

Dr. John Harvey Kellogg

*Dr. John Harvey Kellogg (1852-1943) had a simple slogan: “Eat what the monkey eats, simple food and not too much of it.” His advice went against the grain for large numbers of his fellow Americans, who were then, as now, fond of red meat and white bread. Concerned with the dangers of constipation and a “slow colon,” Kellogg advised that healthy people should give themselves enemas at least three times each week. He published more than fifty books, many of them alerting the public to the dire consequences of masturbation- or “self-pollution,” as he called it- lest it make them idle, spotty, and depressed, and in the case of boys, stunt their height. At 5 feet 4 inches, perhaps he knew something he wasn’t telling. Although Kellogg and his wife, Ella, fostered forty-two children and adopted seven of them, they never had sex. On his wedding night, he sat up into the small hours working on one of his most successful books, Plain Facts for Old and Young, a treatise on healthy living based on the suppression of sexual urges. Kellogg was a virgin when he died, aged almost ninety-two.

Monday, July 4, 2011

مغز پلاستیکی‌!

حدود یک قرن و نیم پیش، دانشمند فرانسوی، “پیر پل بروکا” تئوری جدیدی در مورد مغز ارائه کرد. مطالعات نخستین او روی عوارض استخوان، سرطان، سکته مغزی، و مرگ پیش رس نوزادان بود. سیپس او تحقیقاتش را در ارتباط با مغز ادامه داد و راجع به فعالیتهای تطبیقی مغز حیوانات نوشته های بسیاری منتشر کرد. بروکا تفاوت بین نیمکره راست و نیمکره چپ مغز را تشخیص داد. بر اساس تجربیات او، ما اکنون آگاهیم که سمت چپ به فعالیتهای گفتاری مربوط میشود، که زبان و محاسبات ریاضی‌ در حیطه آن قرار میگیرند. در حالیکه سمت راست به فعالیتهای هنری و تخیلی‌، و همچنین تشخیص مکانی و زمانی‌ اجسام در محیط می‌پردازد. در سال ۱۸۶۸، بروکا تحقیقات خود را در مورد قسمتی‌ از مغز که مسئول هدایت گفتار است، در گرد همائی‌ که در شهر نرویچ انگلستان برگزار شد در اختیار دانشمندان قرار داد. ولی‌ شهرت او زیاد دوامی نداشت، و پس از اینکه او انجمنی در حمایت از تئوری تکامل داروین تاسیس کرد، از طرف کلیسا تکفیر شد! دولت نیز که از کلیسا حمایت میکرد او را به عنوان عنصر نامطلوب طرد کرد. ولی‌ او هم چنان به تحقیقات علمی‌ در کنار فعالیتهای خیرخواهانه ادامه داد، و چون مورد تائید کلیه روشنفکران بود، دولت در رفتار خود نسبت به او تجدید نظر کرد. پس از مرگش، به احترام تحقیقات او روی یکی‌ از قسمت های پیشایی مغز که مسئول گفتار است، این ناحیه را بروکا نام گذاری کردند. مغزِ خودِ بروکا پس از مرگش حفظ شد، که در موزهٔ مردم شناسی‌ پاریس نگهداری میشود. “کارل سِگان”، دانشمند مشهور و خالق سریال کاسموس، سومین کتاب خود را تحت عنوان “مغز بروکا” منتشر کرد(1). سِگان که از این موزهٔ مردم شناسی‌ پاریس دیدن کرده بود، پس از تشریح مفصل قسمتهای مختلف موزه، به زندگی‌ بروکا میپردازد و مینویسد: “او یک جراح و یاخته شناس و مردم شناس بود… که به مداوای فقرا میپرداخت. بروکا با در مخاطره گذاشتن زندگی‌ اش توانست ۷۳ میلیون فرانک پول را که در خطر غارت بود زیر کیسه های سیب زمینی مخفی‌ و از فرانسه خارج کند. به دلیل فعالیت های اجتماعی ارزنده اش، در اواخر عمر به مجلس فرانسه راه یافت.” در حقیقت بروکا پدر مغز شناسی‌ علمی‌ است، که اکنون  به شاخه های مختلف تقسیم شده است.

