There is a Persian expression that goes like
this: “Guests are Friends of God”. This reflects the way Iranian culture
threats guests. It also implies that God has friends. I wonder if God has
enemies as well, i.e. Satan. Accordingly, anyone who believes in God and
after-life rewards and punishments promises, such person needs to take a good
care of his or her guests in order to receive favorable recommendation. As we
know, any dealing with God is reciprocal, which is another story in its own
merit.
اندیشمند بزرگترین احساسش عشق است و هر عملش با خرد
Wednesday, September 11, 2013
Wednesday, August 28, 2013
میهمان نوازی
میگویند میهمان حبیب خداست. برای آنهائیکه مثل من تصور میکنند حبیب اسم خاص مذکر
و برای اشخاص بکار میرود (مثلا حبیب آقا) واژهٔ تازیِ “حبیب” را در فرهنگ لغات
جستجو کردم که به پارسی “دوست” معنا میدهد. در اینصورت، “میهمان حبیب خداست” یعنی
“او دوست خداست”. از این جملهٔ سه کلمهای میتوان نتیجه گرفت که قادر متعال رفیق
باز است و دوستانی هم دارد. این آدم را به فکر میندازد که آیا خدا دشمن هم دارد،
مثلا شیطان؟ بهر صورت، اگر کسی به قادر
متعال و جزا و پاداش او معتقد است، باید از دوستِ او حسابی پذیرائی کند، که زمانی
که حبیبِ خدا با وی ملاقاتی داشت سفارشات لازم را بکند. مگر نه اینکه رابطه با خدا
یک معاملهٔ پایاپاست؟ البته این خود بحث دیگری است، که در جای دیگر خواهد آمد. ولی
از همینجا اهمیت میهمان مشخص میشود.
Saturday, August 24, 2013
A People's History of American Empire
This is the title of a book by Paul Buhle, illustrated by Mike Konopacki, based on the narration of Howard Zinn
(according to the “Forward” by Paul Buhle). The book is designed in the format of a comic book, and as a lecture
by Howard Zinn of a brief American history, from the Indian massacre at Wounded Knee
of 1890, through its publication in 2008. Howard Zinn’s comic character
begins the lecture with September 11 event, and the US government’s response in
line with “the old way of thinking”. The rest of the book describes “the old
way” from the time mentioned above forward, with some short cuts to
current events (whenever the correlation was plausible).
Wednesday, August 7, 2013
نسل کشی
یکی از بزرگترین ناهنجارهای اجتماعی که همیشه گریبانگیر بشر
بوده است نسل کشی است. به دلیل قدرت علمی، مقامی، و مالی زیادی که یهودیان جهان
دارند، توانستهاند خاطرات نسل کشی دولت آلمان سالهای ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ را همیشه زنده نگاه
دارند. گر چه هیچگاه نباید نسل کشیِ حدود شش میلیون یهودی تبار را به فراموشی سپرد، یاداوری
این نکته ضروری است که نسل کشی مختص به یهودیان نبوده و سایر اقوام نیز در گذرگاه
تاریخ قربانی چنین تهاجمی بودهاند. به نظر میرسد که اهمیت بازگوییِ تاریخِ این مطلب در این باشد که آگاه بودن بر یک فاجعهٔ بر
انگیخته شده از خشونتِ قالب بر مغلوب، احتمالِ وقوعِ مجددِ آن جنایت را کم میکند.
در حالیکه به نظر میرسد که دولتها چنان قدرتی در تفرقه انداختن بین دو گروه همسایه
دارند که این جنایات تاریخی به عنوان ‘حوادث پیشین’ انگاشته شده، و ارتباط آن با
زمان حاضر احساس نمیشود. به عنوان مثال نسل کشی ارمنیان و یونانیان و آشوریان و
کردها توسط دولت ترکیه، که تفسیر آن را میتوان در ویکیپدیا یافت (لینک این مقالات در زیر میاید)، آنچنان در لابلای تاریخ از نظرها محو شده و خاک خوردهاند که
کمتر کسی از این جنایات آگاه است. ولی اگر از این نسل کشیها با خبر بودیم، باز هم به نسل کشیهایی که همین امروز در اطرافمان در شرف وقوع هستند توجه میکردیم؟ آیا میدانیم
که فرزندان و بازماندگان و یاران یهودیانی که آلمان نازی در کورهها سوزاند، درزیر
لوای صهیونیستی همان نسل کشی را در مورد اعراب اعمال میدارند؟ آیا کشتن مسلمانان
با هواپیماهای بدون سرنشین و تحت عنوان “تروریست اسلامی” یک کشتار
دسته جمعی مذهبی نیست؟ آیا کشتار بهائیان و سایر مذاهب غیر شیعه توسط دولت ایران
از همان جرگهٔ براندازی گروههای مذهبی نیستند؟ شاید بتوان با تعریف نسل کشی و زمینههای
اجتماعی که آنرا در زمان خود امری قابل پذیرش برای گروهی از جامعه میکند،
به وجود آن پی برد. در چنین فضائی میتوان از سوابق تاریخی آن نتیجه گرفت و از
تکرار آن جلوگیری به عمل آورد.
