اندیشمند بزرگترین احساسش عشق است و هر عملش با خرد

Wednesday, March 23, 2011

خط پهلوی و الفبای صوتی

صادق هدایت تحقیقات گسترده ای در مورد فرهنگ ایران قبل از اسلام کرده بود. نوشته زیر با عنوان خط پهلوی و الفبای صوتی یکی‌ از تحقیقات او در مورد خط ایرانیان قبل از اسلام است که در اینجا قطعاتی از آنرا از کتاب “نوشته های پراکنده” گرد آوردهٔ حسن قائمیان نقل می‌کنم:

چون در مجله سخن موضوع نقض الفبای کنونی فارسی مطرح شده است؛ بی‌ مناسبت نیست ببینیم قبل از اقتباس الفبای فعلی چه طرز نوشتنی در ایران معمول بوده و مساله ثبت حرکات یا اصوات کلمات تا چه اندازه مراعات میشده است. برای روشن شدن این مطلب لازم میاید که شمه ای از چگونگی رسم‌الخط پهلوی را یاد آور شویم.
بطور کلی‌ آنچه “پهلوی” مینامند، شامل تمام اشکال زبان “فارسی میانه” میگردد. یعنی‌ از زمانیکه فرس قدیم منسوخ شد تا هنگامی که الفبای جدید فارسی از عربی‌ اقتباس گردید. زبان پهلوی بدو دسته جنوبی و شمالی تقسیم میشود.
۱- زبان کتاب های زردشتی و کتیبه های جنوبی ساسانی را “فارسی میانه” می‌گویند و طرز نوشتن آنرا “پارسیک” میخوانند و زبان بومی وابسته به آن متون مانوی آسیای مرکزی می‌باشد.
۲- زبان کتیبه های شمالی ساسانی “پرثوی میانه” و نوشته آن “پهلوانیک” نامیده میشود و زبان بومی شمال شرقی‌ ایران چنانکه در قطعات مانوی آمده “پهلوانیک” می‌باشد.

Thursday, March 17, 2011

Reaction To Reactor

The world witnessed a great tragedy in Japan last week on March 11, with an 8.9 magnitude earth quake followed by a 30-40 miles per hour (of about 1,700 pounds of water per square yard) tsunami. The following day of the earthquake and tsunami, people woke up to a second disaster, worse than the first one, and not an act of nature, but dangers of destruction of a crippling nuclear plant. This disaster was brought upon people as a result of human recklessness and greed.

Wednesday, February 23, 2011

دردِ دین

اطلاعات و گزارشات ما از ایران باستان بسیار ناچیز است، ولی‌ نیک میدانیم که در ایرانِ قبل از اسلام کتابخانه های بسیاری وجود داشته و فلسفه یونان و شرق در مدارس تدریس میشده ا‌ند. همچنین میدانیم که بزرگمهر حکیم از نوادر روزگار بود که به پیشرفت تمدن ایران کمک های شایانی کرد. از وجود مزدک آگاه هستیم که قرنها قبل از مارکس، روش زندگی‌ متفاوتی را که امروزه به آن سوسیالیزم مینامیم پایه گذاری کرده بود. شاید ارژنگ مانی که به عنوان کتاب مذهبی‌ مصور به ما معرفی‌ شده است، اولین اثر داستان/ تصویری بوده است. شهرت باربد و نکیسا آنچنان است که مشخصا آنها بتهون زمان خود بودند. ولی‌ همانطور که گفته شد اطلاعات رسیده به ما قرنها بعد و بیشتر از طریق کاوش های باستان شناسی‌ بوده است. ماخذ دیگر ما نوشته های تاریخ نویسان یونانی و رومی می‌باشد که در مورد دانش ایرانیان بسیار نوشته‌اند. اگر ایرانیان با دانش بودند و فرهنگ قدیمی‌ و گسترده ای را در روبرو داشتند چرا آثار مکتوبی از آنها باقی‌ نمانده، و باید برای دریافت فرهنگ آن دوران به سنگ نبشته ها و لوحه ها و اسناد و مدارک بازرگانی مراجعه کنیم؟