Sunday, June 12, 2011

Michio Kaku

Michio Kaku’s latest book is titled “Physics Of The Future”1. It is a collection of future advancements in science, through the year 2100. He has interviewed about 300 scientists who were in the process of improving today’s technology in many areas of science. Either these scientists are making prototypes that would be enhanced through time to gain their optimum results, or they perceive what would be the outcome of their present endeavor 20, 50, or 90 years hence. The book is divided into nine chapters, each chapter discussing  short, medium and long term advancements in the areas of future of computer, artificial intelligence, medicine, nanotechnology, energy, space travel, wealth, humanity, and in the final chapter, he discusses a day in life in the year 2100. The book is very important to read by those who have any interest in science. These writings are not for the purpose of a book review, to discuss various aspects of the book,  but to quote a section from the introduction part of the book, which explains the mission of science in a new and interesting way. The first two paragraphs are directly copied from the last part of the section titled “Understanding The Laws Of Nature” and the rest is almost first half of a section titled “2100: Becoming The Gods Of Mythology”2

Saturday, June 11, 2011

چنین کنند بزرگان

سالها پیش کتابی‌ که تصور می‌کنم از نادر ابراهیمی بود خواندم که چنین عنوانی داشت (چنین کنند بزرگان). کتاب، تا جایی که بخاطر میاورم از خوشگذرانی و عیش و هوسرانی پادشاهان سخن میگفت. پادشاهان و حکمرانان سیاسی، به زبان دیگر کسانی‌ که از طریق اقتدار سیاسی، نظامی و یا دینی سرنوشت گروه بیشماری را بطور مطلقه در دست دارند،  عموما در سه مورد مشترک هستند. یا با آدم کشی‌ از طریق جنگ افروزی، و قتل و غارت کسانی‌ که با کوچکترین عقیده آنها ممکن است مخالفت کنند قدرت خود را تحکیم میبخشند، یا به اندوختن مال و ثروت با حمله به سرزمین های دیگر و غصب اموال مردم سرزمین خود میپردازند ، و یا هوسرانی و شهوت رانی میکنند. در بارهٔ هر کدام از این سه موضوع مطالب بسیاری نوشته شده و کتاب های تاریخ مملو از تشریح جنگها و خون ریزیهای پادشاهان است. ثروت حکمرانان نیز به مراتب و بطور گسترده ای در کتب منعکس است، از حمله سلاطین به کشور های ثروتمند چون هند، تا زمین خواری رضا شاه، تا ثروت اندوزی اعوان و انصار دژخیمان فعلی. در مورد سوم نیز کتب تاریخی‌ نمونه های بسیاری دارند که چند مورد از این نمونه ها در اینجا ذکر میشوند.

Sunday, June 5, 2011

Fatalism


Sometimes we use idioms and slang without considering the real meaning of them. Phrases such as: “it has always been like this”, “people have always been greedy”, “it is human nature to be bad”, “some people cannot think as good as others”, “people need to have leaders”, “common man cannot think for the good of himself” are easily uttered without considering ramifications of such lowering of humanity. Then, and in order to justify such phrases, we leave destiny of man in the hands of unknown. In this regards, we use statements such as “it was meant to be”, that is in contrast with human abilities. It is convenient to think that fate determines one’s destiny, and no matter what one does, “what is meant to happen” will happen. Fatalism takes away the thirst for achieving goals and the hunger for progress. The struggle to survive is depicted in detail in Richard Dawkins’ famous book “The Selfish Gene”. Fate and faith, two synonymous words, are engrained in basic beliefs of many people. Fatalism predicts the future regardless of what one does, and faithfulness makes one enslaved to a theory (usually metaphysical). Faith in, devotion, or loyalty to something means that one cannot think for himself or herself and cannot act independent of the person or the idea that is devoted, committed and loyal to. Fate is also translated as destiny, fortune, chance, providence, and luck, which are not necessarily the same things. Fate, fortune, and providence are relying on some supreme power to solve human’s problems. However, chance and luck are the randomness of the heavens, and all that are components of this universe, from the vast cosmos to a little earthling called human being.