Saturday, August 3, 2013
جالبترین ایمیلی که رسیده
السلام و علیکم
فکر کنین که اگر قرار بود
الان یه کتاب آسمانی نازل بشه برای ایرانی جماعت، پروردگارعالم توش چه وعده ها و هشدارهایی
را برای بهشت و جهنم میدادند؟
اي كساني كه ايمان آورده
ايد . چه ميدانيد بهشت چه جور جائيست . در آنجا پارکهایی هستند که میتوانید در آنها
با اهل بهشت آب بازی کنید.
در بهشت هرگونه که خواستید
بگردید حتی لخت مادرزاد، در آنجا کسی کاری به کارتان ندارد و کسی در شما نظر نخواهد
کرد.
به شما نوت بوکی میدهیم
با ۷۲ نرم افزار رایگان و ۷۲
گیگ
اینترنت
رایگان بدون فیلتر که در همه جای بهشت آنتن میدهد.
بر بام هر خانه ای در بهشت
۷۲ دیش ماهواره قرار داده ایم که بهشتیان میتوانید
با هر یک ۷۲.۰۰۰ کانال بگیرند، همانا در
بهشت بر روی دیشهای شما پارازیت نمی اندازیم و کسی دیشهای شما را جمع نخواهد کرد.
در آنجا دکه هاییست که میتوان
از آنها روزنامه ها و کتابهایی خرید که سانسور نشده و جز حقیقت در آن نوشته نشده است.
در بهشت مرغهایی برای بهشتیان
قرار داده ایم که فرت و فرت تخم میکنند، تخمهایی دو زرده و سه زرده و وقتی آنرا بشکنید
از آن املت بیرون میاید و اهل بهشت هیچ گاه از خوردن آنها سیر نمیشوند.
در بهشت جویهایی از مارتینی،
اسکاچ و ابسلوت برای اهل بهشت جاریست که وقتی از آن بخورید مست میشوید و عقل از سرتان
میپرد و حال میکنید.
در بهشت هواپیماهایی برای
مومنین قرار داده ایم که تاخیر ندارد و سقوط نمیکند و نیازی به لوازم یدکی ندارد.
و اما شما ، اي كساني كه
ايمان نياورده ايد در جهنم هرگونه خوشی بر شما حرام است، فقط مداحان در جشن آن هم به
شرطی که شما را به گریه اندازند.
در جهنم زیبایی بر شما حرام
است، همانا در آنجا غولانی پر هیبت و زشت از زن و مرد را بر شما قرار داده ایم ، كماندو
سيرت بی بصیرت که اگر یک تار مویتان بیرون باشد پایتان را فلک میکنند و به ازاء هر
تار مویتان ۷۴ ضربه شلاقتان میزنند.
در جهنم اینترنت پر سرعتی
برای گناهکاران قرار داده ایم که با آن جز در سایتهای تبیان و دارالحدیث و الکوثر نتوانند
بروند و هر جای دیگری که بروند بنویسد " دسترسی به تارنمای فراخوانده
شده امکان پذیر نمیباشد" باشد تا جانشان درآید(از
بس سرعتش بالاست و تو چه ميداني اينترنت پر سرعت يعني چه).
در جهنم دیشهایی از برای
جهنمیان قرار داده ایم که بیست و چهار ساعته روی آن پارازیت است تا ببینند و حرص بخورند،
همانا ما قادر و توانا هستیم بر پارازيت انداختن .
در آنجا دکه هایی از برای
اهل جهنم قرار داده ایم که در آن جز کیهان نفروشند و وقتی آنها را ورق زنند از میان
اوراق آن بوی تعفن به مشام رسد و.در جهنم ماهی ۶۰
لیتر
بیشتر بنزین به شما نمیدهند و از برای آن باید ساعتها در صف بایستید و توی سرتان بزنند
و چشمتان کور شود میخواستید نیایید جهنم.
در آنجا جویهایی جاریست
از ماءالشعیر که هر چه از آن بخورید مست نشوید و سر کار بروید.
جهنمیان را در هواپیماهایی
از مدل توپولوف یا آنتونیوف روسی مینشانیم و بر بالای جهنم میگردانیم که تکان تکان
میخورد و از چهار ستونش صداهای عجیب و غریب و ترسناکی می آید و آنها را جان به لب میکنیم،
آنگاه هواپیما را با سرعتی وصف ناپذیرساقط کرده، همه شان را میکشیم و دوباره زنده شان
کرده و باز در همان هواپیمای از رده خارج و کهنه هزاران بار تعمیر شده می نشانیمشان
و ..........اي ايمان نياورندگان... وبدانید و آگاه باشید.....مردمانی از جنس خودتان
بر شما مسلط خواهیم نمود که همانا بیش از این شایسته نمی باشید...و جزای متخلفان و
ناسپاسان به غیر از این نمی باشد... که بسوزند در آتشی که خود بپا کرده اند در آن سالهای
دور...که به هم وعده های پوچ دادند...و به آن عمل نورزیدند... و مکر کردند... و با
نام پروردگار سخن های فریبکارانه بر پا داشتند... و نترسیدند از غضب پروردگارشان...