Thursday, February 17, 2011

صادق هدایت در چنین روزی صد و هشت سال پیش (۱۷ فوریه ۱۹۰۳ مطابق ۲۸ بهمن ۱۲۸۱) در تهران به دنیا آمد. هدایت در تمام نوشته هایش زندگی‌ روزمره مردم را در زمینه‌ها و موضوعات متعدد به تحریر کشید. عشق و علاقه او به فرهنگ پارسی‌ در بسیاری از مقالاتش مشهود است. در قسمت نقد و بررسی، شیوه جدیدی بنیان گذاشت. در حین بر کشیدن خصوصیات نیک ایرانی‌، فرهنگ عامه را مورد سوال قرار داد. با ترجمه هایش داستان نویسی مدرن غرب را شناساند. نه تنها عقب ماندگی مذهبی‌، بلکه کاهش های سیاسی و اجتماعی را افشا کرد.
به نظر من یکی‌ از داستانهایی که به نیکی‌ نماینده چنین افشا گری است، داستان حاجی آقا است. از آنجا که حکومت زمان هدایت از مذهب می‌ترسید، و هرگاه صدای ملاها در میامد به آنها باج سبیل میداد، به این جهت از چاپ مجدد این کتاب در رژیم سابق جلوگیری شده بود (مانند سایر کتابهای ضد مذهبی‌ هدایت از جمله توپ مرواری و البعثه‌الاسلامیه الی البلاد الافرنجیه )، بخصوص که در قسمت هائی از این کتاب رژیم سیاسی زمان نیز مورد پرسش قرار گرفته بود. حکومت فعلی‌ که در حقیقت خود مذهب است قاعدتاً اکثر کتاب های او را منع و حتّی ناشر سابق، امیر کبیر، را به دلیل انتشار کتاب های هدایت توبیخ کرده بود.

Saturday, February 5, 2011

Egypt Burning

Egypt is burning of not fire, but mass’s anger and frustration. The fury, that after years of being stifled under ashes is surfacing now. This is a new era in the twenty first century. It started with Tunisia and spread out into other Arab world such as Yemen and Jordan. But Egyptians got the best of it. Pictures on Aljazeera TV are reflective of people’s frustration and years of struggle, unknown to non-Egyptians. The daily exertion of people of other countries for democracy is hardly broadcast in American and European media, unless one searches for it in the left corners of the internet. The human effort and abusive governments of Middle Eastern and African countries, almost all governed by dictators paying homage to Western governments, are definitely not viewed by other people in the region either. Events such as this bring about the roots of frustration of those who have been fighting for democracy, and as a result, have been imprisoned or tortured by their governments. Years of American incursion and invasion of Afghanistan, Pakistan, and Iraq, is paying off now by blazing the region into instability, and demand of popular governments. American government is now searching for someone to replace Hosni Mubarak (literally meaning auspicious elegance) who is neither auspicious nor elegant to Egyptians. In the age of mass-communication and multi-media, only ignorance can prevent one from noticing brutality of their government.

از فکاهیات خیرالله نمک نشناس- میز گردِ سران

اخیراً در تهران کنفرانس علمای شیعه به مناسبت روز بهداشت جهانی‌ تشکیل شد. مسائل بهداشتی شامل چگونگی‌ درمان بیماری ایدز و دخول و خروج به حیوانات و حشرات مورد بحث قرار گرفت. علمای شیعه در میز گردی موضوع کنفرانس را مورد بحث و بررسی قرار دادند. در این میز گرد،  بحث در مورد مساله اول یعنی‌ چگونگی‌ درمان بیماری ایدز را به پزشکان و مدیران امور بهداشتی واگذار نمودند تا از جنبه های فنی‌ و تخصصی بررسی شود. میز گرد مساله مهم دخول و خروج به حیوانات و حشرات را که در حوزه تخصصی و عملیاتی علمای شیعه مدرسه فیضیه قم بود به این گروه محول کرد.