Saturday, June 4, 2011

زین الاخبار گردیزی

زین الاخبار گردیزی که  در قرن پنجم نوشته شده، جدولی‌ از جشنهای ایرانیان دارد که در آن جشنهای مربوط به هر ماه را نوشته و در مورد هر یک توضیح مختصری داده که خواندن آن خالی‌ از لطف نیست. توضیح این نکته لازم است که ایرانیان باستان نه تنها برای هر ماه، بلکه برای هر روز نیز نامی‌ داشتند. اسامی دوازده ماه از جمله نام های روزها بودند، و چنانکه نام روز و نام ماه تلاقی‌ میکرد (هم نام بودند) آن روز را جشن میگرفتند. بنا بر این، علاوه بر جشنهای مختلف به مناسبت های ویژهٔ خود، در هر ماه حداقل یک روز بود که به علت تشابه نامِ روز و ماه جشن گرفته میشد. پایه و اساس جشنها نه تنها مذهبی‌ بلکه اساطیری هم بود:

Saturday, May 28, 2011

GOVERNMENT

There are several definitions for “government” in Webster. The first definition in Merriam Webster is “authoritative direction or control”. According to the same source, the first known use of this word was in 14th century. Any government before this time was in the form of imperial kingdom, self-ruling and dictatorship. Therefore, a government in the new form is an evolution from dictatorship. When we break down the definition into authoritative and direction or control and examine each component, we may be able to establish how such authority with the power of direction or controls is formed. In a democracy, people vote their representatives into the government body. Since these elected officials represent their constituents, the mentioned power is in the hands of people. In another words, people grant such authority to their representatives to direct government offices and establish legislatures on their behalf. Each member of the government is representing a group of people who voted that member in. People elect their representatives based on their needs. Since every person has a different need, basic needs shared by everyone should be met through legislature and other governmental tools. In another words, the government should ensure meeting the minimum needs of every person within the boundaries of that government. Consequently, we should examine what those needs are which are shared by all people. Obviously, it includes the basic needs of every person who lives as member of a society, active, inactive, able to work, disabled, old, young, and in any race or religion or ethnicity.

Thursday, May 19, 2011

ابن سینا

حجت‌الحق شرف‌الملک شیخ‌الرئیس ابوعلی‌ حسین‌بن‌عبدالله ‌بن سینا مشهور به ابن سینا  یا ابوعلی‌ سینا حدود سالهای ۳۶۷ و ۳۸۰ هجری قمری در دهکده خرمیشن نزدیک بخارا به دنیا آمد. به پارسی‌ دری شعر میگفت و در مورد ماورائ‌الطبیعه ارسطوئی، و یا علم پیشین (بقول خودش)، و فلسفه تا سن ۱۸ سالگی مطالعه کرده بود. علاقه او ولیکن به علم زیرین (بقول خودش) یعنی‌ علم طب بود و در آن استاد شده بود. پدرش در بارگاه نوح بن منصور سامانی بود و او با معالجه امیر نوح سامانی از یک بیماری سخت درمان، به دربار او نزدیک شد. ابن سینا فرصتی یافت که از کتابخانه بزرگ این پادشاه برای گسترش مطالعه خود استفاده شایانی ببرد. مانند بسیاری از حکما و متفکرین زمان، تحصیل و ترویج دانش فقط در دربار پادشاهان امکان پذیر بود. به این ترتیب پس از افول دوران سامانیان به خوارزم رفت، و با افول دوران خوارزمشاهیان به شهر های مختلف در شرق ایران سفر کرد و مدتی‌ در گرگان اقامت گزید. ابن سینا به دلیل دانشی که داشت و هم چنین عقایدی که با نظریات سنتی‌ و تعصب آمیز نمیخواند، همواره دشمنانی در دربارهای پادشاهان میافت. با توجه به قدرت بسیار و اندیشه کمِ پادشاهان، احتمال گوشمالی ابن سینا در دربار هر پادشاهی امکان داشت. حسودان و سخن چینان همواره بر علیه او توطئه میکردند و او مجبور به مهاجرت میشد. بناچار پس از‌ زندگی‌ طولانی ‌در نواحی شرق ایران، به سمت غرب و به طرف همدان و سپس اصفهان روان شد. آخرین سفرش مهاجرت مجدد به همدان بود

Saturday, May 7, 2011

Left Out

Twenty first century started with a quick turn to the Right in political spectrum of the US, that has continued to date. We have witnessed changes due to the melt down of the economic system, and in a broader aspect, changes that are influenced by worldwide events. United States had enjoyed a rapid growth in the late 1940s and 1950s, thanks to the Second World War, followed by a couple of decades of somewhat stable economy. From early 1980, Trickle Down Economy as a part of Reganomics was introduced, a system that limited or aborted all governmental oversights that had been in place as a check and balance on business operations.