و نان دین خوردند... و ایمان فروختند... و روزی رسد که در آتش اعمال خویش بسوزند...
بقيه اش هم ديگه خيلي تكراري ميشه ...يك نگاهي به دور و برتون بیندازيد خودتون مي فهميد
جهنم چجور جائيست.
Thursday, August 1, 2013
(NSA) در مورد فعالیتهای جاسوسی سازمان امنیت ملی آمریکا
نوشته متن انگلیسی: حمید جواهریان
(تاریخ نخستین انتشار: هفتم مرداد ۱۳۹۲)
همانطور که در اخبار دیروز آمد، کنگره ایالات متحده طرح جلوگیری از دسترسی دولت به اطلاعات شخصی و جمع آوری اطلاعات محرمانه را، که تجاوز به حریم خصوصی اشخاص است، تصویب نکرد. با رد این درخواست، کنگره آمریکا دست سازمان امنیت را در ادامه جاسوسی در امور شهروندان باز گذاشت. دیدگاه عموم مردم این است که حق عدم تجاوز به حریم خصوصی اشخاص یک امر ذاتی و غیر قابل فسخ است. تحت پوشش "امنیت ملی”، و در یک جنگ ساختگی علیه تروریسم، و به عنوان به اصطلاح دفاع از امنیت ملی، ما به عنوان شهروندان این کشور از حقوق مدنی خود محروم شدیم. فرسایش آزادیهای مدنی مندرج در قانون اساسی (متمم دهم اصلاحیه قانون اساسی) با ریاست جمهوری بوش (پسر) آغاز، و با واقعه ۱۱ سپتامبر رو به انزوال رفت. امروز، حقوق مدنی ما مورد حمله قرار گرفته و در خطر نابودی است. جلوگیری از زیر پا گذاشتن هر چه بیشتر آزادیهای شخصی پیش بینی شده در قانون اساسی به عهده ماست، که با طرح لوایح جدیدی دولت را از این کار بازداریم، که این خود قیاس ضد و نقیضی است! تفاوت بین ایالات متحده آمریکا و کشورهایی مانند عراق یا ایران پایائیِ قانون اساسی آن است. بحث های متعددی در مورد این موضوع وجود دارد. برخی می گویند، "خب! من می دانم که استراق سمع از مردم توسط دولت اشتباه است، اما من چیزی برای پنهان کردن ندارم، بنابراین اشکالی ندارد! در پاسخ به این ساده اندیشی باید گفت؛ بله اشکال دارد؛ چرا که آنچه ما را از دیگر رژیم های تمامیت خواه در سراسر جهان جدا میکند دفاع از حریم خصوصی ماست که در قانون اساسی مصونیت از آن تضمین شده است. قدرت نقض حریم خصوصی هیچگاه به دولت داده نشده است. تا زمانی که دموکراسی مورد احترام است، رعایت حق حریم خصوصی ضروری است. همینکه این اجازه را به دولت دادیم که یکی از حقوق اصولی ما را پایمال کند، آیا نباید در انتظار فرسایش نهایی کلیه حقوق جمعی خود باشیم؟
(تاریخ نخستین انتشار: هفتم مرداد ۱۳۹۲)
همانطور که در اخبار دیروز آمد، کنگره ایالات متحده طرح جلوگیری از دسترسی دولت به اطلاعات شخصی و جمع آوری اطلاعات محرمانه را، که تجاوز به حریم خصوصی اشخاص است، تصویب نکرد. با رد این درخواست، کنگره آمریکا دست سازمان امنیت را در ادامه جاسوسی در امور شهروندان باز گذاشت. دیدگاه عموم مردم این است که حق عدم تجاوز به حریم خصوصی اشخاص یک امر ذاتی و غیر قابل فسخ است. تحت پوشش "امنیت ملی”، و در یک جنگ ساختگی علیه تروریسم، و به عنوان به اصطلاح دفاع از امنیت ملی، ما به عنوان شهروندان این کشور از حقوق مدنی خود محروم شدیم. فرسایش آزادیهای مدنی مندرج در قانون اساسی (متمم دهم اصلاحیه قانون اساسی) با ریاست جمهوری بوش (پسر) آغاز، و با واقعه ۱۱ سپتامبر رو به انزوال رفت. امروز، حقوق مدنی ما مورد حمله قرار گرفته و در خطر نابودی است. جلوگیری از زیر پا گذاشتن هر چه بیشتر آزادیهای شخصی پیش بینی شده در قانون اساسی به عهده ماست، که با طرح لوایح جدیدی دولت را از این کار بازداریم، که این خود قیاس ضد و نقیضی است! تفاوت بین ایالات متحده آمریکا و کشورهایی مانند عراق یا ایران پایائیِ قانون اساسی آن است. بحث های متعددی در مورد این موضوع وجود دارد. برخی می گویند، "خب! من می دانم که استراق سمع از مردم توسط دولت اشتباه است، اما من چیزی برای پنهان کردن ندارم، بنابراین اشکالی ندارد! در پاسخ به این ساده اندیشی باید گفت؛ بله اشکال دارد؛ چرا که آنچه ما را از دیگر رژیم های تمامیت خواه در سراسر جهان جدا میکند دفاع از حریم خصوصی ماست که در قانون اساسی مصونیت از آن تضمین شده است. قدرت نقض حریم خصوصی هیچگاه به دولت داده نشده است. تا زمانی که دموکراسی مورد احترام است، رعایت حق حریم خصوصی ضروری است. همینکه این اجازه را به دولت دادیم که یکی از حقوق اصولی ما را پایمال کند، آیا نباید در انتظار فرسایش نهایی کلیه حقوق جمعی خود باشیم؟
Wednesday, July 31, 2013
On NSA Spying Activities
9/23/2013 Interview with Guardian Editor in Chief Alan Rusbridger on the Inside Story of Snowden Leaks:
http://www.democracynow.org/2013/9/23/spilling_the_nsas_secrets_guardian_editor?autostart=true&get_clicky_key=suggested_most_popular_story
Hamid Javaherian
http://www.democracynow.org/2013/9/23/spilling_the_nsas_secrets_guardian_editor?autostart=true&get_clicky_key=suggested_most_popular_story
Hamid Javaherian
(Date Originally Published: 7/29/2013)