Wednesday, February 2, 2011

Nikola Tesla

In 1946 Parsons [discussed earlier in the book], a great believer in UFOs, claimed to have met a Venusian in the Mohave Desert. Venusians were very much in fashion at the time and it was only a couple of years since the death of the Serbian engineer Nikola Tesla (1856-1943), who some believed had been sent from Venus to modernize earthly technology. Tesla was one of the great innovators of the modern age, often so far ahead of his time that he might as well have been from another planet. Honored as “the man who invented the twentieth century” and nicknamed “the patron saint of electricity” for developing the alternating current system that underpins all today’s electrical networks, he held more than seven hundred patents in his lifetime, for innovations in electromagnetic, robotics, remote control, radar, ballistics, and nuclear physics. He invented the Tesla coil, which gave us radio, X-ray tubes, and fluorescent light. Some of his ideas were so advanced that science has still not caught up with them, and his almost extraterrestrial gifts as a scientist were matched by a strange and other worldly personality. If John Dee and Jack Parsons [discussed earlier in the book] fall into the category of madly brilliant eccentrics, Nikola Tesla is in a class of his own.

Saturday, January 29, 2011

یک مقایسه ناچیز!

در ماه اخیر دو تن از باز ماندگان رژیم سابق جان خود را از دست دادند. یکی‌ شاهزاده ای بود که با دست خود جانش را گرفت، و دیگری وزیری بود که در اثر کهولت سن جان باخت. فرد نخستین به قول آمریکایی ها با قاشق نقره ای در دهانش بزرگ شد، و دیگری با شرکت در سازمان های سیاسی ضد رژیم، و سپس با ورود به سیاست حاکم، به درجه وزارت رسید.

Thursday, January 13, 2011

اپیکور


شگفتی آور است که تاریخ از آدم های شاد زیاد یاد نمیکند. فلاسفه، علی‌الخصوص، شهرت دارند که تیره روزتر از کمدین ها هستند، اما اپیکور (341 تا 270 ق.مِ.) چنین نبود. شهرتِ بدِ او به دلیل دیگری است: مرجع بلند پایهٔ عیاشی و زندگی‌ مادی، فیلسوف شهوت پرست و شکم پرست.
بجز اینکه او اینچنین نبود. نه تنها او اهل عشرت و پُر خوری نبود، بلکه غذای‌ او همیشه نان و میوه، و گاهی برای ضیافت پنیر بود. نه تنها خودش بلکه ملتزمینش را از روابط جنسی‌ محروم کرده بود، و آنها می‌توانستند حد اکثر نیم لیتر شراب در روز بنوشند.

Sunday, January 9, 2011

Epicurus (341-270BC)

History records surprisingly few cheerful people. Philosophers, in particular, have the reputation for being about as miserable as comedians, but Epicurus (341-270BC) isn’t one of them. His poor reputation is of a very different kind: as the high priest of high living and sensual pleasure, the philosopher of the debauchee and the gourmand.
Except that he wasn’t. Far from indulging in orgies and banquets, Epicurus lived on barley bread and fruit, with cheese as a special treat on only feast days. Celibate himself, he discouraged sexual relations among his followers, and his students were allowed no more than a pint of wine a day.

Tuesday, January 4, 2011

“در زندگی‌ زخم هائی هست که مثل خوره در انزوا روح را آهسته میخورد و میتراشد. این درد ها را نمی‌شود به کسی‌ اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمارند. و اگر کسی‌ بگوید یا بنویسد، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی میکنند آنرا با لبخند، شکاک و تمسخر آمیز تلقی‌ بکنند. زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برایش پیدا نکرده.” 

Saturday, January 1, 2011

اولِ یکِ یازده-1/1/11!

سال نوِ مسیحی‌ را به تمام مسلمانان جهان، به خصوص شیعیان تبریک میگویم!

Wednesday, December 29, 2010

Autobiography

It is customary to write an autobiography by reviewing the past from the earliest time possible, flashing back and reciting what went before, in chronological order. In this autobiography, I am intending to describe some aspects of myself at the present! This observation is a checkup or a review of my physical being. People usually appear to others the way they like to be perceived. Therefore, the closest person may discover ten percent of what one allows that person to grasp, even if the observer’s only engagement is to analyze the subject all day long! We, humans, are very complicated and at the same time self centered creatures. We decipher from our pet’s behavior what that animal means (interpreted to human world) by certain body language, or look, or sound, that we use as symbols. In fact, the animal learns from our reaction what meaning we decode from their particular behavior, and acts accordingly! People may do the same, by acting the way others expect them to. Sometimes, we try to meet others’ expectations only with the intension of appeasing to them. When someone is interested in another person, it becomes a task for the interested party to discover all the thoughts and attitudes and habits of the other. However, understanding others, or what is in an individual’s psyche, is very difficult.  Psychology is the science of finding out what is in one’s mind. One may try to represent himself or herself through an autobiographical account of what he or she thinks to be, rather than what he or she actually is. Only with honest records of autobiography, others who are interested can reach inside that person’s mind. Hence, putting everything on the plate, sincerely, is not such an easy task! At any rate, I am intending to disclose a few of my physical features, instead of retelling past events or representing my knowledge and thoughts.