We heard in the news yesterday that the US congress has denied us the right to privacy by failing to limit the government’s access to our personal information and the secret data collection by NSA. The congress rejected the petition to prevent the US government from invasive move into our private life by keeping the NSA unleashed to continue spying on the US citizens. . The general public’s view on this issue is that we inherently have an irrevocable right to privacy. Under the guise of ‘national security, we as citizens have lost a great deal of our civil rights in a fictitious war against terrorism, and in pretend of defense to our national security. The erosion of this constitutional right ( the 10th amendment ) began with the presidency of G.W. Bush and became more enhanced after 911. Our Civil Rights are in a grave danger. Infringement on our personal information has been done in violation of the Constitution, and the burden of stopping the government in their illegal practice is now laid upon us the People to enact a law to prevent them from doing so ––a paradoxical chaos! The difference between the United States of America and countries like Iraq or Iran is precisely it’s Constitutions upon which it’s democracy stand. There are numerous argument on this topic. Some say, “ Well! I know the government eavesdropping on people is wrong, but I don’t have anything to hide, so who cares! The counter argument to this naivete is; Yes it does matter and we should care because the right to privacy, as our constitutional rights is all what distinguishes us as a democracy from other totalitarian regimes around the globe. The government isn’t specifically given the power to violate your privacy. The right to privacy needs to be upheld as long as democracy is respected. Allowing the government to bypass us on one of our rights would lead to the eventual erosion of our collective rights as a People?
Wednesday, July 17, 2013
Confusion! (Part 2)
Since
1980, status quo has been dominating the political climate of the United
States, in an upward trend, with a sharp upswing at each presidential election
of both parties. There are various ways for the State (establishment) to ensure the selected
few stay in power. In addition to control of the media, keeping votes in the hands
of the supporters of such nominees has been the policy of the government from
the beginning. We know that the constitution excluded majority of people from
voting, keeping the ballots excluded to male Anglo-Saxon landowners. People’s
struggles against this discriminatory law for more than hundred years, from 1868 to 1972 forced legislators to pass amendments 14, 15, 19, 23,
26, and to call the Poll Tax unconstitutional. However, the establishment found other ways to keep economically
disadvantaged people excluded from the voting process. It may help to consider voter
turnout in US presidential elections since 1828:
Monday, July 8, 2013
Confusion! (Part 1)
Coming back from a short trip along with four other friends
yesterday (writing for this blog started on 7/8/13 and was completed a week
later), we were listening to the news of the airplane that crashed upon landing
in San Francisco airport on CNN, Fareed Zakaria’ s news analysis program.
Zakaria had three guests to discuss the events in Egypt, plane crash in San
Francisco airport, and the fate of Edward Snowden, in addition to some CNN
reporters. It was interesting that his three guests said the same thing about
each of those subjects, as if each was repeating the previous speaker’s
analysis, just in different verbiages. They ended up saying what Zakaria
concluded, and what we can hear from government officials regarding all three
subjects. There was not much to explain about the plane crash, what we were
mostly interested to learn about. However, the other two subjects; “lack of
experience in democracy in Egypt” and “Snowden aiding the enemy” were not
anything short of the news we could get from Fox and other media, mostly the
mouthpiece of the US government. In his memoire published in 2010, Jimmy Carter
discloses his notes of his presidential period of late 1970s. One complaint
that is continually repeated throughout this book is the conflict the media had
with his administration, and the media’s polarization of his policies. He states
that at the beginning of his term, Washington Post published a document about
Jordan’s King Hussein, and his relationship with the CIA disclosing Hussein’s
monthly stipend from the US secret service. It is interesting to see the 180
degrees turn of the media coverage during these thirty something years, to an
opposite direction. The main reason may be monopolization of the media, and
allegiance of the media moguls to status quo.
Sunday, June 30, 2013
کودتا
انتخابات دو هفته پیش توسط بسیاری
از ناظران به عنوان یک "کودتای سیاسی" در برابر عناصر جناح راست رژیم (به رهبری خامنه ای)
مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. اگر انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ ادامه "
جنبش مشروطه" و "ملی شدن صنعت نفت" بود، این انتخابات قطعا تداوم دستبرد
انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ توسط خامنه ای و احمدی نژاد (و
یا نتیجه آن) بود. رویدادهای پس از انتخابات چهار سال پیش ایران و جمعیت زیادی که خشم
خود را در خیابانهای شهرهای بزرگ ایران (و شهرهای بزرگ جهان) به نمایش گذاشتند،
حکایت از نیروی عظیمی است که مردم میتوانند با تکیه به آن، به جای تکیه بر عوامفریبان سیاسی ، سیاستمداران
دست نشانده، روشنفکران جیره خوار، و سران حزبی، به خواسته های خود دست یابند. به
نظر می رسد تنها راه ملت در دستیابی به دموکراسی پوپولیسم یا نیروی جمعیت، و ادامه
مبارزه بدون ترس از قربانی دادن به یک دولت استبدادی باشد. هر چه دولت تهاجمی تر و
خشنتر شود، مبارزه بی باکتر می شود. البته، مستبد این را بخوبی می داند، و در
برخی از مواقع مبارزه تبدیل به یک "منازعه" میشود. رهبران رژیمهائی که
در خدمت دولت های خارجی میباشند، مانند بسیاری از دیکتاتورهای خاورمیانه، میتوانند محل فرار احتمالی خود را تا حدی پیش بینی
کنند. (حداقل آنها به این امیدوارند). قدرت آنها را نیز می توان سهلتر از کسانی که
هم از داخل و هم از خارج مورد تنفر هستند شکست. سرنوشت قذافی و اسد به روشنی توسط
رهبر ایران و حامیان او قابل درک است. جیمی کارتر در مجموعه ای از یادداشت های ریاست
جمهوری خود (خاطرات کاخ سفید، فرار، استراوس و ژیرو، اجازه انتشار سال ۲۰۱۰ توسط جیمی
کارتر) نوشت: “سازمان سیا تجزیه و تحلیلی
از مشکلات اقتصادی و سیاسی ایران در اختیارم گذاشت. شاه در مورد اینکه چگونه به
روند دموکراسی و یک جامعه آزاد برسد از من نظر خواست. او گروههای قدرتمندی را از
خود بیگانه کرده است: رهبران مذهبی؛ جناح راست که مخالف هر
گونه تغییری هستند؛ چپ رادیکال، که برخی از آنها کمونیست هستند؛ و طبقه متوسط جدید
ایران که در حین اینکه ثروتمند میباشند، هیچ نقشی در سیاستهای کشور ندارند."(ص
۲۵۵)" شاه نگرانی عمیق خود را در مورد براه اندازی دولت موقت، دولت نظامی،
یا شاید حتی کناره گیری ابراز داشت. ما او را تشویق به ماندن در قدرت کردیم و
اینکه روی پشتیبانی ما حساب کند."(ص ۲۵۷)"
تشویق به ماندن در قدرت و پشتیبانی آمریکا" قولی بود که شاه به آن اطمینان نکرد.
حتی در وقایع کودتای ۱۳۳۲، سازمان سیا مجبور شد که به منظور موفق شدن، مستقل از شاه
عمل کند. خامنه ای و اراذل و اوباش او بخوبی می دانند که استقرار و ادامه حیات آنها
بستگی به ادامه ظلم و ستم و بی امان دارد ، و هر گونه کوتاهی به نفع مردم سقوط آنها
را تضمین میکند. حوادث اخیر در مصر و در تونس نتیجه خشم وهمبستگی گروهی مردم این دو
کشور، علاوه بر کوتاهی مستبدین در ادامه خشونت
بود. بسیج مردم پشت سر یک رهبر، که گر چه ممکن است انتخاب نهایی نباشد، اما
به منظور یافتن فرصتی در ادامه جنبش، میتواند
راه دیگری را رهنمون کند. این هدف، در انتخابات ایران در دو هفته پیش به دست آمد. در
انتخابات چهار سال پیش، موسوی و کروبی نتوانستند از کودتای سال ۱۳۳۲ علیه مصدق پند گرفته،
و از قدرت توده و حمایت آنها در مواقع حساس استفاده کنند. ولی مردم با تجربه از انتخابات
چهار سال پیش، رأی نهائی خود را به صندوقها ریختند.