Saturday, December 25, 2010

طنز هدایت

کتابها و نوشتارهای بیشماری تحت عنوان  یأس، پژمردگی، افسردگی، تنفر از زندگی‌، و مطالبی از این قبیل در مورد زندگی‌ و آثار هدایت خوانده‌ایم. ولی‌ کمتر نوشته ای حاکی ‌از طنزِ منحصر به فرد هدایت، که با هزل و فرهنگ کوچه و بازار و گفتار عامیانه آمیخته است، در تحلیل آثار هدایت می‌توان یافت، اگر حتی نمونه ای باشد. مرگ هدایت نه به دلیل واخوردگی او از جامعه، بی‌ پولی‌، نداشتن همدمی که جنبه های مثبت او را بر کشد، و دلائل ریز و درشت دیگر، بلکه واکنش روح حساس او بود. حتی اگر این دلائل صحت داشته باشند، در نهایت، روح حساس او توام با یک نوع آگاهی‌ که باعث شده بود که او را سالها از زمانش جلوتر بیندازد، چنین شخصی‌ را نهیاتاً از جامعهٔ اطرافش دور نگاه میداشت و منزوی میکرد. چرا که نادر افرادی بودند که به درجه ای از آگاهی‌ رسیده باشند که توانائی‌ درک هدایت را داشته باشند. نیما یوشیج که یکی‌ از این افراد بود، در نامه ای به هدایت مینویسد: “دوست عزیز؛ چند تا کتابی‌ را که توسط علوی فرستاده بودید، خواندم. شما فقط یک خطای بزرگ مرتکب شده‌اید. این قبیل کتابها، مثل چمدان [نوشته علوی] و وغ‌وغ ساهاب به اندازهٔ فهم و شعور ملت ما نیست.” وازدگی از اجتماعی با فهم و شعوری که او در نوشته هایش منعکس می‌کند، و میتوانیم در صفحات تاریخ از اواخر قاجار تا ظهور محمد مصدق بیابیم، شاید یکی‌ از ده ها دلائلی بود که منجر به مرگ زودرس او شد.

Tuesday, November 30, 2010

دولت عرفی، لائیک، لائیسیته، سکولاریزم

با توجه به حکومت ولائی و رژیم اسلامی و ولایت فقیه در ایران، گفت و شنود در تایید و رد چنین نظامی بسیار است. اصولا بحث بر این است که آیا باید حکومت بر اساس یک نظام عرفی یا لائیک باشد، یعنی‌ نظام لائیسیته و سکولاریزم را بر قرار کند، یا دولتی مذهبی‌ باشد و مذهب خاصی‌ را به عنوان سر لوحه نظام خود قرار دهد. چون واژه های سکولار و سکولاریزم بیشتر به کار میروند، به تعریف‌ سکولاریزم میپردازیم. سکولاریزم در فرهنگ وبستر چنین معنی شده است: بی‌ تفاوتی‌ به، یا عدم پذیرش یا حذف، مذهب و ملاحظات مذهبی‌. فرهنگ معین سکولاریزم را: “نظریه ای مبتنی بر جدایی سیاست از دین” تعریف کرده است. این واژه برای اولین بار توسط جرج هلیک، یک نویسنده انگلیسی‌، در سال 1846 عنوان شد

Thursday, November 25, 2010

Democracy In Iran

For years, we have been looking for an answer to the question of democracy in Iran. Some think that lack of democracy in Iran is due to a lack of historical awareness, and that people do not attempt to learn their historical past. Some blame it on our complacent character and over-hospitable culture. Many blame it on religions. International imperialism is a factor keeping democracy out of reach, as some claim. Our society, like any other struggling society, is consisted of ideologues who discuss such trends, self preserving group who only think of their own benefits, ruffians and villains who work for dictators, and uneducated who easily fall into any ideological traps. Nevertheless, there is always a small and dedicated group who spare their lives for the sake of freedom and democracy. In some historical moments, number of such people increases to a level that brings about an uprising against dictators, despots, and power mongers. To ensure that an uprising or revolution would not be misdirected and stolen from people again, as it was in 1978, and in order to clear the way for such dedicated nobles, it is essential to analyze each of the above views.