Tuesday, June 25, 2013
THE COUP
Iranian election of last week was
analyzed by many observers as a calculated “coup d’état” against the right-wing
elements of the regime led by Khamenei. If Iranian revolution of 1979 was a
continuation of the “Constitution Revolution” and “Nationalization Uprising”,
this election was definitely continuation (or as a result of) the rigging of 2009
presidential election by Khamenei and Ahamadi-Nejad. Events following Iranian election of four
years ago and the large crowd exhibiting unbridled anger in streets of all, if
not majority of the, cities around the world reflected the importance of achieving
popular demands by demonstration of force in the streets, rather than reliance
on demagogues, politicians, intellectuals, and party heads. Populism, or force
of crowd, and continuation of struggle without fear of losses in pursuit of
democracy, seems to be the only way a victimized nation can change a tyrannical
government. The more aggressive and vicious the government is, the more the
struggle becomes fearless. Of course, the despot knows this as well, and at
some point the struggle turns into a “daring contest”. Regimes which serve
foreign governments, such as most of the governments in the eastern hemisphere,
foresee a future destination in the case of abdication (at least that is what
they hope). Their power can be broken easier than the ones who are detested by
both internal and external nations. This has been the destiny of Gadhafi and Assad,
which is well understood by Iranian leader and his benefactors. Jimmy Carter in
a collection of some of his presidential notes (White House Diary; Farrar,
Straus and Giroux; Copyright 2010 by Jimmy Carter) wrote: “The CIA gave me an analysis of the economic and political problems
of Iran. The Shah has asked for advice on how to handle the trend toward
democracy and liberalized society. He has alienated powerful groups: the
right-wing religious leaders, who don’t want any changes; the radical left,
some of whom are communists; and the new middle class in Iran, who are now
wealthy but have no voice in the government.” (P. 255) “The Shah expressed deep
concern about whether to set up an interim government, a military government,
or perhaps even to abdicate. We encouraged him to hang firm and count on our
backing.” (P. 257) “Hang firm and count on our backing” was the advice that did not
go through to the Shah. Even in the events of the 1953 coup, the CIA had to act
independent of the Shah in order to succeed. Khamenei and his thugs know that
their existence depends on a continued and relentless oppression, and any
advantage to people would guarantee their downfall. The events of proceeding
years in Egypt and in Tunisia had such outcome. Mobilization of people behind a
leader, who may not be their ultimate choice, but the one who would save the
day, is another choice. This was achieved in Iranian election of last week.
People learned by experience of four years ago with Mousavi and Karoobi’s
elections, although these two did not learn from the coup of 1953 against Mossadegh,
in utilizing their mass support’s great power.
Friday, May 31, 2013
ایمیل- پست الکترونی- پیک فوری- چاپار فوری
شاید بتوان قرن بیست و یکم
را قرن
ارتباطات نامید. گرچه آغازگر اختراعاتی از
قبیل: تلفنِ همراه، اینترنت، گوشی های هوشمند، ماهواره و ایمیل قرن پیشین بود؛
ولی همگانی شدن آنها به صورت امروز، فقط در
قرن اخیر صورت گرفته است. بیش از یک دههٔ پیش و با پیشرفت فناوریِ یارانهای،
انقلاب گستردهای در تسریع ارتباطات به وجود آمد؛ که “ایمیل” یکی از نمودهای بارز
آن است. این پدیده ظرف دو سه سال چنان گسترشی یافت که تقریبا به کلیه ادارات خصوصی
و دولتی (و در نهایت به منازل) راه یافته، مراکز درون مرزی را به سرعت با آنسوی مرز
ها ارتباط داد. پس از اینکه همگانی شدن این وسیلهٔ ارتباطی آشکار شد و واژه ایمیل
به وفور مورد استفاده قرار گرفت، برای یافتن واژهٔ جایگزینِ پارسی تلاش به عمل
آمد. پست الکترونی (که ترجمهٔ تحت اللفظیِ این واژه میباشد) تا حدی رواج یافت، که البته از
ترکیبِ دو واژهٔ غیر پارسی ساخته شده است ! شاید چاپار فوری، و یا پیک فوری، ترجمه
های گویاتری باشند. به نظر میرسد که طرز استفادهٔ درست از این وسیله ارتباطیِ در
حال پیشرفت مهمتر از نامگذاریِ پارسی آن باشد. این سیستم ارتباطی نیز (مانند سایر
پدیدههای نو) محسنات و معایب بیشماری به همراه دارد. به عنوان مهمترین حُسن میتوان
از تنظیم، ویرایش، و انتشار وسیع و گستردهٔ آن نام برد! اخباری را که سابقا از طریق
روزنامهها و مجلات به دست میرسیدند، امروزه میتوان در تارنماها مطالعه کرد. کپی
کردن و در متنِ ایمیل قرار دادنِ این اخبار، علاوه بر دستکاریِ نویسنده (و گاهی
بدون ذکر مأخذ) وسیله بسیار رایجی برای انتشار افکار شده است! تعداد ایمیلهای دریافتی
گاهی آنچنان گسترش میابد که خواندن آنها به ساعتها وقت احتیاج دارد.