Tuesday, November 9, 2010

دموکراسی در ایران- پایان

سالهاست که ما به دنبال پاسخی برای این پرسش هستیم که چگونه میتوانیم از دست استبداد رهائی پیدا کنیم. گروهی باور دارند که ما حافظهٔ تاریخی‌ نداشته و از آنچه در طی قرون و اعصار بر سرمان رفته است آگاهی‌ نداریم، و تلاشی هم برای خود آگاهی‌ نمی‌کنیم. عدهٔ دیگری فرهنگ میهمان پرستی‌ ما را سرزنش میکنند که در نتیجه آن به راحتی‌ تحت انقیاد دیکتاتور ها قرار میگیریم. بعضی مذهب را دلیل عقب ماندگی و جهل ما میدانند. پاره‌ای موقعیت جغرافیائی و سیستم ژئو فیزیکی‌ یا زمین و آب و هوا را مقصر میدانند. گروهی دیگر تسلط امپریالیست های شرقی‌ و غربی بر کشور ما را دلیل میاورند. بعضی اختلاط نژادی ما را با نژاد های پست تر عنوان میکنند. در اینجا، به طور گذرا به تک تک این عوامل که در گفتار های پیشین مستقلاً مورد بحث قرار گرفته ا‌ند، اشاره میشود

 

Sunday, October 24, 2010

دموکراسی در ایران ۶

سالهاست که ما به دنبال پاسخی برای این پرسش هستیم که چگونه میتوانیم از دست استبداد رهائی پیدا کنیم. گروهی باور دارند که ما حافظهٔ تاریخی‌ نداشته و از آنچه در طی قرون و اعصار بر سرمان رفته است آگاهی‌ نداریم، و تلاشی هم برای خود آگاهی‌ نمی‌کنیم. عدهٔ دیگری فرهنگ میهمان پرستی‌ ما را سرزنش میکنند که در نتیجهٔ آن به راحتی‌ تحت انقیاد دیکتاتورها قرار میگیریم. بعضی مذهب را دلیل عقب ماندگی و جهل ما میدانند. پاره‌ای موقعیت جغرافیائی و سیستم ژئو فیزیکی‌ یا زمین و آب و هوا را مقصر میدانند. گروهی دیگر تسلط امپریالیست های شرقی‌ و غربی بر کشور ما را دلیل میاورند. بعضی اختلاط نژادی ما را با نژاد های پست تر عنوان میکنند. جامعه ما مانند سایر جوامع دیگر، ترکیبی‌ است از گروه های مختلف که ایدئولگ ها این مظاهر را مورد بحث قرار میدهند، نفع پرستان منافع شخصی‌ خود را در نظر میگیرند، لمپن ها عوامل دیکتاتورها هستند، و بیسوادان به راحتی‌ تحت تاثیر ایدئولوژی های مختلف قرار میگیرند. ولی‌ همیشه تعداد انگشت شماری هستند که جان خود را برای حصول به یک دمکراسی بر اساس یک ایدهٔ شخصی‌ به مخاطره میاندازند. اینها معمولا اشخاص فرهیخته ای هستند که در موقیت های خطیر تاریخی‌ تعدادشان به حدی می‌رسد که میتوانند یک جنبش را بر علیه مرتجعین هدایت کنند. برای بررسی بهتر باید تک تک این نظریات را شناخت. توجه به این نکته لازم است که هر شخصی‌ منحصر به فرد است و گنجاندن افراد در گروه های مختلف هدف این بحث نیست، و دسته بندی کردن برای تسهیل در تجزیه و تحلیل است.

Tuesday, October 12, 2010

دموکراسی در ایران ۵

سالهاست که ما به دنبال پاسخی برای این پرسش هستیم که چگونه میتوانیم از دست استبداد رهائی پیدا کنیم. گروهی باور دارند که ما حافظهٔ تاریخی‌ نداشته و از آنچه در طی قرون و اعصار بر سرمان رفته است آگاهی‌ نداریم، و تلاشی هم برای خود آگاهی‌ نمی‌کنیم. عدهٔ دیگری فرهنگ میهمان پرستی‌ ما را سرزنش میکنند که در نتیجهٔ آن به راحتی‌ تحت انقیاد دیکتاتورها قرار میگیریم. بعضی مذهب را دلیل عقب ماندگی و جهل ما میدانند. پاره‌ای موقعیت جغرافیائی و سیستم ژئو فیزیکی‌ یا زمین و آب و هوا را مقصر میدانند. گروهی دیگر تسلط امپریالیست های شرقی‌ و غربی بر کشور ما را دلیل میاورند. بعضی اختلاط نژادی ما را با نژاد های پست تر عنوان میکنند. جامعه ما مانند سایر جوامع دیگر، ترکیبی‌ است از گروه های مختلف که ایدئولگ ها این مظاهر را مورد بحث قرار میدهند، نفع پرستان منافع شخصی‌ خود را در نظر میگیرند، لمپن ها عوامل دیکتاتورها هستند، و بیسوادان به راحتی‌ تحت تاثیر ایدئولوژی های مختلف قرار میگیرند. ولی‌ همیشه تعداد انگشت شماری هستند که جان خود را برای حصول به یک دمکراسی بر اساس یک ایدهٔ شخصی‌ به مخاطره میاندازند. اینها معمولا اشخاص فرهیخته ای هستند که در موقیت های خطیر تاریخی‌ تعدادشان به حدی می‌رسد که میتوانند یک جنبش را بر علیه مرتجعین هدایت کنند. برای بررسی بهتر باید تک تک این نظریات را شناخت. توجه به این نکته لازم است که هر شخصی‌ منحصر به فرد است و گنجاندن افراد در گروه های مختلف هدف این بحث نیست، و دسته بندی کردن برای تسهیل در تجزیه و تحلیل است.

Sunday, October 3, 2010

دموکراسی در ایران ۴

سالهاست که ما به دنبال پاسخی برای این پرسش هستیم که چگونه میتوانیم از دست استبداد رهائی پیدا کنیم. گروهی باور دارند که ما حافظهٔ تاریخی‌ نداشته و از آنچه در طی قرون و اعصار بر سرمان رفته است آگاهی‌ نداریم، و تلاشی هم برای خود آگاهی‌ نمی‌کنیم. عدهٔ دیگری فرهنگ میهمان پرستی‌ ما را سرزنش میکنند که در نتیجهٔ آن به راحتی‌ تحت انقیاد دیکتاتورها قرار میگیریم. بعضی مذهب را دلیل عقب ماندگی و جهل ما میدانند. پاره‌ای موقعیت جغرافیائی و سیستم ژئو فیزیکی‌ یا زمین و آب و هوا را مقصر میدانند. گروهی دیگر تسلط امپریالیست های شرقی‌ و غربی بر کشور ما را دلیل میاورند. بعضی اختلاط نژادی ما را با نژاد های پست تر عنوان میکنند. جامعه ما مانند سایر جوامع دیگر، ترکیبی‌ است از گروه های مختلف که ایدئولگ ها این مظاهر را مورد بحث قرار میدهند، نفع پرستان منافع شخصی‌ خود را در نظر میگیرند، لمپن ها عوامل دیکتاتورها هستند، و بیسوادان به راحتی‌ تحت تاثیر ایدئولوژی های مختلف قرار میگیرند. ولی‌ همیشه تعداد انگشت شماری هستند که جان خود را برای حصول به یک دمکراسی بر اساس یک ایدهٔ شخصی‌ به مخاطره میاندازند. اینها معمولا اشخاص فرهیخته ای هستند که در موقیت های خطیر تاریخی‌ تعدادشان به حدی می‌رسد که میتوانند یک جنبش را بر علیه مرتجعین هدایت کنند. برای بررسی بهتر باید تک تک این نظریات را شناخت. توجه به این نکته لازم است که هر شخصی‌ منحصر به فرد است و گنجاندن افراد در گروه های مختلف هدف این بحث نیست، و دسته بندی کردن برای تسهیل در تجزیه و تحلیل است.