Wednesday, May 1, 2013
May Day
"Workers
hit by lower living standards and record high unemployment staged May Day
protests across Europe on Wednesday, hoping to persuade their governments of
the case for easing austerity measures and boosting growth." Reads the
first paragraph of the online article by Reuters titled: "Thousands rally against European austerity on May
Day", which claims to be the largest European May Day rally ever. Almost
all progressive media and some other international instruments have publicized
these events. Of course, major US media (even some progressive ones) have been
quite about it!Friday, April 5, 2013
نوآوریهای باستانی (۳) بخش پایانی
این کتاب که در سال ۱۹۹۴ انتشار یافت اختراعات و نوآوریهای دوران
باستان را مورد بحث قرار میدهد. کتاب گنجینه ایست از پیدایش اختراعات و اکتشافاتی
که در زمانهای بسیار دور به منصه ظهور رسیدهاند. بسیاری از این نوآوریها با سقوط
امپراتوریهای متفاوت از یادها رفتند و قرنها بعد به عنوان اختراعی جدید (به دلیل
عدم آگاهیِ تاریخی) عرضه شدند. نمونههای چشمگیری از این ابداعات در ایران باستان
صورت گرفتند. در اینجا صرفا آن اختراعاتی که سرچشمه آنها در سرزمین پهناور ایران
بوده است نقل میشوند. در ضمن، چون گاهی به “ایران” و گاهی به “پرژیا” اشاره میشود،
چنانکه کلمه “ایران” استفاده شود در اینجا نیز همین کلمه مورد استفاده قرار میگیرد.
اگر در کتاب از واژه “پرژیا” استفاده شود، از معادل زبان خود یعنی “پارس” در اینجا
استفاده میشود. گفتار این نکته ضروریست که مقدار معتنابهی از اختراعات در خاور نزدیک،
که مهد فرهنگ و تکنولوژی آن زمان بود، به وجود آمدند. خاور نزدیک قرنهای متوالی زیر
فرمان امپراتوریهای بزرگ آن زمان، از جمله آشور و فنیقیه و ایران بود. در بخش
نخست به گوشههایی از پنج فصل آغازین این
کتاب اشارهای شد. در بخش دوم فصول پنج تا هشت مورد بررسی قرار گرفت. در بخش آخر،
مطالبی که به ایران اشاره دارد و در چهار فصل پایانی کتاب آمده مرور میشوند. مطابق
سابق، تاریخهای ذکر شده در این کتاب همه میلادی (قبل یا بعد از میلاد مسیح) هستند،
که چنانچه به قبل از میلاد مربوط باشند، حروف (ق.م.) بعد از اعدادِ نشان دهندهٔ
سال میایند.
Sunday, March 24, 2013
March 20, 2013
Today marks the first day of spring as well as the first day of Persian New Year (year 1392). It also coincides with Obama’s trip to Israel and his meeting with Netanyahu and other Israeli officials. For the occasion of this meeting and the tenth anniversary of invasion of Iraq by US forces (of a few days ago), an article is published by Juan Cole in Informed Comments, stating with one other reason for the invasion, something that many of us never knew about. The article discloses many documents representing the involvements of Israeli government in persuading US to attack Iraq. One of these documents is a quotation from a news article published in Jerusalem Post on March 10, 2003: “…the foreign ministry has received reports from the US telling Israelis to cool their jets because ‘the US media’ is portraying Israel as ‘trying to goad the administration into war.’” Whether Israelis coaxed US government, the article endeavors to make a case in support of it. All we know is that the administration ultimately attacked Iraq under the pretense of “weapons of mass destruction”, which proved to be a lie. Coincidently, the same type of slander (as weapons of mass destruction) has been used, this time by the legislators instead of the administration. It is claimed that Assad used chemical weapons on the rebels. This is of course a prelude to a more direct training and arming Syrian rebels (who have been covertly supported and armed by the military in the past two years).
Tuesday, March 19, 2013
نو آوری های باستانی (۲) بخش دوم از سه بخش
این کتاب که در سال ۱۹۹۴ انتشار یافت اختراعات و نوآوریهای دوران باستان را مورد بحث قرار میدهد. کتاب گنجینه ایست از پیدایش اختراعات و اکتشافاتی که در زمانهای بسیار دور به منصه ظهور رسیدهاند. بسیاری از این نوآوریها با سقوط امپراتوریهای متفاوت از یادها رفتند و قرنها بعد به عنوان اختراعی جدید، به دلیل عدم آگاهی از وجود قبلی آنها، عرضه شدند. نمونههای چشمگیری از این ابداعات در ایران باستان صورت گرفتند. در اینجا صرفا آن اختراعاتی که سرچشمه آنها در سرزمین پهناور ایران بوده است نقل میشوند. در ضمن، چون گاهی به “ایران” و گاهی به “پرژیا” اشاره میشود، چنانکه کلمه “ایران” استفاده شود در اینجا نیز همین کلمه مورد استفاده قرار میگیرد. چنانکه از واژه “پرژیا” استفاده شود، از معادل پارسی آن یعنی “پارس” در اینجا استفاده میشود. گفتار این نکته ضروریست که مقدار معتنابهی از اختراعات در خاور نزدیک، که مهد فرهنگ و تکنولوژی آن زمان بود، به وجود آمدند. خاور نزدیک قرنهای متوالی زیر فرمان امپراتوریهای بزرگ آن زمان، از جمله آشور و فنیقیه و ایران بود. در بخش نخست به گوشههایی از پنج فصل آغازین این کتاب اشارهای شد. در این بخش، قسمتهائی از فصل پنجم کتاب به بعد نقل قول میشوند. مانند بخش نخست، تنها به مطالبی که در کتاب تحت عنوان ایران یا پارس آمده اشاره میشود. تاریخهای ذکر شده در این کتاب همه میلادی (قبل یا بعد از میلاد مسیح) هستند، که چنانچه به قبل از میلاد مربوط باشند، حروف (ق.م.) بعد از اعدادِ نشان دهندهٔ سال میایند.
Saturday, March 16, 2013
The Magic Of Reality
This is the title of Richard Dawkins’ latest book. It is written for younger readers and it seems he had made an effort to avoid any scientific terms or equations or explanations which would only be understood by experts. Considering its simplicity in language and explanation of phenomena, this book makes a good read for a lay person who enjoys learning facts of life from a scientific point of view and without any Hocus Pokus! The book begins with a definition of, and a comparison between, reality and magic. As one enjoys myths, its power is explained and advised at the same time not to confuse myths with scientific facts. Different ways to distinguish the difference between myths and realities are clarified next. Each chapter discusses a set of scientific findings about certain subject. Most chapters start with some mythological stories related to the subject. What Dawkins is trying to do in this book is to put realities and myths side by side and let the reader decide which one is more enchanting, with the obvious conclusion made at the end of the chapter in support of the former.
Thursday, March 14, 2013
شگفتیِ واقعیات
این عنوانِ آخرین کتاب ریچارد داوکینز است. به نظر می رسد که او در این کتاب که برای خوانندگانِ جوان نوشته شده است، تلاش کرده است که قوانین و مفاهیم علمی و فرمولها و یا توضیحاتی را که فقط خبرگان و دانشمندان درک میکنند با زبانی ساده بیان کند. با توجه به سادگی گفتار در زبان و تبیین پدیده ها، این کتاب راهگشای اشخاصی است که در علوم خبره نیستند ولی از یادگیریِ حقایق زندگی از نقطه نظر علمی لذت میبرند، و نیازمندند که به دور از سحر و جادو، به شگفتیِ واقعیات پی ببرند. گفتمان با مقایسهای بین واقعیت و اسطوره آغاز می شود. پس از آنکه لذت بردن از اسطوره و یا تردستی را تائید میکند، به خواننده هشدار میدهد که متوجه باشد که این داستانها و تردستیها سوای واقعیات علمی هستند. در این رابطه، روشهای مختلف برای تشخیص تفاوت میان غیرواقعی (چشمبندی/ تردستی/ معجزه/ سحر و جادو/ اسطوره) و واقعیت توصیف میشوند. هر فصل در مورد مجموعهای از یافته های علمی و در رابطه با موضوع خاصی می باشد. اکثر فصلها با یک یا چند داستان اساطیری یا مذهبی در ارتباط با سر فصل، شروع میشوند. داوکینز در تلاش است تا در این کتاب واقعیت و اسطوره را در کنار هم قرار دهد تا خواننده خود تصمیم بگیرد که کدام لذت بخش تر است. پر واضح است که نتیجه گیریِ او حمایت از واقعیات علمی است.
Friday, March 1, 2013
A Universe from Nothing
Thursday, February 28, 2013
نوآوریهای باستانی (۱) بخش نخست از سه بخش
این کتاب که در سال ۱۹۹۴ انتشار یافت اختراعات و نوآوریهای دوران باستان را مورد بحث قرار میدهد. کتاب گنجینه ایست از پیدایش اختراعات و اکتشافاتی که در زمانهای بسیار دور به منصه ظهور رسیدهاند. بسیاری از این نوآوریها با سقوط امپراتوریهای متفاوت از یادها رفتند و قرنها بعد به عنوان اختراعی جدید، به دلیل عدم آگاهی از وجود قبلی آنها، عرضه شدند. نمونههای چشمگیری از این ابداعات در ایران باستان صورت گرفتند. در اینجا صرفا آن اختراعاتی که سرچشمه آنها در سرزمین پهناور ایران بوده است نقل میشوند. در ضمن، چون گاهی به “ایران” و گاهی به “پرژیا” اشاره میشود، چنانکه کلمه “ایران” استفاده شود در اینجا نیز همین کلمه مورد استفاده قرار میگیرد. چنانکه از واژه “پرژیا” استفاده شود، از معادل پارسی آن یعنی “پارس” در اینجا استفاده میشود. گفتار این نکته ضروریست که مقدار معتنابهی از اختراعات در خاور نزدیک، که مهد فرهنگ و تکنولوژی آن زمان بود، به وجود آمدند. خاور نزدیک قرنهای متوالی زیر فرمان امپراتوریهای بزرگ آن زمان، از جمله آشور و فنیقیه و ایران بود. در اینجا (در سه بخش) تنها به گوشههایی از آن که در کتاب تحت عنوان ایران یا فارس آمده اشاره میشود. تاریخهای ذکر شده در این کتاب همه میلادی (قبل یا بعد از میلاد مسیح) هستند، که چنانچه به قبل از میلاد مربوط باشد، حروف (ق.م.) بعد از اعداد نشان دهنده سال میایند.
Subscribe to:
Posts (Atom)






